اميرحاج رضايي / کارشناس فوتبالدر فوتبال ايران شفافسازي معنايي ندارد. كدام شفاف سازي. اين مسئله تنها براي التيام موقت زخمهاي جامعه مطرح ميشود براي شانه خالي كردن از زير بار مسئوليت. اگر قرار بر صداقت و راستگويي باشد كه ديگر نيازي به شفافسازي وجود ندارد. اگر قرار بر صداقت و راستگويي نباشد، شفافسازي چه معنايي ميدهد؟ فقط مطرح كردن آن ميتواند اين تصور را ايجاد كند كه قرار است اقدامي شود براي مقابله با برخي مسائل از جمله عقد قراردادهاي ميلياردي و فقط ميتواند جو را كمي آرام كرده و آبها را از آسياب بيندازد.
در فوتبال ايران متأسفانه چيزي كه رايج است، (البته با احترام به اقليت راستگويي كه صداقت برايشان اهميت دارد) دروغگويي است. به طوري كه هرگز نديديم مديري پشت تريبون برود و واقعيت را به مردم بگويد. در خصوص شفافسازي قراردادها، حق كاملاً با كربكندي است. وزارت ورزش اگر بنايي براي مقابله با قراردادهاي ميلياردي دارد يا حتي شفافسازي در خصوص منتشر شدن ارقام اين قراردادها، بهتر است از تيمهاي زير دست خودش شروع كند كه دستشان در جيب تهي مردم است و از حق ملت و از بيت المال ميخورند. شخصا اعتقادي به شفافسازي در فوتبال ندارم و فكر نميكنم هرگز نه فقط در خصوص رقم قراردادها كه در هيچ زمينه ديگري در فوتبال شفافسازي نخواهد شد. چراكه صداقت وجود ندارد. چراكه آقايان نميخواهند راست بگويند وگرنه اگر بناي كار بر صداقت و راستگويي باشد، نه رقمهاي نجومي در قراردادها درج ميشود و نه نيازي به شفافسازي است. مطرح شدن اين مسئله نيز فقط براي انداختن توپ به زمين حريف است و شانه خالي كردن از زير بار مسئوليتي كه آقايان به گردن دارند. كه اگر غير از اين بود، بايد نه به حرف، كه به عمل، از باشگاههايي شروع ميكردند كه متعلق به خودشان است و يك به يك، جلو ميرفتند. اما اين حرفها به ميان ميآيد چراكه نيتي براي عملي كردن آن نيست و تنها هدف از بيان آن، آرام كردن جو متشنج و التيام بخشيدن موقتي زخم مردم است.