
عراق حمله گسترده خود را به جمهوري اسلامي ايران در تاريخ 31 شهريور سال 1359 به صورت رسمي آغاز كرد. مهمترين هدف حزب بعث عراق از اين تهاجم جداسازي استان خوزستان و هدف نهايي امريكا به عنوان پشتيبان اصلي اين تجاوز و آتش بيار معركه تضعيف منجر به سقوط جمهوري اسلامي ايران بود.
از نقطه نظر نظامي براي رسيدن به چنين هدفي اهواز به عنوان مركز استان اهميت ويژهاي داشت و معابر وصولي منتهي به آن بايد به عنوان تلاش اصلي در طرح مانور كلي ارتش عراق انتخاب ميشد. لذا سه لشكر پر قدرت دشمن موظف شدند از سه محور پس از اشغال مناطق و شهرهاي مسير خود اهواز را محاصره و تصرف كنند. در اين ميان مهمترين مسير براي تصرف اهواز، محور چزابه، بستان، سوسنگرد، حميديه و اهواز بود. دشمن با لشكر 9 زرهي خود در اولين روز جنگ با عبور از چزابه به شهر بستان رسيد و پس از يك هفته تا 25 كيلومتري اهواز پيشروي كرد و در نزديكي حميديه مستقر شد. پس از آن اهواز در خطر سقوط قرار گرفت. موضوع را با امام امت(ره) در ميان ميگذارند و آن حضرت پاسخ ميدهند: «مگر جوانان اهواز مردهاند. » صحبت امام(ره) شور و شوق زايدالوصفي در بين نيروهاي مدافع اهواز ايجاد ميكند، بهگونهاي كه پس از چند ساعت شهيد غيور اصلي فرمانده عمليات سپاه اهواز به همراه 18 نفر از نيروهاي سپاه به دشمن هجوم آوردند و آنها را تار و مار كردند. با كشته شدن فرمانده نيروهاي عراقي لشكر 9 زرهي دشمن تا چزابه عقبنشيني كرد و عراق از تصرف اهواز كه سه الي پنج روز براي آن مدت مشخص كرده بود، براي هميشه محروم ميشود. پس از آن حماسه مقاومت نيروهاي اسلام در دشت آزادگان بار ديگر شروع ميشود، زيرا عراق مجدداً پيشروي و نهايتاً پس از 45 روز درگيري در حاشيه غربي سوسنگرد پدافند ميكند. به اين ترتيب شهر بستان و روستاهاي اطراف آن به اشغال دشمني در ميآيد كه از هيچ جنايت و اقدام وحشيانهاي رويگردان نبود.
با تشكيل خطوط دفاعي در دو جبهه رزمندگان اسلام لحظهاي دشمن را امان ندادند و در شش ماه اول جنگ با انجام چند عمليات محدود ضربات سختي به پيكره نيروهاي متجاوز وارد شد، بهگونهاي كه عراق ناچار شد لشكر 9 زرهي خود را براي بازسازي از منطقه خارج كند. با گذشت يك سال از شروع جنگ عمليات ثامنالائمه در هفتم مهرماه به آزادسازي آبادان از محاصره انجاميد و به دنبال آن عمليات آزادسازي بستان كه به نام طريقالقدس نامگذاري شد در هشتم آذر ماه سال 1360 انجام گرفت و در يك عمليات حماسي و شهادتطلبانه بستان مظلوم پس از 434 روز به ايران اسلامي بازگردانده شد.
عمليات بستان از دو محور اصلي در شمال و جنوب كرخه اجرا شد، ولي به خاطر خصوصيات خاص زمين در شمال كرخه و موفقيت صد در صد نيروهاي عملكننده در آن آنچه در شمال كرخه و در دامنه ارتفاعات رملي روي داد بسيار آموزنده بود و نقطه قوتي در طرحريزي عمليات فتحالمبين شد، زيرا سپاهيان اسلام در شمال كرخه در مانور خود پنج گردان پياده را يك روز قبل از عمليات در منطقه رملي كه مسيري غير قابل نفوذ بود عبور دادند و موفق شدند در ساعات اوليه عمليات با دور زدن نيروهاي متجاوز و حمله از عقبه منطقه نبرد دشمن را كاملاً غافلگير و با انهدام نيروهاي تيپ ويژه و توپخانه عراق عمق هجده كيلومتري منطقه دشمن را تصرف كنند. با موفقيت در اجراي اين مأموريت نيروهاي عراق در شمال كرخه محاصره و صد در صد منهدم شدند. هدف اصلي گردانهاي نفوذ كه از ديدگاه سوم منطقه رملي بر دشمن هجوم آوردند، پس از انهدام نيروهاي متجاوز و رسيدن به جاده آسفالت پيشروي به طرف مرز و رسيدن به نقطه حساس و استراتژيك به نام چزابه و پدافند در آن بود.
«يك روز تا چزابه» خاطرات 10 ساعت حضور در دامنه تپههاي رملي در اولين روز عمليات طريقالقدس است كه در آن تلاش شد حال و هواي حاكم بر پاسداران جبهه عشق براي جوانان همه نسلها، مخصوصاً نسل سوم انقلاب كه مسئوليت سنگيني را به دوش دارند بازگو شود و اميد است مدخلي در خور براي ورود به چزابه باشد.