به گزارش خبرنگار ما، دو متهم كه پژمان و سامان نام دارند، صبح ديروز براي بازجويي به دادسراي ناحيه 34 منتقل شدند و از سوي قاضي علي وسيله ايرد موسي مورد بازجويي قرار گرفتند. 22 سال.
تا سوم راهنمايي درس خواندم.
وضعيت مالي خوبي نداشتيم و به دنبال كار رفتم.
در كارخانه يخچالسازي كار ميكردم.
بدبختي من از روزي شروع شد كه اين پرايد را خريدم. پس از اين دوستانم به طرف من هجوم آوردند. هر كدامشان پيشنهادي براي تفريح ميدادند. يكيشان ميگفت كه براي دختران جوان مزاحمت ايجاد كنيم. يكيشان ميگفت با دختران مورد علاقهمان به تفريح برويم و بعضي از آنها هم پيشنهاد سرقت و زورگيري ميدادند.
ما كلاً دوبار بيشتر زورگيري نكرديم كه دستگير شديم.
فكر كرديم مسافران زن با ديدن دو پسر جوان به ما شك ميكنند و سوار نميشوند. از طرفي همدستم در فرصت مناسب ميتوانست دهان مسافر را بگيرد و آنها هم از ترس تسليم ميشدند.
اصلاً فقط دهانشان را ميگرفتيم و ميترسانديم .
نه. چاقو نداشتيم.
اين اولين زورگيري ما بود كه دو زن جوان را از ميدان آزادي به مقصد يافت آباد سوار كرديم. يكي از آنها از ترس دو انگشتر طلايش را در آورد و در داشبورد خودرو انداخت كه ما يكي از آنها را ديديم و برداشتيم و دومي را مأموران پليس كشف كردند.
ما معمولاً بعد از زورگيري به پيتزا فروشي ميرفتيم و پيتزا ميخورديم. آن روز شاكي 50 هزار تومان پول داشت كه خودش به ما داد و بعد از اينكه او را در نزديكي خانهشان رها كرديم با دوستم به يك پيتزافروشي رفتيم و با پول آن پيتزا خورديم.
از شاكي دوم مقداري پول گرفتيم، اما وقتي با من دوست شد، پولهايش را پس دادم.
دختر جوان گفت كه از مردانگي من خوشش آمده و دوست دارد مدتي با من ارتباط داشته باشد. او ما را فريب داد و شماره تلفن همراهم را به او دادم. وقتي پولهايش را پس دادم، فكر نميكردم كه به اداره پليس برود و از ما شكايت كند.
راستش شك كرده بوديم و احتمال داديم كه او قصد دارد ما را به دام بيندازد. به همين دليل چند بار محل ملاقات را تغيير داديم تا مطمئن شويم، اما غافل از همه چيز، پليس در كمين ما بود تا اينكه در آخرين ملاقات وقتي دختر جوان به ما نزديك شد، دوستم مأموران پليس را ديد. پس از اين با خودرو به سرعت حركت كردم تا به دام نيفتيم اما در يك تعقيب و گريز كوتاه من با گاردريل خيابان برخورد كردم و دستگير شديم.
و به زودي آخرين پيزايتان را كه عبارت از مرگ كه با چاشني چوبه دار آغشته شده است خواهيد خورد
شما احمقها بعد از هر زورگیری نا جوانمردانه پیتزا میخوردید الان باید تاوان این شرارت هایتان را ببینید اما آشغالهای دزد بیت المال که پس از هر حقوق نجومی پیتزایشان را کنار برج پیزا خورده اند مصون ودر امان هستند و دادستان و... هیچ نمیکنند خجالت کشیدم از اینکه در کشور اسلامی این دوگانگی قضایی را ببینم