تضعيف روحيه استكبارستيزي در مردم ایران يكي از اهداف نظام سلطه است كه رهبر معظم انقلاب اسلامي ايران در سخنرانيهاي چند سال اخير به صورت مكرر از آن ياد كردهاند و خواهان استمرار اين مؤلفه اساسي انقلاب اسلامي كه دستاوردهاي بسياري را هم با خود به همراه داشته است، شدهاند، به عنوان نمونه معظمله در سالگرد ارتحال حضرت امام(ره) ميفرمايند: «بعد از رحلت امام، ما هرجا انقلابي عمل كرديم، پيش رفتيم و هرجا از انقلابيگري و حركت جهادي غفلت كرديم، عقب مانديم و ناكام شديم.»
همانگونه كه پيداست رهبر معظم انقلاب حركت در مسير انقلاب را حاوي دستاورد و در مقابل خلاف مسير انقلابيگري حركتكردن را انحراف و مانعي در جهت پيشرفت و توسعه كشور ميدانند. ايشان همچنين در سخنرانيهاي خود به مانعتراشي نظام سلطه در مسير استكبارستيزي ملتهاي مسلمان با بهكارگيري ابزارهاي مختلف اشاره ميكنند؛ ابزارهايي كه بهوسيله آن جامعه مسلمانان را به موضوعات انحرافي مشغولسازي كرده و از اولويتهايي مانند مبارزه با ظالم يا مستكبر باز ميدارد.
مشغولسازي مسلمانان سالهاست توسط نظام سلطه پيگيري ميشود آن هم با پيادهسازي تاكتيكهاي نظير «تفرقهافكني بين مسلمانان» و «دامن زدن به اختلافات شيعه و سني» كه ميتواند مسلمانان را به جاي مبارزه با غربيها به موضوعات داخلي خود معطوف و محدود سازد. اولويتسازي امريكاييها و متحدانش براي مسلمانان طي سالهاي اخير دستاوردهاي بسياري داشته است، به گونهاي كه مسلمانان به جاي مسير مبارزه با استكبار به كشتار مسلمانان روي آوردهاند كه نه تنها مبالغ هنگفتي را به جيب غربيها براي خريد تسليحات و اسلحه سرازير كرده است بلكه توانسته به يك نسلكشي زيرپوستي هم منجر شود؛ نسلكشياي كه ماشين آن را انگليسيها و امريكاييها چند دهه قبل در منطقه غرب آسيا روشن كردند و امروز همچنان در يمن، سوريه، عراق و لبنان و افغانستان قرباني ميگيرد.
رهبر معظم انقلاب مشغولسازي مسلمانان جهت غافلسازي آنها از اولويتهايي مانند «استكبارستيزي» را دائماً مورد تأكيد قرار دادهاند كه در آخرين ديدار خود با اقشار مختلف مردم در هفته گذشته از آن اينگونه ياد ميكنند: «ما امروز مشكلمان اين است؛ استكبار جهاني و استعمار، از يكي دو قرن پيش، مصلحت خود را در اين دانست كه بين ملتهاي مسلمان اختلاف بيندازد. مصلحت را در اين دانست، چرا؟ چون در اين صورت ميتوانست ثروتهاي اينها را غارت كند، اينها را از پيشرفتهايي كه حق آنها بود باز بدارد، استثمار كند. قدرتهاي جهاني به بركت علمي كه پيدا كرده بودند و فناورياي كه پيدا كرده بودند و سلاحهايي كه ساخته بودند، هدفشان را اين قرار دادند و متأسفانه تا حدود زيادي هم موفق شدند. اينكه ما از اول انقلاب تا امروز دائم دست دوستي را به سمت ملتهاي مسلمان و به سمت دولتهاي مسلمان دراز كرديم، دعوت كرديم به اتحاد، به وحدت، به ايستادگي در مقابل توطئههاي دشمن، بهخاطر اين است.»
نگراني مستمر رهبري از تخريب انقلابيگري
تمركز و تلاش دامنهدار غرب و جريان نشانهدار داخلي با هدف «طرد روحيه انقلابيگري» در مقابل نظام سلطه منجر به آن ميشود كه رهبر معظم رهبري در جمع دانشجويان كشور در ماه مبارك رمضان مطرح كنند: «مبارزه با استكبار و نظام سلطه، براساس مباني قرآني، هيچگاه تعطيلپذير نيست و امروز امريكا كاملترين مصداق استكبار است... مبارزه با استكبار جزو مباني انقلاب و از كارهاي اساسي است، بنابراين خودتان را براي ادامه مبارزه با استكبار آماده كنيد.»
حفظ روحيه استكبارستيزي آنقدر براي معظمله به عنوان اولويت سياست خارجه جمهوري اسلامي داراي اهميت و اعتبار است كه ايشان در ديدار سهشنبه خود با وزير، مديران و كاركنان وزارت اطلاعات نيز از لزوم تحفظ از چنين روحيهاي سخن به ميان ميآورند: «ايجاد خط فاصل با رأس جريان استكبار يعني امريكا از مهمترين مباني قطعي امام بزرگوار ماست و اين مسئله جاي هيچگونه مسامحه و سهلانگاري ندارد.» ايشان همچنين در اين ديدار از لزوم تحرك وزارت اطلاعات در عمل به چنين اولويتي هم ميفرمايند: «وزارت اطلاعات در هر بخشي كه ميتواند پايگاهي براي كمين دشمن و ضربه زدن به نظام اسلامي قرار بگيرد، بايد حضور داشته باشد و آن بخش را حوزه كاري خود بداند.» ايشان در همين ديدار اگر چه به ناكامي استكبار جهاني در مقابل نظام اسلامي با وجود انبوه توطئهها و شگردهاي گوناگوني كه از روز اول عليه انقلاب به كار گرفتند اشاره ميكنند اما همچنان يكي از اولويتهاي اين وزارتخانه را تبعيت از روحيه استكبارستيزي و مقابله با نظام سلطه در سطوح مختلف ارزيابي ميكنند.
انقلابيگري؛ ضامن حفظ روحيه استكبارستيزي
به همان ميزاني كه مقام معظم رهبري نگران از تقليل روحيه استكبارستيزي در سطوح مختلف جامعه و از جمله در بين مسئولان و كارگزاران هستند از ضرورت گسترش روحيه انقلابيگري سخن به ميان آورده و آن را ضامن بقاي انقلاب و حاوي دستاوردهاي مهمي براي جامعه ايراني ميدانند. به عنوان نمونه اگر چه مقام معظم رهبري امسال در سالگرد حضرت امام خميني محور سخنان خود را بحث انقلاب و انقلابگري قرار دادند و ضمن تبيين و تحليل اين كليدواژهها تنها مسير تحقق اهداف انقلاب و جامعه اسلامي را حركت در اين مسير ارزيابي كردند اما موقعي درك بهتري از نگرانيها و هشدارها و همچنين خواستههاي ايشان داشته باشيم كه در نظر داشته باشيم طيف غربگراي داخلي همگام با امريكاييها تئوري مشترك «تقبيح انقلابيگري» در جامعه ايراني را دنبال كرده و اصرار دارد با بهكارگيري اين ابزار انقلاب را از ريل اصلي خود خارج و بستر عاديسازي روابط بين دوكشور را فراهم سازد. شنيدن بخشي از سخنان «جان ساورز»، رئيس پيشين سرويس اطلاعات خارجي انگليس در مصاحبه با شبكه سيانان خالي از لطف نيست كه در پاسخ مجري اين شبكه درباره برجام ميگويد: «من فكر ميكنم آنچه ما داريم و ميبينيم كشوري است كه در دورانگذار و انتقال از يك پايه و اساس انقلابيگري به يك كشور عاديتر و نرمالتر است.»
ساورز ضمن تأكيد بر اينكه مردم ايران از ماهيت و مباني انقلاب عدول كرده و از استكبارستيزي رويگردان شدهاند، ميگويد: «تنشها و درگيريهايي در داخل كشور(ايران) وجود دارد. صادقانه بگويم من وقتي به عنوان تيم مذاكرهكننده به تهران رفتم، در آنجا اين حس را از مردم ايران به ويژه جوانان دريافت كردم كه آنها احترام زيادي براي مفهوم انقلاب و دولت انقلابي در ايران قائل نيستند. آنها خواهان داشتن يك زندگي عادي هستند. آنها خواهان قادر بودن به تجارت، سفر، استفاده از آيفونهايشان و دسترسي به اينترنت شبيه آنچه در ديگر كشورهاست، هستند... من فكر ميكنم ما نياز به قدري صبر استراتژيك در قبال ايران داريم تا به آن، زمان براي توسعه و تكامل ظرف 10 تا 15 سال پيشرو بدهيم، البته اگر ايران سعي به گريز هستهاي بكند، ما همچنان يك ضامن نهايي كه همان حمله محتمل نظامي است، داريم. اما من فكر ميكنم اين احتمال وجود دارد كه ايران طي 10 تا 15 سال آينده به كشوري عاديتر و نرمالتر تبديل شود و ما بايد اين احتمال را تقويت كنيم.»
اعتماد به انقلاب به جاي اعتماد به غرب
بدون ترديد تقبيح يا لزوم عدول از برخي از مباني اساسي انقلاب اسلامي مانند «استكبارستيزي» با هدف بهبود شرايط معيشتي و اقتصادي مردم توجيه ميشود؛ هدف يا تئورياي كه بينتيجه بودن عملاً در تجربه برجام محرز شد و رهبري در همين ديدار اخير با اقشار مختلف مردم اينگونه از آن ياد ميكند: «... راه، تكيه بر مقدورات و امكانات داخلي و ظرفيتهاي خود اين ملت است. ما خيلي ظرفيت داريم. اين ملت ظرفيتهاي استفاده نشده زياد دارد،... منتها خب كار لازم دارد، سياست درست لازم دارد، راهبرد صحيح برنامهريزيشده لازم دارد، با تنبلي و بيكارگي و اعتماد به ديگران نميشود، بايد با برنامهريزي پيش رفت.»
در حالي مقامات غربي تخريب انقلابيگري را مساوي با انحراف و بيخاصيتسازي انقلاب اسلامي ميدانند كه گمان ميكنند با تقابلسازي «انقلاب - معيشت» ميتوانند زمينه رويگرداني مردم از مباني انقلاب اسلامي و تخاصم مردم – حاكميت را رقم بزنند، هدفي كه جريان غربگراي داخلي نيز آن را دنبال كرده و در مسير اجراي آن گام برميدارد و در تلاش است تا با حركت در چنين ريلي كاركرد انقلاب ايران را به نازلترين درجه ممكن برساند كه در پي آن ميزان اثرگذاري ايران روي بسياري از تحولات و رويدادهاي منطقهاي و فرامنطقهاي در حد يك كشور دست سوم قاره آفريقا تنزل پيدا كند.