
فراموش نکنيم که فقط در المپيک قبل بود که آن هم با پشتکار و درايت بنا تيم خوبي را ساخته و پرداخته کرديم و توانستيم سه مدال طلا در المپيک بگيريم. آن نتيجه يک اتفاق خارقالعاده براي کشتي فرنگي و ورزش ما بود. اگر اين موضوع را در نظر بگيريم، کسب دو مدال برنز در المپيک ريو براي ما شکست محسوب نميشود. ما قبل از لندن در مجموع فقط دو مدال در کشتي فرنگي در ادوار مختلف المپيک به دست آورديم پس اين دو مدال برنز را نميتوان به عنوان يک شکست براي کشتي فرنگي محسوب کرد.
هرچند کشتي فرنگي ما استحقاق نتايج بهتر از اين را داشت و بايد کار بيشتري صورت گيرد. بايد اين را در نظر داشته باشيم که ما چهار سال قبل که او شگفتي آفريد چه گلي به سر او زديم و چه امتيازي به او داديم که امروز بخواهيم او را زير سؤال ببريم و از او توقع داشته باشيم. چهار سال قبل، گفتم ما بايد فردي مثل بنا که آن اتفاق بزرگ را رقم زد را بايد به صورت ويژه ببينيم. حداقل در اندازه يک مربي ليگ فوتبال به او توجه ميکرديم بعد از او انتظار داشتيم تا او همراهي بيشتري با ورزش ما داشته باشد و در طول چهار سال کنار تيمي باشد که خودش ساخته و پرداخته کرده بود و آن وقت نتايج بهتري بگيرد، اما اين کار را نکرديم. در واقع بنا به کشتي فرنگي نياز دارد، کشتي فرنگي هم به بنا. اين اتفاقات رخ نداد و باعث شد کشتي فرنگي ما نتواند رشد خود را ادامه دهد. اميدوارم بنا به کارش ادامه دهد چراکه کشتي فرنگي ما به امثال بنا نياز دارد. حضور امثال بنا در ورزش ايران ميتواند در رشتههاي مختلف کمکرسان باشد. اميدوارم بنا با آناليز خوب اتفاقاتي که طي مدت اخير افتاد بتواند در آينده موفقتر باشد. به هر حال مردم توقع داشتند کشتي فرنگي نتايج بهتري بگيرد و از کشتي فرنگي انتظار بيش از اينها ميرفت.