
به گزارش خبرنگار ما، ساعت 14 روز دهم فروردين ماه امسال، مأموران كلانتري 116 مولوي با تماس تلفني شهروندي از درگيري مرگباري در حوالي خيابان مولوي با خبر و راهي محل شدند. بررسيها در محل حادثه نشان داد لحظاتي قبل، درگيري خونيني بين دو پسر 25 و 20 ساله رخ داده است كه در جريان آن پسر 20 ساله به نام غلامرضا با اصابت چاقوي سامان به شدت زخمي و روانه بيمارستان شده است.
مأموران وقتي براي تحقيقات بيشتر راهي بيمارستان شدند، دريافتند غلامرضا به دليل شدت خونريزي فوت شده است. پس از اين، پرونده وارد مرحله تازهاي شد و قاضي مدير روستا همراه كارآگاهان اداره دهم پليس آگاهي در محل به تحقيق پرداخت.
بررسيهاي اوليه تيم جنايي حكايت از آن داشت كه ساعتي قبل از حادثه مرگبار، قاتل در يكي از قهوهخانههاي محله هرندي در حال عربدهكشي بوده كه مقتول و برادرش وارد قهوهخانه شده و او را از قهوهخانه بيرون كردهاند كه چند ساعت پس از آن قاتل براي تلافي جلوي خودروي مقتول را ميگيرد و او را با چاقو به قتل ميرساند.
برادر مقتول كه شاهد حادثه بود، گفت: همراه غلامرضا و يكي از دوستانمان سوار خودروي سوناتا راهي يكي از شهرهاي شمالي كشور بوديم كه يكي از دوستانمان به نام سامان راه ما را سد كرد. وقتي خودرو را نگه داشتيم با برادرم درگير شد و او را با چاقو زد و گريخت. ما غلامرضا را به بيمارستان رسانديم، اما فايدهاي نداشت و برادرم فوت كرد.
مأموران در گام بعدي، مخفيگاه متهم فراري را در خيابان معروف خاني محله هرندي شناسايي كردند، اما وقتي براي دستگيري وي به محل رفتند، متوجه شدند قاتل لحظاتي قبل به مكان نامعلومي گريخته است.
در حالي كه تحقيقات درباره اين حادثه ادامه داشت، سيزدهم فروردين ماه، سامان خودش را به مأموران پليس تسليم و به قتل دوستش اعتراف كرد.
متهم صبح روز چهارشنبه 6 مردادماه براي آخرين دفاع از زندان به دادسرا منتقل شد. وي مقابل قاضي مدير روستا، بازپرس شعبه ششم با اظهار پشيماني گفت: روز حادثه يكي از دوستانم با موتورسيكلت به دنبال من آمد تا در خيابان دور بزنيم. در حال چرخيدن بوديم كه با مقتول و برادرش و يكي از دوستانشان مواجه شديم. آنها سه نفري در حالي كه مهتابي و چاقو در دست داشتند به ما حمله كردند به طوري كه دوستم موتورسيكلتش را رها كرد و از ترس گريخت. آنها با مهتابي چندين ضربه به سر من زدند. در حالي كه گردههاي مهتابي به چشمم رفته بود، يكي از آنها با كمربند مرا به شدت كتك زد و حتي مجبور شدم با دستم جلوي ضربههاي چاقوي آنها را بگيرم، اما آنها دست بردار نبودند و به همين دليل براي دفاع از خودم چاقويم را از جيبم بيرون آوردم و دو ضربه به غلامرضا زدم و از محل گريختم. من قصد قتل نداشتم و فكر نميكردم ضربات من غلامرضا را بكشد و به خاطر همين وقتي فهميدم غلامرضا فوت شده است، خودم را به پليس معرفي كردم. وي در پايان گفت: مدتي قبل ازدواج كردم و به همين دليل به خودم قول دادم با كسي درگير نشوم، اما آن روز فقط قصد دفاع داشتم و الان هم پشيمانم و خسته شدهام و دوست دارم هر چه زودتر قصاص شوم.
قاضي مدير روستا پس از شنيدن آخرين دفاعيات متهم اعلام كرد به زودي پس از صدور كيفر خواست پرونده متهم به دادگاه ارسال خواهد شد.