کد خبر: 804722
تاریخ انتشار: ۲۵ مرداد ۱۳۹۵ - ۲۱:۰۰
خود‌كنترلي، راز موفقيت
ارتباط بخش بزرگي از زندگي هر فرد را به خود اختصاص مي‌دهد. انسان با ارتباط و گفت‌و‌گو نيازهاي خود را برطرف مي‌كند و...
سجاد علمرداني*
ارتباط بخش بزرگي از زندگي هر فرد را به خود اختصاص مي‌دهد. انسان با ارتباط و گفت‌و‌گو نيازهاي خود را برطرف مي‌كند و به وسيله آن پيام خود را به ديگران منعكس مي‌كند، احساس تنهايي‌اش رفع مي‌شود و كيفيت زندگي‌اش بالا مي‌رود. هر كسي با توجه به فرهنگ و سبك زندگي‌اش، نوع گفت‌و‌گوي متفاوتي دارد، ارتباطات متفاوتي دارد و ديدگاه‌هاي متفاوتي دارد. پس اهميت توجه به اين مقوله از الزامات يك زندگي سالم است. اما اينجا سؤالي مطرح است، اينكه آيا همه به يك گونه و به يك اندازه در ارتباطات مهارت دارند و اين مهارت از كجا كسب مي‌شود و آيا آن ذاتي است يا حاصل اكتساب از محيط و شيوه‌هاي تربيتي.


پاسخ همه اين سؤالات را مي‌توان در كنترل و تنظيم بهينه هيجانات يافت. هيجان و فراهيجان است كه ما را در چنين شرايطي راهبري مي‌كند و به سمت و سويي كه دوست دارد سوق مي‌دهد. ارسطو، فيلسوف يوناني معتقد است عصباني شدن آسان است، همه مي‌توانند عصباني شوند، اما عصباني شدن در برابر شخص مناسب، به ميزان مناسب، در زمان مناسب، به دليل مناسب و به روش مناسب، آسان نيست. اين همان مسئله‌اي است كه خودكنترلي نام دارد. خود‌تنظيمي هيجان نياز به كسب مهارت‌هاي مختلفي مثل حل مسئله، كنترل خشم و تاب آوري و تحمل بلاتكليفي در شرايط بحراني دارد. همه اين موارد در انسان باهوش اجتماعي سنجيده مي‌شود. اشتباه نكنيد بهره هوشي همان هوش اجتماعي نيست.


هيجانات هم باهوش هستند! چه بسا كساني هم هستند كه باهوش هستند ولي به سبب عدم كسب مهارت‌هاي مناسب نمي‌توانند ارتباطات مناسب داشته باشند. بهره هوشي به تنهايي نمي‌تواند از عهده توضيح سرنوشت متفاوت افرادي برآيد كه فرصت‌ها، شرايط تحصيلي و چشم‌اندازهاي مشابهي دارند. بلكه در كنار اين مورد فرد بايد با آغاز رشد جسمي، رشد رواني و اجتماعي نيز داشته باشد و اين در سايه تربيت و آموزش مهارت‌هايي همچون مهارت حل مسئله اتفاق مي‌افتد.


جالب است بدانيد خيلي از كساني كه ضريب هوشي بالايي دارند رضايت از زندگي مناسبي ندارند، چراكه حس مي‌كنند هميشه مورد ستم واقع شده‌اند و استعدادهايشان ناديده گرفته شده است اما افرادي كه هوش اجتماعي مناسب دارند، در مواجهه با شرايط نامتعارف هم سعي در تلطيف شرايط دارند. گرچه بايد عنوان كرد كه بين هوش و هوش اجتماعي همپوشاني وجود دارد، بدين صورت كساني كه باهوش هستند در بيشتر موارد (اگر خانواده تعليم‌دهنده‌اي داشته باشند) هوش اجتماعي و ارتباطات بهتري دارند و در نهايت نتايج بهتري نيز كسب مي‌كنند و كيفيت زندگي بهتري دارند. همچنين اين افراد شناخت و كنترل عواطف و هيجان‌هاي بهتري را تجربه مي‌كنند و در مواجهه با مصيبت و مشكلات زندگي به حل مسئله مي‌پردازند و در پي ايجاد ابهام، فرار يا دور زدن نيستند.


هوش اجتماعي سازگاري افراد را با خانواده، اجتماع و محيط كار افزايش مي‌دهد و شرايطي ايجاد مي‌كند كه افراد عواطف مناسب‌تري را تجربه كنند. هوش هيجاني نيز همپوشي‌هاي نزديكي با بهره هوشي و هوش اجتماعي دارد و از لحاظ شناختي، فيزيولوژي و رفتاري جاي بحث دارد.


مهارت‌هاي هوش اجتماعي يا آموخته‌هاي ما در جريان زندگي 80 درصد از موفقيت افراد را در زندگي پيش‌بيني مي‌كند و افرادي كه كنترل هيجانات و احساساست بهتر و بيشتري دارند، منعطف‌تر و قابل رسوخ‌تر و پرتلاشگرتر هستند. حتي به جرئت مي‌توان گفت كساني كه رهبران موفقي (منظور سر دسته‌ها در حوزه‌هاي مختلف هستند) مي‌شوند، يقيناً در كنار بهره هوشي بهتر، هوش اجتماعي، هيجاني بالاتري دارند.


در نهايت انسان مي‌تواند با تمرين‌هاي مستمر و پايدار و كسب مهارت‌هاي مكفي براي زندگي، هوش هيجاني و اجتماعي خود را افزايش دهد و ارتباطات اثربخشي با افراد داشته باشد. چه بسا بسياري از فرصت‌هاي شغلي كه به دليل عدم علم به اين موضوع از بين مي‌روند. پس با يادگيري و ممارست در هر مرحله‌اي از زندگي مي‌توانيد هوش عاطفي و هيجاني خود را افزايش دهيد و به موفقيت‌هاي بيشتري دست يابيد و كيفيت زندگي بهتري را تجربه كنيد.


روانشناس و مشاور خانواده
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار