کد خبر: 805363
تاریخ انتشار: ۲۷ مرداد ۱۳۹۵ - ۱۹:۲۸
به بهانه سالروز شكنجه و شهادت 3پاسدار انقلاب توسط منافقين
سازمان تروريستي منافقين طي تاريخ فاجعه‌بار خود، جنايات متعددي را مرتكب شده است كه...
احمدرضا صدري
سازمان تروريستي منافقين طي تاريخ فاجعه‌بار خود، جنايات متعددي را مرتكب شده است كه هر انسان شرافتمندي حتي از بيان آنها نيز شرم دارد، اما همواره سعي كرده است با مظلوم‌نمايي، چهره‌اي معصوم از خود به نمايش بگذارد! هر چند ديگر اين ترفند منافقين، حتي براي سمپات‌ها و طرفداران آن نيز كاربرد خود را از دست داده است.
در اين مجال اندك تلاش مي‌كنيم با اشاره به برخي از اقدامات تروريستي اين سازمان، جلوه‌هايي از منش جنايتكارانه اين نحله را نمايان سازيم. در اوايل دهه 60، سران جنايتكار سازمان منافقين كه تشكيلات خود را در پي ناكامي‌هاي متعدد در معرض نابودي مي‌ديدند، دست به سلسله عملياتي به نام «عمليات مهندسي» زدند و افراد عادي جامعه را با تيم‌هاي ترور خود مي‌ربودند و پس از شكنجه‌هاي فجيع، به شهادت مي‌رساندند. پس از لو رفتن تعداد زيادي از خانه‌هاي تيمي در سال 1361، سازمان به افراد خود دستور داد به هر كس كه در اطراف خانه‌هاي تيمي مشكوك شدند، او را بربايند و براي كسب اطلاعات شكنجه كنند. از جمله اين افراد يك كفاش و سه پاسدار بودند كه پس از شكنجه‌هايي به مراتب خشن‌تر از گونه قرون وسطايي، به شهادت رسيدند و پيكر آنها در اطراف تهران دفن شد.
موضوع ربايش دو عضو كميته به نام‌هاي طالب طاهري (16 ساله) و محسن ميرجليلي (25 ساله) از اين قرار بود كه اين دو توسط افرادي كه در خانه تيمي مركزي خيابان كارون مستقر بودند - مهدي كتيرايي و حسين ابريشم‌چي در آنجا سكونت داشتند- ربوده مي‌شوند و به خانه تيمي خيابان بهار كه حمام آن را براي شكنجه آماده كرده بودند، برده مي‌شوند. هدف اصلي از اين عمليات، آن بود كه مشخص شود: آيا خانه تيمي مركزي خيابان كارون لو رفته است يا خير؟ پس از بررسي جيب آنها، از روي كارت‌ها و مداركشان متوجه مي‌شوند آنها پاسدار كميته هستند. اين دو پاسدار را آن‌قدر با كابل زده بودند كه تاول‌هاي بدنشان تركيده و خونريزي كرده بود، با اين همه آن دو از دادن پاسخ خودداري و به‌شدت مقاومت مي‌كردند. شكنجه‌ها ادامه يافت و منافقين تاول‌هاي آنها را با آب جوش مي‌شستند كه بارها منجر به بي‌هوش شدن آنها شد و چون نتيجه نگرفتند با اتوي داغ به جانشان افتادند و وقتي باز هم پاسدارها لب باز نكردند، با چاقو پوست آنها را بريدند. سپس با ميله سربي به دهان و فك آنها كوبيدند، طوري كه دندان‌هاي شكسته‌شان، همراه با خون و آب از دهانشان بيرون ريخت!
اين دو پاسدار بارها زير شكنجه از هوش رفتند و همين كه به هوش آمدند، با شكنجه‌هاي قرون وسطايي بيشتري زجركش شدند. منافقين به اين هم بسنده نكردند و چون پاسدارها لب از لب نگشودند، با چاقو گوش‌هاي آنها را بريدند و چاقو را در چشم‌هايشان فروكردند. بعد با سيخ‌ كباب‌هاي سرخ‌شده به جان آنها افتادند، طوري كه بوي گوشت و پارچه سوخته خانه را پر كرد و سرانجام با شليك تير آنها را به شهادت رساندند و در پتو پيچيدند تا براي دفن به بيابان‌هاي اطراف تهران ببرند.
هنگامي كه ماجراي شكنجه پاسدارها توسط منافقين لو رفت و موج عظيمي از مردم در مراسم تشييع آنها شركت كردند و يك‌صدا شعار «مرگ بر منافق» سر دادند، سازمان منافقين متوجه شد اين رفتار براي او گران تمام خواهد و مخصوصاً در داخل تشكيلات، با پرسش‌هاي زيادي روبه‌رو خواهد شد. به همين دليل بنا شد به آنها بگويند: اين شكنجه‌ها كار خود رژيم بوده است!
خسرو زندي يكي از منافقين دستگيرشده، گناه «عباس عفت‌روش» را حزب‌اللهي بودنِ همسرش مي‌داند! آنها شبانه به مغازه عفت‌روش مراجعه و ادعا مي‌كنند بايد براي پاسخ به بعضي از سؤالات، با آنها به كميته بيايد. سپس او را براي شكنجه به يكي از خانه‌هاي امن سازمان در خيابان بهار- كه در اختيار بخش ويژه و حسين ابريشم‌چي بود- مي‌برند. آنها حمام خانه را با نايلون‌هاي ضخيم پوشانده بودند كه صدا بيرون نرود. آنها اين كفاش را براي اينكه درباره فعاليت‌هاي همسرش به آنها اطلاعات بدهند، شكنجه مي‌كنند، اما چون اصل قضيه صحت نداشت، هيچ اطلاعاتي به دست نمي‌آورند. هنگامي كه همه شكنجه‌ها در مورد او بي‌نتيجه مي‌ماند، او را مي‌كشند و همراه دو نفر ديگر در بيابان‌هاي اطراف تهران دفن مي‌كنند! اين فرد واقعاً از چيزي خبر نداشت، اما سازمان به خاطر انتقام او را هم كشته و دفن كرده بود.
از ديگر كساني كه به جرم عضويت در كميته مركزي انقلاب ربوده و 10 روز شكنجه شد و نهايتاً هم به شهادت رسيد، شاهرخ طهماسبي 28 ساله بود كه پيكرش را در عباس‌آباد تهران رها كردند. محمود جوادبيگي يكي از كساني كه در اين جنايت دست داشت، اعتراف كرد: پس از ضربات سنگين نظام به سازمان بعد از 12 ارديبهشت سال 1361 - كه در ظرف يك روز حدود 20 خانه تيمي لو رفت- سازمان تصميم به انتقام گرفت. در مرداد سال 1361 شاهرخ طهماسبي ربوده و به يكي از خانه‌هاي تيمي سازمان در كوچه باغ، در خيابان سهروردي برده شد.
در آنجا صاحبخانه متوجه رفت و آمدهاي مشكوك مي‌شود و به پليس خبر مي‌دهد، در نتيجه شاهرخ طهماسبي را به خيابان خواجه نظام مي‌برند. در آنجا حمام خانه را براي شكنجه آماده كرده بودند. شاهرخ را به آنجا مي‌برند و با كابل به جانش مي‌افتند. سرانجام هم او را به قتل مي‌رسانند و در كارتن مي‌گذارند و به بيابان‌هاي اطراف عباس‌آباد مي‌برند و دفن مي‌كنند.
پس از به شهادت رسيدن پاسدار كميته مركزي انقلاب اسلامي و نيز عباس عفت‌روش، خسرو زندي حين سرقت توسط مردم دستگير مي‌شود و در بازجويي به اين قتل‌ها اعتراف مي‌كند. در پي اعترافات هولناك او، اجساد شهداي مزبور كشف مي‌شود.
 در عمليات تعقيب و مراقبت دقيقي كه صورت مي‌گيرد، مهران اصدقي، فرمانده اول نظامي منافقين و از عوامل اصلي شكنجه نيز گرفتار مي‌آيد. او مدت‌ها تلاش مي‌كند با بيان مطالب ساختگي، حقايق شكنجه افراد را كتمان كند، اما سرانجام پس از سپري شدن يك سال و نيم از بازداشت خود و هنگامي كه با مدارك و شواهد مستدلي روبه‌رو مي‌شود و ديگر چاره‌اي جز اعتراف نمي‌بيند، جزئيات جنايات منافقين را آشكار مي‌سازد و به اين ترتيب بخشي از هويت سازمان مخوف منافقين را براي ثبت در تاريخ در بازجويي‌هاي خود اعتراف مي‌كند. اين سازمان مخوف كه روزگاري با عنوان مبارزه با امپرياليسم، جوانان متدين را به سوي خود جذب مي‌كرد و بسياري از آنان به اميد رهايي مردم از ظلم رژيم شاه به دام اين سازمان افتادند، بعدها چنان به انحراف كشيده شد كه كاملاً در خدمت امپرياليسم قرار گرفت و براي دستيابي به قدرت روي ساواك و رژيم شاه، بلكه مخوف‌ترين سازمان‌هاي امنيتي دنيا را سفيد كرد.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها