قطعاً شما هم در جمع همكاران، دوستان و اقوامتان داريد كساني را كه اغلب اوقات سرشان كنار گوش ديگري است، منتظر فرصت هستند تا به هر بهانهاي كله پاچه غيبت يكي را بار بگذارند. كساني كه از موظفي كارخودشان خبر ندارند و حتي يادشان نيست آخرين وعده غذايي كه خوردند چه بوده است اما از ريز دريافتهاي مالي نفر ديگر، مسافرتهايش، خريد جهيزيه و خانهاش و حتي عوض كردن ماشينش خبر دارند. همه حرفهايشان را از يك جمع كه جمع كني تازه ميبيني شده يك دايرهالمعارف از زندگي خصوصي ديگران كه حتي خودشان هم از آن خبر ندارند.
يك دايرهالمعارف مرجع كه وقتي با دقت در آن ريز ميشوي تازه ميبيني ريشه همه اين حرفها حسادتي است كه ناخواسته در درون گوينده وجود دارد. حسادت در مورد اينكه فلاني چه ماشيني دارد، خانهاش كجاي شهر و چند متري است، تعطيلات كجا ميرود و... متأسفانه اين حسادتها آنقدر ريشهاي و علني شده است كه حتي مدرسهاي كه فرزند ديگري هم ميرود ملاكي براي حسادت شده است. حالا تصور كنيد در مقابل اين حسادت شريك ديگر زندگي چه حالي دارد؟ اگر اين حسادت از سوي زن خانه باشد مرد بيچاره است چون مدام بايد به اين فكر كند كه خرجش را كم كند، بيشتر كار كند تا بتواند بر اساس حس حسادت همسرش خانه بخرد، ماشين عوض كند، تعطيلات برود و فرزندش را به مدرسه بفرستد. البته اگر اين حسادت از طرف مرد خانه هم باشد اوضاع خيلي بهتر نيست چون قطعاً زن خانه بايد در مضيقه بهسر ببرد تا حس حسادت همسرش با خريدهايي كه خودش ميداند كم شود.
حسود هيچ گاه به آرامش و رضايت نميرسدحسود هيچوقت در آرامش نيست و آرامش او دوام ندارد. چون به فرض اينكه مثلاً به خانه ديگري حسادت ميكرده يك عمر تلاش ميكند تا همان خانه يا بهترش را بخرد، فارغ از اينكه چند سال از عمر و آرامشش را براي خريد اين خانه تباه كرده است. قطعاً بعد از خريد خانه حس حسادت نسبت به چيز ديگري و شخص ديگري دارد. اصلاً شاخصه حس حسادت اين است كه تمامي ندارد. دقيقاً به همين خاطر است كه از قديم گفتهاند حسود هرگز نياسود. واقعاً اين حس غيرقابلكنترل و مهارنشدني است. همين كه حسود ميبيند نميتواند حسش را كنترل كند و مدام بايد براي رفع حسادتش در تلاش و سختي باشد پس آسوده نيست و اگر از داشتن و بهدست آوردن هرچيزي آنقدر كه بايد و شايد خوشحال نميشود پس لذت هم نميبرد و به رضايت نميرسد.
حسد يك بيماري استحقيقت اين است كه آرامش روحي و رواني شخص يا اجتماع وابسته به اخلاق و قانون حاكم بر رفتارهاي شخص يا جامعه است. هرچه افراد اخلاقمدار باشند و رفتارهاي خود را در چارچوب آن قرار دهند، از آرامش بيشتري برخوردار خواهند بود و در نتيجه زندگي راحتتري را براي خود به وجود ميآورند. از طرف ديگر هرچقدر فرد در جامعه راحتتر زندگي كند جامعه هم راحتتر پيش ميرود چون فرهنگ راحتي و سهلالوصولي زندگي از فرد به خانواده و از خانواده به بستر جامعه راه پيدا ميكند. از منظر من و بسياري از كارشناسان اخلاقي حسادت بيش از آنكه خصيصه بدرفتاري باشد يك بيماري است. بيماريها يا روي روح تأثير ميگذارند يا روي جسم بيمار. معدود بيماري را ميتوانيد پيدا كنيد كه ريشه روحي داشته باشند اما روي جسم هم تأثير منفي بدي بگذارند، اين بدترين ويژگي بيماري حسادت است چون حسادت مستقيماً با روح انسان سر و كار دارد و آرامش روحي و جسمي انسان را تحتالشعاع قرار ميدهد. به طور كلي، حسد عبارت است از آنچه انسان از برخورداري و داشتههاي ديگران ناراحت باشد و هميشه اين آرزو را در دل داشته باشد كه اين موارد از آن شخص گرفته شود و خود او داراي آن داشتهها باشد. در واقع فرد حسود دائماً در حسرت زندگي ديگران است و خودش واقعاً زندگي نميكند و در زندان خودساختهاش اسير است.
آغاز حسادت از بدو آفرينش انسانحسادت ريشهاي به قدمت آفرينش انسان دارد. ما از بدو آفرينشمان اين حس را شناختهايم؛ زماني كه خداوند از فرشتگان ميخواهد در برابر آفريدهاش كه از آن با نام انسان و با صفت اشرف مخلوقات ياد ميكند سجده كنند. يك فرشته صرفاً براساس حس حسادتش نسبت به ذات و گل سرشت بودن انسان از سجده سر باز ميزند. پس ما از همان روز اولي كه سرشته شديم با حس حسادت آشنا شديم. تجربه همان اولين برخورد بهترين سند است براي اثبات اينكه حس حسادت فقط به حسود آسيب ميرساند چون در همان اولين روز آفرينش انسان هم تنها كسي كه متضرر شد شيطان بود. در حقيقت بسياري از امامان به واسطه همين ريشه حسادت در آفرينش معتقدند حسد زاييده شيطان است؛ اميرالمؤمنين (ع) در اين باره گفتهاند: «الحَسَدُ مَقنَصةُ اِبليسَ الكُبري! حسد، بزرگترين دام شيطان است!»
حسد و ايمان يك جا جمع نميشوندآدم حسود چون مدام فكرش درگير اين است كه ديگران چيزهايي دارند كه او از آنها بيبهره است همين باعث ميشود كه نسبت به اطرافيانش نگاه خوبي نداشته باشد و مدام با حرص و غضب به ديگران نگاه كند و در حقيقت اين غضب ظاهري كه در چهره او نمود دارد بخشي از حسادت دروني اوست. پيامبر گرامي اسلام(ص) در همين زمينه فرمودند: «الحاسِدُ مُغتاظٌ علي مَن لاذَنبَ لَه!آدم حسود بر كسي غيظ و غضب دارد كه گناهي نكرده است!» از طرف ديگر حسود مدام به اين فكر ميكند كه چرا خداوند به ديگري پول، مقام، پست و حتي زيبايي داده و چرا به من نداده است؟ اين گلايههاي ذهني كه قطعاً نوعي كفرگويي است باعث ميشود حسود به قضا و قدر خداوند ايراد بگيرد و هميشه گلايهمند و طلبكار از خدا باشد. حضرت علي(ع) در تأييد اين خصلت فرمودهاند: «الحسودُ غضبانُ عليالقَدَر! آدم حسود (در حقيقت) از مقدّرات الهي غضبناك و خشمگين است!»

حسادت خصلت مذموم شدهاي است كه در احاديث و روايات ائمه معصومين (ع) نهي شده و همه تلاش كردهاند مسلمانان را از اين حس بد نفي كنند. حس حسادت چنان بد و منفور است كه ممكن نيست حسادت و ايمان قلبي به خداوند در وجود يكنفر همزمان وجود داشته باشد. در اين باره پيامبر گرامي اسلام (ص) فرمودهاند: «لايَجتَمِعُ الحَسَدُ وَ الايمانُ في قَلبِ امْرِيءٍ؛ حسد و ايمان (هرگز) در دل يك نفر با هم جمع نميشوند.» از آنجا كه زندگي حسود لحظهاي آرامش ندارد و مدام ذهنش درگير اين است كه به داشتههاي ديگران برسد پس روي آسايش را به خود نميبيند. امام حسن مجتبي(ع) در همين زمينه فرمودند: «هَلاكُ الناسِ فيثلاثٍ: اَلكِبرُ و الحِرصُ وَ الحَسَد؛ اين سه چيز مردم را به هلاكت رسانده است: تكبر، حرص و حسد.» علاوه بر اين پيامبر گرامي اسلام(ص) فرمودند: «اَقَلُّ النّاسِ لَذّةً اَلحَسود؛ آدم حسود كمترين لذت و خوشي را از زندگي ميبرد.»
آدمي كه زندگياش به حسادت و رسيدن به داشتههاي ديگران سپري ميشود قطعاً روح ناآرام و بدن ناسالمي دارد چون نقل است از مولي اميرالمؤمنين (ع) كه «الحَسَدُ يُذيبُ الجَسدِ؛ حسد، بدن آدمي را آب و گداخته ميكند.»
وقتي يكي در آتش دروني حسد خودش مدام به فكر زندگي ديگران است تمام تلاشش را ميكند تا به هر قيمتي شده به سطح ديگري برسد، مال ديگري را داشته باشد، در جايگاه ديگري قرار بگيرد و نظير اينها. طبيعي است كه چنين آدمي آرامش زندگياش را از دست ميدهد و بدون آنكه بقيه متوجه شوند به خودش آسيب برساند. نقل است از امام جعفرصادق (ع) كه فرمودند: «الحاسدُ يَضُرُّ بِنَفسِه قَبلَ أَن يَضُرَّ بِالمحَسودِ؛ آدم حسود پيش از آنكه به طرف مقابل زيان برساند به خودش زيان رسانده است.»
قطعاً اين اثر آسيب رساندن به خود باعث ناراحتي و غمگيني حسود در مقايسه با ديگران خواهد شد. مولي اميرالمؤمنين (ع) با بيان اينكه «يَكفيكَ مِنَ الحاسِدِ اَنَّهُ يَغتَمُّ وَقتَ سُرورِك! كيفر آدم حسود براي تو همين بس كه در وقت سرور و خوشحالي تو، او غمگين و غصّهدار است!» اين تأثيرگذاري حس حسادت بر فرد را تأييد كردهاند. نقل است كه حضرت امير (ع) در جاي ديگري فرمودند: «وَيحَ الحَسدَ ما أعدلهَ بَدَأ بصاحِبِه فَقتَلَه! به راستي كه حسد چه بزرگ دادگري است! از همان اول به سراغ خود حسود ميرود و در پايان، به زندگي او خاتمه ميدهد!» حس حسادت در هر فردي باعث بروز رفتارهاي ناپسندي ميشود كه حد و مرز ندارد و گاه تا مرز قتل يك فرد هم پيش ميرود. نمونه تاريخي اين حسادت در ماجراي دو پسر حضرت آدم ديده ميشود كه يكي به طمع مال و همسر ديگري برادرش را ميكشد. امام حسنمجتبي(ع) در اين باره گفتند: «الحسدُ رائدُ السُّوءِ و مِنهُ قَتَل قابيلُ هابيلَ. حسد، پيشقراول تمام شرور و بديها است. از روي همين حسد بود كه قابيل برادرش هابيل را به قتل رسانيد.»
حسادت فرد را از پاي در ميآورد
حسادت بيماري است كه اگر در جسم و روح يك فرد ماندگار شود قطعاً آسيبهاي بيشماري بر او وارد ميكند مثلاً فرد حسود ناخودآگاه عصبي و پرخاشگر ميشود. پيامبر اكرم (ص) با بيان اين جمله كه «الحاسدُ جاحِدٌ لأنّهُ لَم يَرضَ بِقضاءِ الله؛ آدم حسود در حقيقت يك آدم لَجوج و ستيزهجو است. زيرا او به قضا و مقدرات الهي تن نميدهد» خصلتهاي منفي رفتاري در حسود را تأييد كردهاند. امام جعفرصادق(ع) نيز در اين باره فرمودند: «النَّصيحةُ مِن الحاسِد محال! توقع نصيحت و خيرخواهي از آدم حسود محال است!» نقل است از حضرت امير (ع) كه فرمودند: «الحسودُ دائمُ السُّقمِ و إنْ كانَ صحيحَ الجَسَدِ. آدم حسود هميشه مريض است هرچند (به ظاهر) بدني سالم و تندرست دارد.»
در جاي ديگري نيز فرمودند: «اَلحسدُ داء عَياءٌ لايزولُ اِلاّ بِهَلْكِ الحاسِدِ أَو مَوتِ المَحسود؛ حسد يك بيماري علاجناپذيري است كه جز با از پاي درآمدن حسود يا مرگ طرف مقابل زوال نميپذيرد» يا در جاي ديگري فرمودند: «صِحَّةُ الجَسَدِ مِن قِلّةِ الحَسَد؛ هر چقدر حسد كمتر باشد تن آدمي سالمتر است.» نقل است كه امام علي (ع) فرموده اند:«العَجَبُ لِغَفلَةِ الحُسّادِ عَن سلامَةِ الأَجسادِ؛ عجبا كه حسودان تا چه اندازه از سلامتي جسم و بدن خود غافل و بيخبرند.» وجود حس حسادت در هر فردي بر رفتار و منش او تأثيرات مشهودي ميگذارد؛ تأثيراتي كه با اولين برخورد هركس قابل شناسايي هستند. مثلاً حسودها بشدت خودپسند و مغرور هستند يا هميشه در جايگاه فخرفروشي به ديگران ديده ميشوند. امام جعفرصادق(ع) با بيان اينكه «آفةُ الدّينِ اَلحَسدُ وَالعُجْبُ وَالفَخرُ؛ سه خصلت آفت دينند: حسد، خودپسندي و فخرفروشي به ديگران» اين تأثيرات را تأييد كردهاند.
فرق است ميان غبطه و حسادت، غبطه خوردن قياس ذهني است كه باعث جلو راندن و تشويق فرد مقايسهكننده ميشود. در حقيقت غبطه بدون سوءظن و حس بد باعث پيشرفت و رشد همه ميشود اما حسادت ريشه در بدي دارد. امام جعفرصادق(ع) در توضيح تفاوت اين دو مورد فرمودند: «إنَّ المُؤمِنَ يَغبِطُ وَ لايَحسُدُ و المُنافِقُ يحسُدُ ولايَغبِطُ؛ مؤمن بر نعمتهاي ديگران غبطه ميخورد اما حسودي نميكند در حالي كه منافق بر آنها حسودي ميكند ولي غبطه نميخورد.»
حسودها از نظر كلامي و رفتاري ويژگيهاي شاخص بسياري دارند كه به واسطه همين ويژگيها از سايرين قابل تفكيك هستند. امام جعفرصادق(ع) فرمودهاند: «لِلحاسِد ثلاثُ علاماتٍ: يَغتابُ اِذا غابَ وَ يَتَمَلَّقُ اِذا شَهِدَ وَ يَشمَتُ بِالمُصيبَة؛ آدم حسود سه علامت دارد: در پشت سر غيبت ميكند، هنگام حضور تملق ميجويد و در وقت بلا و مصيبت انسان را شماتت مينمايد.»
حضرت امير (ع) نيز در اين باره گفتهاند: «اَلحاسدُ يَري أنَّ زَوالَ النِّعمةِ عَمَّن يَحسُدُهُ نِعمةٌ علَيه؛ آدم حسود، زوال نعمت از طرف مقابل را براي خود يك نعمتي به حساب ميآورد» يا در جاي ديگري فرمودند: «الحاسدُ لايَشفيهِ اِلاّ زَوالُ النِّعمَةِ؛ درد آدم حسود را جز زوال نعمت از ديگران، درمان نميبخشد.»
حس حسادت باعث ميشود روي زندگي فرد تأثير بگذارد، روند كار و استراحتش را تغيير بدهد، حتي ممكن است روي روابط خانوادگي و فاميلياش هم تأثير بگذارد و چون حسود چشم ديدن موفقيت ديگران را ندارد حتي ممكن است اين حس روابط دوستانهاش را هم تغيير دهد. مولي اميرالمؤمنين(ع) در اين باره فرمودند: «حَسدُ الصّديقِ مِن سُقمِ المَوَدَّةِ؛ دوستي كه به دوستش حسد بِبَرَد دوست سالمي نيست.» امام محمدباقر(ع) نيز در اين باره گفتند: «إنَّ الحَسَد يَأكُلُ الايمانَ كما تَأكُل النّارُ الحَطَبَ اليابسَ؛ حسد مانند آتشي كه هيزم خشك را با حرص و وَلَع ميخورد، ايمان آدمي را به سرعت تباه و نابود ميسازد.»
نقل است از امام علي (ع) كه گفتهاند: «الحَسدُ لايَجلِبُ اِلاّ مَضَرَّةً وَ غَيظاً، يُوهِنُ قَلبَكَ وَ يُمرِضُ جِسمَكَ و شرُّ ما استَشَعَر قلبَ المرءِ الحَسدُ؛ حسادت جز غيظ و ضرر براي تو نتيجه نميدهد. قلبت را ضعيف و بدنت را رنجور ميكند و از بدترين عارضههاي قلبي به شمار ميرود.»
گاه انسان موظف است كه به نوبه خود راه را براي رشك حسودان ببندد. پيامبر گرامي اسلام (ص) درباره اين رفتار هر انسان فرمودهاند: «اِستعينوا عَلي حَوائِجِكُم بِالكِتمانِ فاِنَّ كُلَّ ذي نِعمةٍ مَحسودٌ؛ تا ميتوانيد امور و خواستههاي خود را از ديگران كتمان بداريد كه هر صاحب نعمتي (همواره) مورد رشك و حسادت ديگران است.»
* كارشناس مسائل اخلاقي و رفتاري