برخي از سر دلسوزي يا ناآگاهي، هرگونه سرمايهگذاري و تلاش براي گسترش فرهنگ مطالعه نشريات مكتوب را با توجه به رونق رو به رشد رسانهها و ارتباطات بر پايه تلفنهاي همراه هوشمند، شكستخورده ميدانستند. در اين زمينه به نظر ميرسد يكي از مشكلات عميق فرهنگي و ارتباطي در كشور ما، برخلاف بسياري از كشورهاي پيشرفته كه سبب بروز تبعات منفي گسترش فضاي ارتباطي شده است، عميق نبودن فرهنگ مطالعه و كاهش روزافزون اطلاعات و تحليلهاي درست است.
اين موضوع خود يكي از آثار كمبود فرهنگ مطالعه كتاب و مطبوعات در كشور است. مقايسه آمار مطالعه و اشتراك نشريات مكتوب در دنيا بهويژه در كشورهاي پيشرفته نشان از فاصله بسيار زياد سرانه ما با اين كشورها دارد. بهعنوان نمونه ژاپن و نروژ با سرانه انتشار 556 نسخه روزنامه و نشريه به ازاي هر 1000 نفر (در روز) كه بخش زيادي از آن از طريق سامانههاي اشتراك منطقهاي (بر پايه طرحهاي محله محور) توزيع ميشوند، در كنار ضريب نفوذ بالاي اينترنت و نسلهاي جديد تلفن همراه، در حوزه فرهنگ مطالعه نشريات هم در مقام نخست دنيا هستند. با اين حال در باب مزاياي طرح اشتراك نشريات كشور كه وزارت ارشاد آن را اجرا ميكند، بايد گفت اولاً پيش از اين بخش زيادي از يارانه (ناچيز) مطبوعات بهصورت مستقيم به نشريات پرداخت ميشد. هدف از پرداخت اين يارانه كمك به كاهش فاصله درآمد كم و هزينههاي هنگفت نشريات، ناشي از كاهش استقبال مخاطبان، افزايش روزافزون مؤلفههاي هزينه تمامشده و كاهش درآمد فروش تكنسخه و درآمد آگهيها (ناشي از پايين آمدن تيراژ) بود؛ اما در اين شيوه بهشرط اجراي صحيح و مداوم، ميتوان با يك تير چند هدف را نشانه رفت:
الف) افزايش فروش قطعي تعدادي از نسخ نشريات (كمك به اقتصاد نشريه)
ب) كاهش نسخ برگشتي و امكان رصد هوشمندانه بازار
پ) افزايش راندمان مصرف كاغذ ناشي از كاهش برگشتيهاي نشريات در كنار افزايش مخاطبان و اثرگذاري مطبوعات
ت) افزايش جاذبه نشريات براي آگهيدهندگان به دليل افزايش تيراژ و امكان برنامهريزي بر اساس هرم مخاطبان و در نتيجه افزايش درآمدهاي جنبي بنگاههاي رسانهاي. بيشك در صورت گسترش اين طرح، رسانههاي مكتوب بار ديگر در سپهر رسانههاي كشور تأثيرگذارتر ظاهر خواهند شد و فعالان اقتصادي بار ديگر اين بخش را بهعنوان يكي از ابزارهاي توسعه بازارهاي جديد خود، به فعاليتهاي تبليغات رسانهاي دعوت خواهند كرد.
ث) نظارت و هدايت نشريات در جهت افزايش كيفيت. ازآنجاييكه پرداختها بر مبناي شاخص كيفي نشريات صورت ميگيرد، نشريات باكيفيت، سهم بيشتري از محل اين طرح به دست خواهند آورد و در نتيجه سير توسعه و رشد آنها از اين طريق سرعت ميگيرد و ساير نشريات هم دورنماي كار كيفي را سرلوحه برنامهريزي خود قرار ميدهند.
ثانياً با اين طرح، سيستم سنتي توزيع با شيوههاي جديد جايگزين ميشود و از طريق اين لجستيك ميتوان به تقويت توزيع بهعنوان زيرساخت اساسي صنعت رسانههاي مكتوب اميدوار بود.
ثالثاً اين طرح گامي است در برقراري شرايط عادلانه براي استفاده همه نشريات ضعيف و قوي از امكانات گسترده و بهروز اشتراك. پيشازاين معمولاً نشريات تخصصي يا تازه تأسيس به دليل ساختار كوچك و محدوديتهاي مالي، امكان تأسيس و سرمايهگذاري براي جذب اشتراك و ارسال نشريات براي مخاطبان هدف را نداشتند. ولي از اين پس تمامي نشريات ميتوانند نيروهاي بخش اشتراك خود را به حداقل برسانند و با افزايش راندمان كاري، تمركز خود را بر رشد كيفيت محتوا و جاذبههاي رسانهاي متمركز كنند.
رابعاً يكي از مزاياي طرح، ايجاد دكهاي متنوع و گسترده به پهناي جغرافياي كشور است. در خوشبينانهترين حالت، برترين كيوسكهاي مطبوعاتي حدود 100 نشريه عمومي و پرفروش را در ديد عموم قرار ميدهد. در نتيجه بسياري از مخاطبان، از انتشار نشريات جديد يا تخصصي مطلع نميشوند و در نتيجه چرخه انتشار اين نشريات كه بهخوديخود سخت و مشكل است، با ديده نشدن و اطلاع نيافتن مخاطب از انتشار آنها كندتر هم ميشود. همچنين اين طرح به رونق نشريات محلي كه عمدتاً ديده نميشوند، كمك خواهد كرد.
البته اين را هم بايد گفت كه اين طرح، نيازمند توجه و معرفي از سوي تمامي نهادهاي فرهنگي و صداوسيما خواهد بود. به نظر ميرسد تاكنون در اين زمينه موفقيتي حاصل نشده است. شايد لازم باشد با توجه به نتايج اين طرح براي افزايش شاخص سرانه مطالعه و مصرف كاغذ (بهعنوان يكي از شاخصهاي توسعهيافتگي كشورها)، شورايي فراگير از نهادهاي فرهنگي و رسانههاي اثرگذار را براي فرهنگسازي و توسعه طرح تشكيل داد تا وظيفه ايجاد نياز عمومي به استفاده از اين طرح را در طيفهاي گوناگون مردم به عهده گيرد.
*مديرعامل و سردبير ارشد گروه نشريات اصفهان امروز