ريشه تقابل ميان طب سنتي و طب مدرن شايد به روزگاري باز گردد كه نخستين دانشجويان ايراني راهي فرنگ شدند تا در دانشگاههاي غرب پزشكي بخوانند و در لباسي سفيد، درست مانند پزشكان غربي و با دارو و درمانهايي كه تا آن روز براي مردم ما ناشناخته بود به معالجه بيماريها بپردازند. هر چند طب مدرن دستاوردهاي قابل تقديري داشته و توانسته است در طول سالها تكامل بر دنياي علم پزشكي حاكم شود. اما كاستيهاي اين طب در كنار عوارض ناخواسته روشهاي درماني تهاجمي و داروهاي شيميايي استفاده شده در آن موجب شده تا نگاههاي جهاني دوباره به طب سنتي معطوف شود. دانشي كه از دل طبيعت به دست آمده و محصول هزاران سال تجربهاي است كه سينه به سينه انتقال يافته و به تكامل رسيده است.
به همين خاطر هم امروز در بسياري از كشورهاي غربي پزشكان به سمت روشهاي طب سنتي چيني، هندي و در مواردي ايراني و اسلامي گرايش پيدا كردهاند، به گونهاي كه در كشور آلمان 70درصد داروهاي مورد استفاده، منشأ گياهي دارند. با وجود اين اما در كشور ما مقاومت شديدي براي ابراز وجود دانشآموختگان رشتههاي طب سنتي و داروهاي گياهي وجود دارد. اين در حالي است كه از يك سو نقاط ضعف طب نوين و از سوي ديگر تغيير نگاه پزشكان طب نوين از ارزشگرايي به ماديگرايي موجب شده تا برخي از افراد در اين قشر به نام درمان بيماريها مردم را تحت فشار قرار داده و در نهايت هم از نتيجه درماني رضايتبخش ناتوان بمانند. اين درست همان نكتهاي است كه موجب شده مردم كشورمان دوباره به سمت و سوي داروهاي گياهي و پزشكان طب سنتي گرايش يابند اما اين گرايش موجب نگراني پزشكان طب نوين و داروسازان شيميايي شده است تا جايي كه در برابر ابلاغ آييننامه با اعتراض گسترده و تجمع گروهي از اين افراد مواجه بوديم.
به بيان ديگر اطباي طب نوين وقتي ميبينند به دليل كارنامه عملكردي خودشان مورد بياعتمادي مردم قرار گرفتهاند، نگرانند با گسترش طب سنتي و داروخانههاي گياهي بازار و چرخه اقتصادي خود را از دست بدهند چرا كه ديگر مردم ناچار نيستند براي درمان بيماريهاي خود به پزشكان طب مدرن مراجعه كنند و طب سنتي گزينههاي تازهاي را پيش روي آنها قرار داده كه ميتوانند با هزينه و تبعات كمتر به درمان اميدوار باشند. هر چند كه در اين مسير هم گاهي شاهد خودنمايي برخي شيادان هستيم كه از گرايش روز افزون مردم به طب سنتي سوءاستفاده ميكنند. اين مهم اما لزوم ورود جدي وزارت بهداشت به اين مقوله را بيش از پيش به رخ ميكشد. حالا بيش از هشت سال است كه طب سنتي ايران در نظام آموزش آكادميك ايران وارد شده و اين علم كه ميراث نياكان دانشمند اين سرزمين است، در مقطع PhD در دانشگاههاي سراسر كشور تدريس ميشود تا در ساختاري علمي، تخصصي و بهدور از افراط و تفريط تثبيت شده و رشد پيدا كند.
بهموازات اين امر، نگاه علمي و دانشگاهي به داروهاي سنتي و گياهي در كشور با تأسيس رشته داروسازي سنتي در اواسط دهه 80 روند رو به رشدي يافت و امروز شاهد وجود تعداد بسيار زيادي از داروهاي توليد شده در اين عرصه در بازار دارويي كشور هستيم كه بخشي از آنها با حمايت وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكي تحت پوشش بيمه نيز درآمدهاند.
از سوي ديگر پژوهشهاي گسترده متخصصان اين حوزه روي كارايي و ايمني اين داروها منجر به ايجاد شواهد معتبر آزمايشگاهي و باليني بسياري در رابطه با فرآوردههاي طب سنتي و طبيعي شده كه قابل استناد در عرصه بينالمللي است.
در اين فضا و با توجه به اقبال رو به افزايش جامعه به استفاده از درمانهاي سنتي و داروهاي طبيعي، وجود مراكز علمي ارائه خدمات در قالب داروخانههاي سنتي و طبيعي زير نظر متخصصان داروسازي سنتي و همچنين داروسازان عمومي دورهديده تحت نظر اين متخصصان، بهشدت احساس ميشود و به نوعي حركت در راستاي خودكفايي علمي و اقتصاد مقاومتي به شمار ميرود و حتي ميتواند وضعيت شده عرضه گياهان دارويي را سر و ساماني بدهد.