نشست هاي مداوم و مكرر ناتو (پيمان آتلانتيك شمالي) همواره براي روسيه مهم و حساس بوده است. اما نشست اخير كه روزهاي جمعه و شنبه هفته گذشته در «ورشو»ي لهستان برگذار شد با حساسيت بيشتري همراه بوده است.
مهمترين دليل اين است كه در اين نشست تصميم تازه اي گرفته شده است كه حواشي امنيتي مرزهاي روسيه را تهديد مي كند. بر اساس توافق جديد قرار شده است كه كشورهاي انگليس، آلمان، كانادا و همچنين فرانسه نيروهاي نظامي خود را كه در اختيار ناتو قرار مي دهند در كشورهاي درياي بالتيك (لتوني، ليتواني و استوني) و همچنين لهستان مستقر كنند.
از سوي ديگر امريكا تصميم دارد تا بر اساس توافق ايجاد شده در اين نشست هزار نيروي خود را عازم لهستان كند. كشورهايي كه تا سال 1390 جزء و عضوي از بلوك شرق بودند اما در دوره پساكمونيسم به عضويت ناتو درآمده اند.
بنابراين دست كم از دو منظر مي توان به اين موضوع توجه كرد. ابتدا اينكه محوريت ناتو و مركزيت فعاليت آن در اختيار امريكا است. امريكا به لحاظ حمايت هاي اقتصادي و مالي بيش از 60 درصد منابع ناتو را تامين مي كند.
از اين منظر اختيارات زيادي را در تصميم گيري هاي نهايي آن دارد. همچنين تسهيلات نظامي را مي تواند در اختيار ناتو قرار دهد بسيار بيشتر و مجهزتر از ديگر كشورهاي غربي (اروپايي) است.
سياست و استراتژي جديد امريكا در قبال روسيه، تحريك سازي است. به اين معنا كه واشنگتن قصد دارد به طور مداوم سياست هايي را اتخاذ كند كه روسيه را تحريك و وادار به واكنش كند. به همين مناسبت در تصميم جديد در ناتو نيروهاي اين پيمان نظامي – امنيتي را تا نقطه صفر مرزي روسيه اعزام كرده است.
طبيعي است كه روسيه نيز همانند هر كشور ديگري نمي تواند آن را ناديده بگيرد. امريكا همچنين قصد دارد در اقدام بعدي گرجستان را به عضويت ناتو درآورد كه در حال حاضر عضو ناظر آن است.
سياست تحريك سازي روسيه حتي در ديگر كشورها از جمله اوكراين نمايان است كه به طور عمده از طريق شورش عليه رئيس جمهور پيشين آن آغاز شد تا اينكه به جنگ داخلي و خانمانسوز رسيد.
اقدام ديگري كه اخيرا امريكا در استراتژي تحريك روسيه انجام داده است به اختلافات در مورد ماموران ديپلماتيك باز مي گردد. هفته گذشته جان كربي، سخنگوي وزارت خارجه امريكا اعلام كرد كه واشنگتن دو ديپلمات روس را از كشور اخراج كرده است.
ادعاي امريكا آن است كه اين كار را در قبال برخورد فيزيكي نیروهای گارد سرویس امنیت فدرال روسیه با ديپلمات امريكايي انجام داده است. اما مسكو با انتشار فيلمي در اين باره اعلام كرده است فرد امريكايي خودش را معرفي نكرده و مشخص نبود كه يك ديپلمات است در حالي كه مي توانست هر كسي همچون يك افراطي يا عضوي از داعش باشد.
با اين وجود چندي بعد مشخص شد كه وي از نيروهاي سازمان سيا است. حتي در فيلم منتشر شده از سوي مسكو مشخص است كه اين فرد امريكايي به «افسر پليس» روسي حمله كرده است. بي شك اين دست از اقدامات امريكا در قبال روسيه و در حوزه هاي مختلف ادامه خواهد داشت.
اما مسئله اي ديگري كه بايد به آن پرداخت بحث تهديد كننده گسترش ناتو به شرق است. ناتو در زمان تاسيس خود تنها 12 كشور را در برداشت كه در سال 1952 كشورهاي تركيه، يونان، اسپانيا و آلمان غربي به آن اضافه شدند. بنابراين عمده آنها در شمال قاره امريكا (امريكا و كانادا) و بقيه در اروپاي غربي و همچنين تركيه به عنوان تنها كشور مسلمان عضو ناتو بود.
با اين وجود ناتو در سال هاي بعدي بخصوص پس از فروپاشي شوروي سابق همه تلاش خود را براي گسترش انجام داد كه همه آن در راستاي نزديك شدن به مرزهاي رويه بوده است.
امريكا در سال 1999 توانست كشورهاي شرق اروپايي همچون جمهوري چك، مجارستان، لهستان، بلغارستان، استوني، لتوني، ليتواني، روماني، اسلواكي، اسلووني و همچنين در سال 2009 دو كشور آلباني و كرواسي را به عضويت ناتو درآورد.
در اين ميان سه كشور درياي بالتيك (استوني، لتوني و ليتواني) جزيي از كشور اتحاد جماهير شوروي و لهستان كه «ورشو» پايتخت آن است از اعضاي پيمان ورشو بودند كه در نظام دوقطبي در برابر ناتو قرار داشت و حال امريكا دقيقا بر روي همين چند كشور دست گذاشته تا نيروي نظامي ناتو به آنها اعزام كند.
اين رويكرد حتما فضاي امنيتي شده نظام بين الملل را امنيتي تر خواهد كرد و روسيه نيز دست به واكنش هاي لازم خواهد شد. در اولين اقدام سرگئی کاراگانوو از مشاوران و نزديكان با نفوذ ولاديمير پوتين تاكيد كرده است كه « اگر بحرانی به وجود آید، تمام سلاح هایی که از سوی ناتو در شرق بالتیک مستقر شده است، نابود خواهد شد.... روسیه هرگز در زمین خود دیگر جنگ نخواهد کرد و نمی گذارد که دشمن وارد سرزمین هایش شود. اگر ناتو یک حمله تهاجمی علیه یک قدرت اتمی یعنی روسیه کند، ما آنها را تنبیه خواهیم کرد.»
اقدام ديگر روسيه در قبال تحريكات ناتو مي تواند همان سياستي باشد كه انگليس را از اتحاديه اروپا جدا كرد. يعني سياست جداسازي كشورهاي عضو از ناتو. اين زمينه در حال حاضر ايجاد شده است و بايد منتظر آينده ماند.
از سوي ديگر با توجه به قدرت اتمي روسيه، اين كشور هيچ هراسي از جنگ با ناتو ندارد اما حتي الامكان سعي دارد فضا به آن سمت نرود مگر اينكه امريكا تنش را به شرايط دهه 60 و 70 ميلادي برساند و توان بازگشت از آن را نداشته باشد...