براساس گزارش جديد پنتاگون ايالات متحده امريكا تا سال 2035 تسلط كنوني خود در جهان را از دست ميدهد و كشورهايي مانند جمهوري اسلامي ايران حوزه نفوذ و قدرت خود را گسترش داده و ميتوانند در تحولات جهاني نقش فعالتري را بپذيرند.
از اين دست از گزارشها مؤسسات و مراكز پژوهشي وابسته به ايالات متحده بارها گردآوري و منتشر كردهاند و در آن از افول قدرت اين كشور سخن به ميان آورده و در مقابل از توسعه فزاينده قدرت جمهوري اسلامي ايران بنابر مستندات غيرقابل انكار، گفته شده است. رئيسجمهوري امريكا در اواخر زمستان سال 93 تازهترين راهبرد امنيت ملي اين كشور ارائه كرد و در آن سند ٢٩ صفحهاي، اولويتهاي سياسي دولت اوباما را در دو سال باقيمانده از زمان رياستجمهوري او مشخص كرد. اوباما در اين سند تأكيد ميكند كه آنچه امريكا به آن نياز دارد، «بردباري استراتژيك و ايستادگي» است و نميتوان همه چيز را به شكل نظامي حل كرد. به گفته اوباما امريكا بايد همواره در مقابل درگيري بيش از حد، مقاومت كند. در همان زمان بسياري از كارشناسان بينالمللي با تحليل زواياي اين سند، اعتقاد داشتند تأكيد بر دوري از درگير شدن بيش از حد در مسائل كشورها تا حد زيادي در خصوص خاورميانه مصداق پيدا ميكند. آنها همچنين معتقد بودند تأمين امنيت اعضاي شوراي همكاري خليج فارس، حضور نظامي و سياسي در افغانستان و عراق، مبارزه با تروريسم و مداخلات فراوان در امور منطقه، همگي از عواملي است كه باعث شده امريكا درگيري بيش از حدي در خاورميانه داشته باشد و اين منطقه اولويت زيادي در سند استراتژي امنيت ملي امريكا ايفا كند. بر همين اساس، كارشناسان تأكيد داشتند «شرق آسيا» در سالهاي آينده تمركز راهبردي امريكا را به خود اختصاص خواهد داد.
بردباري در خاورميانه با هدف كنترل ايران
اوباما در حالي از استراتژي «بردباري» در خاورميانه سخن به ميان ميآورد كه جمهوري اسلامي ايران به عنوان مهمترين كشور در اين منطقه، بزرگترين مانع ايالات متحده امريكا بر سر دستيابي به منافع امريكاست و بدين ترتيب زماني كه اوباما سخن از بردباري و مدارا در اين منطقه به ميان ميآورد بايد تأكيد داشت هدف اوليه و اصلي مدارا با كشوري مانند ايران است و بر همين اساس نبايد انتظار داشت گزينه حمله نظامي به ايران جزو گزينههاي ابتدايي سياستمداران اين كشور در مقابل كشورمان باشد. اما سؤال اساسي اين است كه راهكار اصلي تصميمسازان اين كشور در مواجهه با جمهوري اسلامي ايران چيست و در شرايطي كه اين كشور گزينه نظامي را راهكار مناسبي جهت مقابله با كشورمان نميداند و هزينههاي برآمده از آن را چند ده برابر حمله نظامي به عراق و افغانستان ميداند، راهكار جايگزين چنين گزينهاي چيست؟ «حمايت از جريان غربگراي داخلي» و «تقويت سياسي» اين جريان ميتواند يكي از گزينههاي مورد توجه سياستمداران اين كشور باشد. حركت در چنين مسيري كه عنوان براندازي نرم دارد را «كنت تيمرمن» رئيس بنياد دموكراسي ايران، چيزي جز تغيير ماهيت اين نظام نميداند، آنگونه كه ابراز ميكند: «اصل جمهوري اسلامي ايران منافع امريكا را تهديد ميكند، پس بايد براي تغيير ماهيت و جوهره آن كوشيد كه نتيجه اين تغيير ماهيت با سرنگوني يكي است.» رئيس بنياد دموكراسي ايران در امريكا همچنين ادامه ميدهد: «برقراري روابط به معناي ختم انقلاب است. زماني كه ستون مبارزه با امريكا فرو ريزد، كل انقلاب فرو خواهد ريخت.»
انتخابات 96 بايد به تقويت يك گروه خاص بينجامد
«جان برنان» رئيس سازمان سيا روز جمعه در اجلاس سالانه «همايش امنيتي اسپن» از رصد كردن انتخابات ايران و تلاش براي روي كارآمدن يك طيف خاص در كشورمان سخن به ميان آورده و بيان ميكند: «زماني كه ما در مورد ايران صحبت ميكنيم، برخي تصور ميكنند كه اين يك كشور يكدست (از لحاظ گرايشات سياسي) است، اما اينطور نيست. درست مثل ايالاتمتحده كه درون محيط سياسياش اختلاف نظر وجود دارد، بنابراين در حالي كه آنها سال آينده انتخابات برگزار ميكنند، ما به دقت اوضاع را تحتنظر خواهيم داشت تا ببينيم موازنه رقابتي كه درون حكومت وجود دارد، چطور پيش ميرود.» وي همچنين از لزوم قبحشكني از روابط دوجانبه تهران - واشنگتن سخن به ميان آورده و آن را فينفسه حاوي دستاوردي بزرگ مانند «تغيير ماهيت انقلاب اسلامي» ميداند؛ دستاوردي كه ميتواند زمينه براندازي سياسي در كشور را راحتتر كند.
برنان در ادامه در پاسخ به اين سؤال كه برجام چه تأثيري بر روابط دوجانبه تهران و واشنگتن داشته، گفت: «در حال حاضر مذاكرات گستردهاي ميان دولت ايالاتمتحده و دولت ايران در مورد برخي از موضوعات حلنشده در جريان است، از جمله در مورد اينكه نظام مالي بينالمللي چطور بايد با ايراني كه حالا كمتر در محاصره تحريمها قرار دارد، رفتار كند. بنابراين گفتوگوها ادامه دارد و طرف ايراني هم ناراحتيهايي دارد. با اين حال تصور ميكنم كه تا الان پايبندي به توافق خوب بوده است. معتقدم اوضاع دارد خوب، پيش ميرود. آهسته، اما خوب.»
«تغيير ماهيت انقلاب اسلامي» با عاديسازي روابط دوجانبه تهران- واشنگتن به عنوان گامي اساسي جهت براندازي انقلاب اسلامي در كشور را نيز «ادوارد شرلي» از مقامات سابق سازمان سيا اينگونه بيان ميكند: «اگر نظام ولايت فقيه در ايران از هم پاشيد، آن وقت ميتوان پذيرفت كه جمهوري اسلامي ايران تغيير ماهيت داده و برقراري روابط ممكن خواهد شد.»
تقويت ميانهرو با القاي دودستگي در جامعه
مفهوم نگرانيهاي گزارش پنتاگون را درباره گسترش قدرت جمهوري اسلامي ايران به عنوان قدرتي نوظهور با مرور بخش ديگري از اظهارات كنت تيمرمن بهتر ميتوان درك كرد، آنجا كه وي براي پيادهسازي براندازي خاموش در ايران و لزوم چنين طرحي در ايران مينويسد: «استراتژي مقابله با ايران بايد اهداف و ماهيت رژيم اسلامي ايران را دقيقاً بررسي كند و بعد به اين بپردازد كه ما چگونه ميتوانيم از نقاط قوت خود در مقابله با نقاط ضعف آنها استفاده كنيم. ما بايد از نقاط قوت امريكا براي تضعيف رژيم بهرهبرداري و از تناقضهاي دروني آن استفاده كنيم و اين موقعيت را به وجود آوريم كه رژيم خودش به دست خودش قبر خود را بكند... امريكا نبايد ذهنيت نادرستي درباره دولتي كه از خاكستر جمهوري اسلامي برخواهد خاست، داشته باشد، به احتمال زياد رژيم آينده در ايران حداقل در اسم، اسلاميخواهد بود و احتمالاً شامل افرادي خواهد بود كه در انقلاب 1978-1979 نقشي داشتهاند.»
بنابراين «تقويت جريان غربگراي داخلي يا به عبارتي ميانهروهاي داخلي»و «تلاش براي موفقيت آنها در انتخابات رياستجمهوري سال 96» و «ترغيب رهبران و فعالان اين جريان به انجام رفتارهاي راديكالي و ضدحاكميتي» و«بهرهگيري از مواضع اين افراد در جهت القاي حاكميت دوگانه در كشور» از جمله استراتژيهايي است كه ايالاتمتحده امريكا تلاش دارد به وسيله آن از قدرتمندتر شدن جمهوري اسلامي ايران جلوگيري كرده و از سوي ديگر مهمترين مانع تحقق اهداف بلندمدت خود در خاورميانه را حذف و ايران را به كشوري تابع و فاقد اثرگذاري در تحولات منطقهاي مبدل سازد.