با تواي زيباترين! آيينه هم محرم نبود
طاقت ديدار رخسار تو در عالم نبود
صورتت را هديه دادي تا بماني در حجاب
چون كسي با سيرت ناديدهات محرم نبود
دست و رو يك عمر شستي زير باران بهشت
سعي كرد اما حريفت در صفا زمزم نبود
چشمهاي ما تهي چون چاه بودند اي عزيز
ورنه حسن ماه رخسارت ز يوسف كم نبود
تك درختا! ريشه چون در خاك جنت داشتي
با تو غير از شاخ طوبي در جهان همدم نبود
گرچه گم بودي ميان خاك چون انگشتري
مشتري چون داشتي در آسمانها غم نبود
خوش خراميدي چو طاووس از جهان سوي جنان
خوب كردي خوب من! اين خاكدان خرم نبود...
مرداد 95 نور