کد خبر: 805606
تعداد نظرات: ۱ نظر
تاریخ انتشار: ۲۹ مرداد ۱۳۹۵ - ۲۰:۲۴
متهم 3 سال پس از وقوع حادثه بازداشت شد
عامل قتل مادر و دختر خردسالش كه سه سال قبل به طرز دلخراشي در خانه‌شان كشته شدند، مردي آشناست كه مدعي است با انگيزه سرقت دست به جنايت زده است.
به گزارش خبرنگار ما، ساعت 18:30 اول بهمن ماه سال 92 بود كه مأموران كلانتري 161 ابوذر خبر كشف جسد مادر و دختري خردسال را به قاضي منافي‌آذر، بازپرس ويژه قتل گزارش دادند. محل حادثه آپارتماني در طبقه دوم يك مجتمع مسكوني در خيابان زمزم، خيابان طاهري بود. وقتي بازپرس به همراه كارآگاهان اداره دهم پليس آگاهي در محل حاضر شد، با اجساد سحر 24 ساله و دختر سه ساله‌اش يلدا روبه‌رو شد.
   
شرح ماجرا از زبان شاهد آشنا
يكي از شاهدان كه زني جوان بود به بازپرس گفت: سحر از بستگان من است. شوهرش راننده كاميون است. او لحظاتي قبل با خانه ما تماس گرفت و گفت: در حال رانندگي در جاده‌ است و هر چه با خانه‌اش تماس مي‌گيرد، سحر گوشي را بر نمي‌دارد، به خاطر همين نگران است. او از من خواهش كرد به در خانه‌شان بيايم و او را از حال همسر و دخترش با خبر كنم كه قبول كردم.

لحظاتي قبل به اينجا آمدم. اول زنگ خانه سحر را زدم اما كسي در را باز نكرد. بعد زنگ يكي از همسايه‌ها را زدم و ماجرا را شرح دادم. او در ساختمان را برايم باز كرد و وارد شدم. به طبقه دوم آمدم و زنگ آپارتمان را زدم، اما سحر جوابگو نبود. متوجه بوي شديد گاز از داخل خانه‌شان شدم. احتمال دادم كه حادثه گازگرفتگي اتفاق افتاده باشد به خاطر همين ماجرا را با ساكنان ساختمان در ميان گذاشتم و با كمك آنها با شماره 125 آتش‌نشاني تماس گرفتيم و ماجرا را شرح داديم. آتش نشانان بعد از حضور در اينجا در خانه را شكستند. وقتي وارد شديم جسد سحر و دخترش را ديديم و به پليس خبر داديم.
   
انتشار گاز براي پنهان كردن جنايت
تحقيقات تيم بررسي صحنه جرم نشان داد كه كانون انتشار گاز، پارگي شيلنگ گاز است كه به صورت عمدي بريده شده بود و مادر و دختر دچار گازگرفتگي شدند و جان خود را از دست داده‌اند. بنابراين خيلي زود مشخص شد كه عامل يا عاملان حادثه براي پنهان كردن جنايت و فريب پليس، شيلنگ را بريده و محل را ترك كرده‌اند. تحقيقات همچنين نشان داد كه حادثه از سوي فردي آشنا صورت گرفته است؛ چراكه آثار تخريب روي در خانه ديده نمي‌شد و سحر به راحتي در را به روي قاتل گشوده است. پس از آن بود كه جسد به دستور بازپرس به پزشكي قانوني منتقل شد. وقتي نظريه كارشناسان پزشكي قانوني نشان داد كه مادر و دختر بر اثر فشار بر عناصر حياتي دهان و گردن به كام مرگ رفته‌اند، پرونده با موضوع قتل عمد تشكيل شد.
   
تحقيق از پدر خانواده
شوهر سحر وقتي در اين باره تحقيق شد، گفت: وقتي خانه را بررسي كردم، متوجه شدم كه طلا و جواهرات همسرم به همراه مقداري پول نقد سرقت شده است. او در شرح ماجرا گفت: من راننده كاميون هستم. من و همسرم اهل يكي از شهرهاي گيلان هستيم و به تازگي براي ادامه زندگي به تهران آمده‌ايم. يك روز قبل از حادثه كاميون را بارگيري كردم و راهي جنوب كشور شدم. به واسطه شغلي كه دارم چند روز از خانه دور هستم به خاطر همين قبل از سفر مقداري پول نقد به همسرم مي‌دادم تا در مدتي كه نيستم، چيزهايي را كه لازم دارد، تهيه كند. در اين مدت هم هر روز با همسرم تلفني حرف مي‌زدم و جوياي حال او و دخترم مي‌شدم. روز حادثه هر چه با خانه تماس گرفتم، همسرم جواب نداد به خاطر همين با دختر عمه‌اش كه در نزديكي خانه‌مان زندگي مي‌كند، تماس گرفتم و خواستم به خانه‌مان برود و من را از حال همسرم با خبر كند. چند ساعت بعد بود كه من را از خبر ناگوار با خبر كرد.
   
بازداشت قاتل پس از سه سال
بعد از به دست آمدن اين اطلاعات بود كه تيمي از كارآگاهان اداره دهم پليس آگاهي براي تحقيقات بيشتر راهي زادگاه سحر در شمال كشور شدند و از خانواده‌اش تحقيق كردند. آنها متوجه شدند كه روز حادثه يكي از بستگان سحر كه مردي 30 ساله به نام مصطفي.غ بود، راهي خانه سحر شده بود. وقتي تحقيقات پليس تأييد كرد كه مصطفي روز حادثه در خانه سحر بوده است، 27 مردادماه او را بازداشت كردند.
   
اقرار به قتل
 او در اولين تحقيقات گفت كه نقشي در قتل سحر و دخترش نداشته است، اما در تحقيقات فني به جرمش اقرار كرد. متهم در شرح ماجرا گفت: مدتي قبل از حادثه به خاطر محدوديت مالي دچار مشكلات زيادي شده بودم. مي‌دانستم كه شوهر سحر وضع مالي خوبي دارد به خاطر همين تصميم گرفتم تا از او درخواست كمك كنم. ساعت 11 روز حادثه بود كه زنگ خانه‌شان را زدم. وقتي خودم را معرفي كردم، سحر من را به خانه راه داد و گفت كه دختر خردسالش خواب است و شوهرش براي بردن بار راهي جنوب كشور شده است. وقتي سحر از من پذيرايي مي‌كرد، متوجه بسته‌اي پول و جعبه جواهرات داخل يكي از اتاق‌ها شدم. بعد هم گفتم كه به خاطر مشكل مالي كه برايم پيش آمده به پول نياز دارم. سحر گفت كه شوهرش نيست و نمي‌تواند به من كمك كند. وقتي با خواسته‌ام مخالفت كرد، تصميم گرفتم تا او را به قتل برسانم و پول و طلاهايش را سرقت كنم. در فرصت مناسب پارچه‌اي برداشتم و سحر را غافلگير و او را خفه كردم. بعد از سرقت خواستم خانه را ترك كنم كه يلدا كوچولو بيدار شد. او من را ديده بود و مي‌توانست به پليس معرفي كند به خاطر همين. . . .

متهم گفت بعد از ارتكاب قتل و انجام سرقت، شيلنگ گاز را پاره كردم تا با انتشار گاز در خانه، ساختمان منفجر شود و اجساد از بين برود و جنايت من هم پنهان بماند. بعد از بريدن شيلنگ خانه را ترك كردم. فرداي آن روز ماجرا را دنبال كردم. فهميدم كه آتش‌نشاني در محل حاضر و مانع انفجار خانه شده است. بعد به سراغ صفحه حوادث روزنامه‌ها رفتم و متوجه شدم كه علت فوت سحر و دخترش گاز گرفتگي اعلام شده است، بنابراين مشغول زندگي عادي خودم بودم تا اينكه دستگير شدم.

سرهنگ كارآگاه حميد مكرم، معاون مبارزه با جرائم جنايي پليس آگاهي تهران بزرگ گفت: با توجه به اعتراف صريح مصطفي به ارتكاب جنايت، قرار بازداشت موقت از سوي قاضي منافي‌آذر‌ صادر شذ و متهم براي ادامه تحقيقات در اختيار اداره دهم پليس آگاهي تهران بزرگ قرار گرفته است.

غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۱
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۲۲:۳۴ - ۱۳۹۵/۰۸/۲۵
0
0
عالی بود دست پلیس وخبر نگار درد نکند
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار