نام جزاير مارشال، دومينيكا، مالاوي و كريباتي را فقط در رژه روز آغاز المپيك با پرچمي كه به دست تنها ورزشكار اين كشورهاست ميشنويم و ممكن است سالها بگذرد و مردم جهان هرگز اسمي از اين كشورها با هيچ عنوان ديگري نشنوند.
نام كشور ديگري را هر روز ميشنويم با اخبار تجاوز امريكا و انفجار و ترور و به خاطر حروف لاتين الفبايش در رأس فهرست المپيك است، آن هم با يك ورزشكار از 32 ميليون جمعيت جوان: افغانستان!
المپيك ريو 2016 براي كشور 10 ميليوني و جنگزده يمن فقط پذيراي دو ورزشكار است. يمن و افغانستان از جوانترين كشورهاي جهان هستند با مردماني كه در كوه زندگي ميكنند و 2ميليون چريك يمني كه از صخره بالا ميروند. اين دو كشور روي هم سه ورزشكار در المپيك ريو دارند اما بلژيك با عنوان پيرترين كشور جهان كه 70 درصد جمعيت آن بالاي 60 سال سن دارند و فقط يك چهارم مجموع دو كشور افغانستان و يمن جمعيت دارد با 101 ورزشكار يعني 34 برابر مجموع ورزشكاران افغانستان و يمن به ريو ميرود.
كشوري نوظهور مثل قطر كه جمعيت بومياش فقط يكدهم شمار پناهندگان افغانستاني در ايران است، با تابعيت دادن به ورزشكاران پرقدرت كشورهاي افريقايي و بعضاً اروپايي و با هزينه دلارهاي نفتي 35 ورزشكار به ريو اعزام ميكند و امارات متحده عربي كه تا چند دهه پيش شنزاري در جنوب خليج فارس بيشتر نبوده است، با فضاي رفاه و سرمستي، از درون دلارهاي نفتي كارواني با 10 ورزشكار در ريو دارد.
سوريه به عنوان مهد قديميترين تمدنهاي بشري با جمعيت جوان – اما آواره!- فقط چهار ورزشكار المپيكي دارد و فلسطين سرزمين پيامبران و با تمدني قديمي شش ورزشكار اما صهيونيستها با عنوان پرطمطراق «عامل اصلي تخريب تمدنهاي بشري سوريه و فلسطين» 48 ورزشكار به برزيل اعزام ميكنند.
امريكا با 300 ميليون جمعيت 555 ورزشكار در المپيك خواهد داشت و چين با 4 برابر جمعيت امريكا 140 ورزشكار كمتر از امريكا خواهد داشت و هند با جمعيتي نزديك به چين فقط 120 ورزشكار المپيكي دارد.
روسيه در آستانه المپيك متهم به دوپينگ دولتخواسته! ميشود و يك سوم ورزشكاران خود را در ورزشهايي كه براي امريكاييها رقبايي سرسخت هستند، از دست ميدهد.
آلمان، فرانسه و بريتانيا با مجموع 1071 ورزشكار و مجموع جمعيتي كمتر از كشور مسلمان اندونزي 38 برابر اين كشور ورزشكار در ريو خواهند داشت.
سالنهاي مجهز و ورزشگاههاي بزرگ جهان در اروپا و امريكا متمركز است و ورزشكاران آفريقا و آسيا همچون نخبگان علمي به اين قطبهاي ورزشي فراخوانده ميشوند. جنگ، ناامني، فقر امكانات و فقر علم ورزش، عامل اصلي كوچ ورزشكاران است و استعمار نو، تركيب كاروانهاي المپيك را تعيين ميكند.
المپيك آوردگاهي است كه فقط كشورهاي ثروتمند ميتوانند ميزبان آن باشند و رژه آغازين المپيك فقط رژه جنگ و استعمارنو است و نه رژه انسانها. مانور قدرتها در برابر ملتهاي جنگزده و استعمار كشيده است. رژه قدرت جوانان نيست بلكه رژه مالكيت ورزشگاهها و ثروت و قدرت است و المپيك با استعمار نو هرگز ميدان مانور ملتها نميشود.