
در بحبوحه رقابتهای المپیک 2016 ریودوژانیرو و ناکامیهای امیدهای کسب براي مدال کشورمان در روزهای نخست، خبری جلب نظر میکند: موافقت وزارت ورزش و جوانان با راه اندازی رشته موتورسواری بانوان!
تیراندازی بانوان کشورمان در بازیهای آسیایی اینچئون بهحق آبروی ایران را خريد و جور کسب مدال شرکتکنندگان مرد ما را در آن مسابقات کشید. انتظار میرفت برای این شیرزنان سختکوش و غیور بیش از اینها هزینه و وقت صرف شود تا با توجه به شایستگیهایشان حضور موفقی در المپیک 2016 ریو داشته باشند. در حال حاضر فدراسیون تیراندازی نشان داده است علیرغم بدهیهایش و فقدان حمایتهای مادی و معنوی مناسب از آن میتواند نتایج قابل قبولی ـ ولی نه در خور شأن و قابلیتهای ورزشکاران این رشته ـ را کسب کند. آیا با این همه آزمون و خطا که در رشتههای متعدد بهخوبی مشهود است، هنوز وزارت ورزش و جوانان به این نتیجه نرسیده است كه تمرکز خود را روی رشتههایی بگذارد که در برهههای مختلف امتحانشان را پس دادهاند و در مقایسه با ورزشی که هزینههای میلیاردی را میبلعد با هیچ سر پا هستند و در موسم رقابتها از آنها نه فقط امید و انتظار، بلکه توقع طلبکارانه کسب مدالهای خوشرنگ میرود؟ آیا جز این نیست که وزارت ورزش و جوانان با ایجاد رشتههای ناآشنا و پرهزینه در شرایط کنونی اقتصادی کشور که در فضای فرهنگی جامعه جایگاه تعریفشدهای ندارند و حتی برای آقایان هم شرایط حضور در میادین منطقهای، آسیایی و بینالمللی با توجه به هزینهبر بودن و عدم اقبال از آن مساعد نیست، فقط قصد سیاه کردن کارنامه خود را دارد؟ آیا هنوز رشتههای انفرادی مدالآور مستحق دریافت بودجههایی به مراتب کمتر از دستمزدها و مبالغ میلیاردی نیستند؟ تا کی از ورزشکاران المپیکی خود اعتراضات بهحق ـ نه بهانههای پس از شکست ـ را بشنویم که اگر حمایت میشدم میتوانستم به مدال برسم؟ شاید فراموش میکنیم ورزش قهرمانی عمر محدودی دارد و با هرز رفتن و هدر دادن ظرفیتهای حمایتی از ورزشکاران هم به آنها که سرمایههای ملی ما هستند و هم به پیشرفت ورزش کشورمان آسیب میزنیم و هم آتش اشتیاق قهرمانانمان را در تربیت نام آورانی همچون خودشان خاموش میسازیم.
موفقیتهای مستمر و مداوم و نه مقطعی در ورزش مانند سایر زمینهها و عرصهها نیازمند برنامهریزیهای دقیق، کارشناسی، علمی، واقعبینانه و صرف هزینههای بهجاست. بهتر نیست در زمینههایی سرمایهگذاری شود که بهرغم نبود امکانات، تجهیزات و منابع مالی نتایج قابل توجهی کسب کردهاند و به قدری پتانسیل و ظرفیت در این رشتهها بالا هست که با اندک حمایت و توجهی افتخارآفرینی میکنند؟
یکسویهنگری به مقوله مطرح شدن موتورسواری بانوان به عنوان صرفاً یک رشته ورزشی که از سوی وزارتخانه رسماً پذیرفته شده است و مطرح شدن آن در فضای ورزشی فقط جنبه ورزشی ندارد و بار فرهنگی دارد. آیا وزارتخانه با توجه به واقعیتهای جامعه و بسترهای فرهنگی موجود به چنین امری رضایت داده است؟ اگر بله، آیا تبعات واضح فرهنگی این تصمیم را نادیده انگاشته است؟ اگر نه، پس کارشناسان فرهنگی این وزارتخانه چه نقشی دارند؟ آیا وزارتخانه پیشبینی کرده است چگونه پاسخگوی مادی و معنوی ورزشکاران علاقمند این رشته ورزشی به حضور در میادین برون مرزی باشد؟ یا مانند سایر رشتهها در برنامههای درازمدت خود آنها را به حال خود رها خواهد کرد. ایجاد این رشته صرفاً فضای توقع صرف هزینه و توجه از سوی وزارتخانه را برای ورزشکاران آن باز میکند، ضمن اینکه نمیتوان تبعات فرهنگی حضور رسمی این رشته را در بین رشتههای ورزش بانوان از نظر دور داشت.