به گزارش خبرنگار ما، شامگاه شنبه پنجم تيرماه امسال قاضي منافيآذر، بازپرس ويژه قتل دادسراي جنايي تهران با تماس تلفني مأموران پليس از كشف جسد پسر جواني در حوالي جاده جاجرود با خبر و همراه كارآگاهان اداره دهم پليس آگاهي در محل حاضر شد. تيم جنايي در نخستين گام با جسد پسر 25 سالهاي كنار جاده روبهرو شدند. بررسيهاي اوليه حكايت از آن داشت وي پس از فوت يا قتل در مكان ديگري به محل حادثه منتقل شده است. در حالي كه جسد براي مشخص شدن علت فوت به پزشكي قانوني فرستاده شد، بررسيهاي مأموران نشان داد پسر فوت شده اهل يكي از شهرهاي خراسان است كه مدتي قبل براي كار به تهران آمده است. مأموران در تحقيقات بعدي دريافتند فرشيد در اين مدت با به خانه مرد سالخوردهاي به نام رحيم رفت و آمد داشته است. از سوي ديگر مشخص شد، رحيم آخرين فردي بوده كه قبل از حادثه با فرشيد ملاقات داشته است. بنابراين مأموران به دستور قاضي رحيم را به عنوان مظنون بازداشت کردند. متهم در بازجوييها ادعا كرد كه فرشيد در خانهاش فوت كرده و او از ترس، جسدش را در كنار جاده رها كرده است. وي صبح ديروز به دادسراي جنايي منتقل شد و از سوي قاضي مورد تحقيق قرار گرفت. متهم گفت: من بازنشسته اداره دولتي هستم و در حال حاضر كارگاه مبلسازي دارم. دو روز قبل از حادثه با فرشيد داخل پاركي در نزديكي خانهمان آشنا شدم.
او مدعي بود پدرش معتاد است و از شهرستان براي كار به تهران آمده است. فرشيد كاري پيدا نكرده بود كه قرار شد در كارگاه من شروع به كار كند. روز حادثه فرشيد را داخل پارك ديدم و قرار شد روز بعد در كارگاه من شروع به كار كند. شب حادثه او دوباره به سراغم آمد و گفت براي خواب جايي ندارد و از من خواست در زيرزمين خانهام بخوابد. وقتي التماس كرد، دلم براي او سوخت و قبول كردم. صبح وقتي از خواب بيدار شدم به سراغش رفتم تا او را به كارگاه ببرم كه ديدم فوت كرده است. خيلي ترسيدم به همين دليل تا شب صبر كردم و بعد جسد را به صندلي عقب خودروام انتقال دادم و پارچهاي روي آن انداختم و در ادامه جسد را كنار جاده رها كردم.
وي در پايان گفت: من تاكنون افراد بيخانمان زيادي را به خانهام و كارگاهم بردهام و گاهي اوقات هم رو دست خوردهام و اين افراد حتي اموالم را سرقت كردهاند اما اين بار گرفتار بد حادثهاي شدم.
تحقيقات از متهم به دستور قاضي منافيآذر تا اعلام نظريه پزشكي قانوني و مشخص شدن علت اصلي مرگ از سوي كارآگاهان پليس آگاهي ادامه دارد.