کد خبر: 804238
تعداد نظرات: ۱ نظر
تاریخ انتشار: ۲۳ مرداد ۱۳۹۵ - ۱۸:۰۸
گفت‌وگو با محمد بناكه انتظارات از او و شاگردانش در ريو بالاست
پس از كسب سه مدال طلا در المپيك لندن، حالا همه نگاه‌ها در ريو هم به كشتي فرنگي است و انتظارها از شاگردان بنا براي تكرار موفقيت لندن بالاست.
محسن جعفري
پس از كسب سه مدال طلا در المپيك لندن، حالا همه نگاه‌ها در ريو هم به كشتي فرنگي است و انتظارها از شاگردان بنا براي تكرار موفقيت لندن بالاست. با اين حال در شرايطي بنا در خانه كشتي شاگردانش را آماده حضور در المپيك 2016 كرد كه پيش از رفتن به ريو، مصائب زيادي را تحمل كرد، به طوري كه از بي‌توجهي‌ كارد به استخوانش رسيد و در مصاحبه‌هاي تند و تيز عليه وزارت ورزش موضع گرفت. با تمام اين مشكلات، بنا تيمش را آماده حضور روي تشك ريو كرده است، تيمي كه بعد از المپيك لندن هر چند با رفتن بنا از هم پاشيد اما با بازگشت بنا حالا به نظر مي‌رسد اين تيم دوباره در حال نزديك شدن به روزهاي خوبش است.

فاصله كمي تا آغاز بازي‌هاي المپيك 2016 داريم و تركيب نهايي تيم ملي هم براي اعزام به اين مسابقات اعلام شده است. شرايط تيم به چه صورت است؟
 خدا را شكر شرايط خوب است. در 10 ماه گذشته كلاً يك مسير خوب و عالي را طي كرديم. بچه‌ها خيلي خوب همراهي كردند. در ميدان‌هاي مختلف شركت كرديم و البته فراز و نشيب هم در بعضي از مواقع داشتيم اما در مجموع سير ما صعودي بوده است. ان‌شاءالله مدت زمان باقيمانده را بدون مشكل و ضرب‌ديدگي بگذرانيم تا با دعاي خير مردم بتوانيم در المپيك موفق باشيم.
اگر بخواهيم در اوزان مختلف شرايط را بررسي كنيم ارزيابي شما از مدال‌آوري ملي‌پوشان به چه صورت است؟ شما هميشه مي‌گوييد ان‌شاءالله در المپيك شش مدال طلا مي‌گيريم...
 من هيچ وقت نگفتم ما در المپيك شش مدال طلا مي‌گيريم. به نظر شما همه دنيا خوابيده‌اند تا
ما برويم در المپيك شش مدال طلا بگيريم؟!

نه، اما هميشه مي‌گوييد ان‌شاءالله در المپيك شش مدال طلا كسب ‌كنيم...
 به هر حال اين موضوع آرزوي هر كسي است. شما به هر آدمي در مملكت بگوييد «چه آرزويي داري؟» به طور مثال مي‌گويد: «ما 63 سهميه المپيك گرفته‌ايم و اميدواريم كه ان‌شاءالله 63 مدال طلا بگيريم.» به نظر شما شدني است؟ آرزو بر جوانان عيب نيست. ما جوان هستيم و آرزو مي‌كنيم! اما در مجموع شش دلاور داريم كه همه آنها شانس اين را دارند كه بتوانند حتي روي سكوي المپيك بايستند. اميدوارم اين اتفاق رخ دهد اما خيلي چيزها بايد دست به دست هم دهند. بايد روزِ كشتي‌گير باشد، شرايط ريكاوري خوب باشد و اشتباهي رخ ندهد. ميدان المپيك، ميدان خاصي است و اصلاً قابل پيش‌بيني نيست. من واقعاً مي‌گويم كه كشتي ما هم آزاد و هم فرنگي مثل هندوانه دربسته است. همه به اين رشته اميدوار هستند كه در المپيك، مدال بگيرد اما امكان دارد يك دفعه اتفاق ديگري بيفتد. المپيك 2012 كه استثنا بود اما در چندين المپيك، بهترين تيم‌هاي دنيا را داشتيم كه رفته‌اند اما نتوانسته‌اند نتيجه بگيرد. پس نمي‌توان هيچ‌گونه پيش‌بيني صحيحي انجام داد.

آن زمان كه به تيم ملي كشتي فرنگي برگشتيد، گفتيد «قطعاً بعد از المپيك در تيم ملي مي‌مانم.» در حال حاضر شرايط به چه صورت است؟ فاصله زيادي تا زمان شروع برگزاري مسابقات المپيك 2016 باقي نمانده است. با ادامه اين شرايط، محمد بنا در رأس تيم ملي كشتي فرنگي ايران مي‌ماند؟
 نمي‌شود گفت. من نمي‌دانم شرايط به چه صورت پيش مي‌رود. بايد منتظر بمانيم مسابقات المپيك برگزار شود و ما شرايط تيم ملي كشتي فرنگي كشورمان را در المپيك ريو ببينيم. اين آرزو را براي ماندن خودم نمي‌كنم، بلكه اين آرزو را براي خوشحالي مردم دارم كه ما نتيجه خيلي خوبي در المپيك بگيريم. اگر نتيجه خوبي بگيريم، من هم خود به خود در تيم ملي ماندني مي‌شوم ولي اگر خداي ناكرده، نتيجه خوب نباشد، طبيعتاً ديگر مني وجود ندارد. «من» كه كلاً شيطان است. ديگر محمد بنايي وجود ندارد كه بخواهد بماند. شايد به اين شكل و در اين جايگاه كار نكنم و به حالت‌هاي ديگر به فدراسيون كشتي كمك كنم. طبيعتاً هر كسي كه سال‌ها كنار كشتي باشد، نمي‌تواند كشتي را كنار بگذارد. حتي اگر شده در يك باشگاه بخواهد برود و كار آموزشي انجام دهد. منصورخان نزديك به چهار دهه سرمربي تيم ملي بوده اما الان نزديك خانه خود در يك باشگاه در حال انجام كار آموزش كشتي است. وقتي منصورخان به اين بزرگي اين كار را انجام مي‌دهد، من چرا انجام ندهم؟

المپيك 2012 لندن بيشتر براي شما استرس داشت يا المپيك 2016 ريو؟ با توجه به اينكه در روزهاي پر استرس نزديك به شروع مسابقات قرار داريد، كدام روزها براي شما سخت‌تر بودند؟
 طبيعتاً الان. چون ما المپيك لندن را نديده بوديم و كسي از ما توقعي نداشت. من كاملاً به دلاوري بچه‌هايمان اعتقاد داشتم ولي وقتي با مردم صحبت مي‌كرديم، چون 40 سال بود مدالي در المپيك كسب نكرده بوديم، حتي اگر يك مدال برنز كسب مي‌كرديم، مردم براي ما دست مي‌زدند و هورا مي‌كشيدند اما رفتيم و يك كار خارق‌العاده انجام داديم و سه مدال طلا گرفتيم. البته هشت سال عقبه تلاش و زحمت پشت سر ما بود ولي در سه سال و نيم گذشته، شرايط خوب نبوده است. ما در 10 ماه همه چيز را دوباره دور هم جمع كرديم. امكانات هم به هيچ عنوان امكانات خوبي نيستند. از سوي ديگر توقع مردم هم به‌جاست كه ما قبلاً سه طلا گرفته‌ايم پس در المپيك 2016 ريو حداقل بايد چهار طلا بگيريم. طبيعتاً اين موضوع استرس‌زاست و اين استرس من را مي‌كشد!

تا به حال فكر نكرده‌ايد كاش در المپيك 2012 لندن يك مدال طلا كسب مي‌كرديد و حالا با كسب دو مدال طلا در ريو مورد تحسين هم واقع مي‌شديد؟
 نه اصلاً. دوست داشتم در لندن شش مدال طلا مي‌گرفتيم. الان هم مي‌رويم در ريو بجنگيم و نه سه مدال طلا، بلكه چهار، پنج يا حتي شش مدال طلا بگيريم. ما با تمام وجود مي‌جنگيم. بقيه مسائل ديگر لطف خداوند، تلاش بچه‌ها و دعاي خير مردم است. ان‌شاءالله روز مسابقات، روز جمهوري اسلامي ايران باشد.

شما در المپيك 2012 لندن در بطن ماجرا قرار داشتيد. به طور مثال ديديد كه چطور حق سعيد عبدولي مقابل چشمان شما خورده شد. سرِ او را به گونه‌اي بريدند و شايد به نوعي چهارمين مدال طلاي كاروان كشتي فرنگي ايران از دستان شما خارج شد. روزي دو مسابقه كشتي در المپيك برگزار مي‌شود. با توجه به اينكه ممكن است كشتي‌گيران ما در روزهاي ابتدايي خوش بدرخشند، نگران نيستيد داوران بخواهند در روزهاي پاياني سرِ كشتي‌گيران ما را ببُرند؟
 نه، ميدان المپيك، ميداني است كه داوران خيلي كم مي‌توانند اين كارها را انجام دهند.

اما اين كار را در لندن انجام دادند.
 بله، اين كار انجام شد اما تبعات هم داشت. در المپيك لندن، مسئله سعيد عبدولي رخ داد و بازتاب داشت. حالا هم كه المپيك ريو را در پيش داريم. ما هيچ كاري در ارتباط با داوري نمي‌توانيم انجام دهيم. من هميشه گفته‌ام تمام مدال‌هايي كه در اين سال‌ها در رشته كشتي فرنگي كسب كرده‌ايم، در واقع به ما مدالي نداده‌اند. بچه‌هاي ما همگي مدال‌هاي المپيك را «گرفته‌اند». شايد به آذربايجان، روسيه، آلمان و فرانسه با خوش‌خدمتي مدال «داده‌اند» ولي بچه‌هاي ما مدال‌ها را «گرفته‌اند». صحبتي كه هست اين است كه كشتي‌گيران ما بايد با تمام وجود وسط تشك بجنگند و حق خود را از كشتي‌گير مقابل بگيرند اما اگر مسئله حق‌خوري يا اين‌گونه مسائل رخ دهد، ما هيچ كاري نمي‌توانيم انجام دهيم چون ما اين قدرت را نداريم كه بتوانيم كاري كنيم.

اين قدرت مستلزم همان كرسي گرفتن در اتحاديه جهاني كشتي است؟
 نه، اصلاً مسئله كرسي گرفتن نيست. ما سال‌ها دكتر توكل را داشتيم كه در هيئت رئيسه فدراسيون جهاني كشتي حاضر بود. اگر مي‌خواستند حق ما را بخورند، اين كار را انجام مي‌دادند. ما خالدي را در كميته داوران داشتيم كه خيلي هم قدرت داشت ولي باز اگر مي‌خواستند حق ما را بخورند، مي‌خوردند. مسئله پول است. مسئله دادن دلارهاي سبز امريكايي است. به طور مثال ارمنستان 200 هزار دلار به داوري مي‌دهد، فقط به خاطر اينكه در جدول، ولاسوف در يك سمت و جلفلكيان در سمت ديگر قرار بگيرند كه حداقل مدال نقره آنها قطعي شود. ما چنين پول‌هايي نداريم كه بدهيم.
پول يوميه بچه‌هاي‌مان را به عنوان حقوق نمي‌توانيم بدهيم بعد توقع داريم مثل آذربايجان يك دفعه 5‌ميليون دلار به فدراسيون جهاني كمك كنيم كه از سه تشك مسابقات المپيك، يك تشك را به ما بدهد؟ مي‌دانيد آن تشكي كه متعلق به آذربايجان بود و در كنار قرار داشت، اگر حميد سوريان با روشن بايراموف روي آن تشك كشتي مي‌گرفت، كشتي عوض مي‌شد؟ هيچ كس اين موضوع را نمي‌داند.
آذربايجاني‌ها يك تشك را خريده بودند ولي خوش‌شانسي ما اين بود كه حميد در تشك وسط با بايراموف كشتي گرفت. اين هزينه‌ها در كشتي صرف مي‌شود. نمي‌توانيم به اين موضوع دل خوش كنيم كه چراغاني كرده‌ايم و الان فدراسيون جهاني مي‌آيد به ما كمك مي‌كند. اين موارد مستلزم هزينه است كه ما اصلاً بودجه‌مان را در جاهاي ديگر هزينه مي‌كنيم!

در المپيك 2016، شما تنها مربي ايراني مسابقات نيستيد. ما دو سرمربي ايراني ديگر در تيم‌هاي ملي كشتي فرنگي آذربايجان و مراكش داريم. تيم مراكش به مراتب ضعيف‌تر از آذربايجان است.
اين موضوع باعث خوشحالي است كه كشتي فرنگي ايران به قدري بزرگ شده كه مربيان ايراني در كشورهاي ديگر هم حضور دارند. آرزوي من اين است كه 7هفت، هشت و حتي 10 تيم ملي كشتي فرنگي كشورهاي مختلف، سرمربي ايراني داشته باشند. چون واقعاً ما بهترين مربيان دنيا را در كشتي فرنگي داريم. تمام مربياني كه در حال حاضر با من كار مي‌كنند، هر كدام مي‌توانند يك تيم بزرگ را اداره كنند.

محمد بنا حاضر است چقدر هزينه كند تا سالتوي المپيك 2012 لندن تكرار شود و سه مدال طلاي المپيك يا بيشتر بگيرد؟ منظور فقط مالي نيست بلكه عاطفي يا معنوي يا هر چيزي كه شما در نظر بگيريد و آن خوشحالي از عمق وجود تكرار شود...
 به والله من «آرش» هستم و همين الان به «آرش كمانگير» فكر مي‌كنم. يعني عشق و آرزوي من اين است كه رهبرم، رئيس مملكتم من را صدا كند و بگويد «رأس تير و كمان را بگير. » طلاهاي المپيك لندن تكرار شود ولي تمام جانم هم با آن برود. اين حرف را از ته دلم مي‌گويم. اين حرف شعار نيست. ما از اين آرش كمانگيرها در مملكتمان زياد داريم. من حاضرم تمام جانم را با آن كماني كه كشتي‌گيران ما روي سكوي المپيك مي‌ايستند، بدهم برود. اين حرف را هم ثابت كردم. دكتر تيم كه كنار من نشسته، مي‌داند كه چقدر فشارها براي من خطرناك بوده است.

در دوره جديد كه به تيم ملي كشتي فرنگي برگشتيد، خيلي بيشتر اذيت شديد. مسئله مهمي كه وجود داشت، بحث انتخابي تيم ملي و گزينش نفرات بود. اگر محمد بنا بخواهد بعد از المپيك 2016 بماند باز هم به انتخابي اعتقادي ندارد يا نظرش تغيير مي‌كند؟
 من از آينده خبر ندارم. اين تلخ‌ترين تجربه من در 12 سال گذشته بود كه در دو، سه سال گذشته اين بچه‌ها طور ديگري عادت كرده بودند و الان براي آنها خيلي سنگين است. اين انتخاب به اين شكل عدالت نيست. اگر بخواهد عدالت باشد، من مي‌گويم انتخاب حسين نوري عادلانه است و امير قاسمي‌منجزي نبايد هيچ چيزي بگويد چون بشير باباجان‌زاده برده است. پس هيچ كدام از آنها راضي نيستند ولي سعي مي‌كنند طوري انتخابي تيم ملي را برگزار كنند كه مثلاً اميد نوروزي يك دوره در المپيك كشتي نگيرد و مهدي زيدوند 10 دوره. بايد يك بار تكليف براي هميشه مشخص شود.
كشتي فرنگي ما كه مثل آزاد نيست؛ انتخاب كشتي‌گير فرنگي هزار جور ريزه‌كاري و لِم دارد. اينطور نيست كه من بگويم الان حميد سوريان نفر اول من و مهرداد مرداني نفر جوان تيم من است. در بعضي از وزن‌هاي من نزديكي نفرات به همديگر مثل مو مي‌ماند. بعد علاقه و عشق به هيچ كدام از كشتي‌گيران با ديگري فرق ندارد. با اين حال من بايد آنها را تفكيك كنم. من مي‌دانم نفري كه به المپيك مي‌رود، مي‌خندد و نفري كه نمي‌رود گريه مي‌كند. نفري كه مي‌رود راضي است و كسي كه نمي‌رود به هيچ عنوان راضي نيست اما من مجبورم.
من هر كشتي‌گيري را انتخاب كنم، او مي‌خندد و ديگري گريه مي‌كند. بالاخره بايد انتخاب كرد چه با كشتي و چه بدون كشتي ولي مهم اين است كه نفراتي كه با من زندگي مي‌كنند، به عدالت فني من شك نكنند. من هيچ آشنايي يا خصومتي با هيچ كسي ندارم. اينطور نيست كه اين كشتي‌گير را دوست دارم يا ديگري را دوست ندارم يا اين كشتي‌گير عزيزم است يا نه. همه بچه‌ها عزيز من هستند ولي من يك نگاه فني دارم كه ميدان‌هاي مختلف با همديگر فرق مي‌كنند.

 موضوعي كه وجود دارد، ميانگين سني بالاي فرنگي‌كاران ملي‌پوش ايران است. به طوري كه به نظر مي‌رسد بسياري از آنها نتوانند در المپيك 2020 حضور داشته باشند. به طور مثال حبيب‌الله اخلاقي گفته «مي‌خواهم بعد از المپيك 2016 خداحافظي كنم.» ميانگين سني تيم حدوداً 30 سال است. اين مسئله به نظر شما فاكتور مثبتي است؟
 فضاي المپيك متفاوت است. شما اگر نگاه كنيد، مي‌بينيد قبل از اينكه جمشيد خيرآبادي برود، روشن بايراموف در المپيك كشتي گرفته و حالا هم بايراموف، كشتي مي‌گيرد. سامان طهماسبي در المپيك 2008 پكن كشتي گرفته و حالا هم كشتي مي‌گيرد. اين حرف‌ها مطرح نيست. مي‌توانم 100 كشتي‌گير نام ببرم. در حال حاضر روسيه در وزن 85 كيلوگرم به مشكل برخورده و دوباره ميشين را آورد و او باخت.
المپيك، ميدان تجربه است. يكدفعه مي‌بينيد يك كشتي‌گير در چهار المپيك كشتي گرفته و كشتي را كنار گذاشته اما دم المپيك مي‌گويد مي‌خواهم دوباره كشتي بگيرم. اين نكته خيلي مهم است كه شما آن فضا را بشناسي و با آن فضا غريبه نباشي. من نمي‌توانم در المپيك يك جوان را امتحان كنم. اگر به نظر من باشد، رامين طاهري را در وزن 85 كيلوگرم به المپيك مي‌برم اما مي‌دانم او آن فضا را نمي‌شناسد، اما اخلاقي مي‌شناسد.

اگر در تيم ملي بمانيد، براي بعد از المپيك چه برنامه‌اي داريد؟ رفتن باتجربه‌ها و حضور يك مشت جوان، كار شما را سخت نمي‌كند؟
 نه، اتفاقاً خيلي عالي است. من خيلي به آينده تيم ملي كشتي فرنگي بعد از المپيك اميدوارم.
خيلي‌ها تسويه حساب با محمد بنا را براي بعد از المپيك گذاشته‌اند. . .
 نه، وقتي المپيك 2012 لندن تمام شد و من گفتم «مي‌روم. » گفتند «بنا تيم‌داري كرد و همه چيز را نابود كرد، مدال‌ها را به اسم خودش گرفت و حالا دارد مي‌رود.» در سال 2014 تيم ما قهرمان جهان شد. در حالي كه در تمامي آن سه سال مي‌توانست قهرمان شود. الان با اين پتانسيل و نفراتي كه داريم، دو، سه سال ديگر مي‌توانيم جزو بهترين تيم‌هاي دنيا باشيم. اين حرف‌ها چيست؟ يكسري نشسته‌اند، چون اسم محمد بنا سنگين است، مي‌نشينند و حرف مي‌زنند. بعد از المپيك هم اين حرف‌ها را مي‌زنند كه گلخانه‌اي عمل مي‌كند. ببخشيد اگر گلخانه‌اي نباشد، چطوري مي‌خواهد باشد؟

قبول داريد عدم ارتباط بين نوجوانان و جوانان با بزرگسالان اتفاق بدي است؟ اين مسئله در روسيه و ديگر كشورها و حتي رشته آزاد وجود دارد اما در كشتي فرنگي نيست. خودتان هم بارها گفته‌ايد «سه، چهار جوان از تيم‌هاي پايه را بياوريد با ملي‌پوشان تمرين كنند تا بتوانند در المپيك‌هاي بعدي به ميدان بروند.» قبول داريد اين اتفاق در آينده به تيم ضربه مي‌زند؟
 من نمي‌توانم كاري انجام دهم. اصلاً ضربه بزند ولي من حتي نمي‌توانم راجع به آن فكر كنم. زماني من سرمربي تيم كشتي جوانان بودم اما هيچ رابطه‌اي با تيم ملي نداشتم. همه چيز در خانه كشتي بسته بود. چون مي‌خواستند روي افكار و ذهنيت كشتي‌گيران كار كنند، اين كار را انجام مي‌دادند. وقتي خودم اينطور فكر كردم، نمي‌توانم به سرمربي تيم جوانان بگويم چرا اينطور فكر مي‌كني؟ چون خودم قبلاً اينگونه فكر مي‌كردم. هر كسي بايد اختيار تيم خودش را داشته باشد. بعضي مواقع رابطه‌اي باشد بد نيست. حالا هم اگر نيست، عيبي ندارد.

به نظر شما عملكرد كاروان المپيكي ايران نسبت به دوره گذشته چگونه خواهد بود؟
 ما فقط بايد به غيرت و تعصب بچه‌هاي‌مان نگاه كنيم. دولت ما هيچ توقعي نمي‌تواند داشته باشد. وزارت ورزش و جوانان، كميته ملي المپيك و مسئولان ما نمي‌توانند توقعي داشته باشند. يعني حق توقع داشتن را ندارند. ورزشكاران، سهميه‌بگيران، مربيان، فدراسيون‌ها و‌ اي كساني كه مي‌خواهيد در المپيك شركت كنيد، فقط به خاطر خوشحالي مردم تا آخرين نفس بجنگيد. فقط به همين خاطر همه ما مي‌جنگيم. هيچ دليل ديگري وجود ندارد.   


غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۱
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۹:۴۲ - ۱۳۹۵/۰۵/۲۳
0
0
سلام
خدایا،ورزشکاران مسلمان را یاری فرما
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار