کد خبر: 795138
تاریخ انتشار: ۱۲ تير ۱۳۹۵ - ۱۸:۲۰
گفت‌وگوي «جوان» با سازنده موسيقي فيلم «ايستاده در غبار»
فيلم سينمايي «ايستاده در غبار»‌ در كنار تمام نكات مثبتي كه به لحاظ كارگرداني و ساخت دارد از موسيقي درخشاني بهره برده است. موسيقي «ايستاده در غبار» به نوعي به شناسنامه اثر تبديل شده و انگار نمي‌توان اين دو را جدا از هم تصور كرد.
احمد محمدتبريزي
فيلم سينمايي «ايستاده در غبار»‌ در كنار تمام نكات مثبتي كه به لحاظ كارگرداني و ساخت دارد از موسيقي درخشاني بهره برده است. موسيقي «ايستاده در غبار» به نوعي به شناسنامه اثر تبديل شده و انگار نمي‌توان اين دو را جدا از هم تصور كرد. با «حبيب خزايي‌فر»
 سازنده موسيقي اين فيلم گپ‌وگفتي انجام داديم كه در ادامه مي‌خوانيد.
در ميان ژانرهاي مختلف موسيقايي چرا سراغ موسيقي فيلم رفتيد؟
من شروع كارم با موسيقي فيلم بود. يعني از زماني كه كارم را در روايت فتح شروع كردم با موسيقي فيلم سروكار داشتم. قبل از آن در گروه كُر فعاليت داشتم ولي ساخت موسيقي به صورت جدي را در روايت فتح با موسيقي فيلم شروع كردم. البته علاقه شخصي خودم هم به موسيقي فيلم خيلي بيشتر از موسيقي ترانه و حوزه‌هاي ديگر بوده است.
هيچ‌گاه وسوسه نشديد براي معروف شدن به سمت آهنگسازي براي موسيقي پاپ برويد؟
البته با خوانندگان پاپ كار انجام داده‌ام ولي باز آنها هم يا به فيلم ربط داشته يا موسيقي فاخري بوده است. موسيقي تين‌ايجري را خيلي نمي‌پسندم و سليقه‌ام موسيقي خوب و اركسترال است. شايد يكي از دلايلي كه به سمت موسيقي ترانه نرفتم همين باشد. تأثيرگذاري، كاركرد و اهميت موسيقي فيلم بيشتر و مهم‌تر از موسيقي پاپ است. وقتي براي فيلم آهنگ مي‌سازيد مي‌خواهيد روي فيلم تأثير بگذاريد و همين باعث مي‌شود وسواس و دقت زيادي به خرج دهيد و كار دقيق‌تر و حرفه‌اي‌تري انجام دهيد. اما شايد براي ساخت موسيقي پاپي كه هر جا مي‌توانيد گوش بدهيد آنقدر زمان و دقت صرف نشود. البته كه موسيقى پاپ از ويژگى‌هاى خاصى برخوردار است و آثار خوبى هم در اين زمينه توليد شده است.
با توجه به اينكه شروع كارتان با روايت فتح بوده پس از همان شروع در همين فضاي آهنگسازي حماسي قرار داشتيد؟
تقريباً، چون بيشتر كارهاي حماسي كرده‌ام خواه ناخواه در اين مسير قرار گرفتم. البته كارهاي غير از اين هم داشته‌ام.
مثل موسيقي‌هايي كه براي چند فيلم مستند ساخته‌ايد؟
بله، متأسفانه مستندهاي مستقل خيلي ديده نمي‌شوند و اين مشكل را دارند. چون الان يك كار سينمايي انجام داد‌ه‌ام ديده شده‌ام وگرنه بيشتر از 10 سال است كه در اين حوزه مشغول به كار هستم.
موسيقي فيلم مستند چه تفاوت‌هايي با فيلم‌ سينمايي دارد؟
در فيلم مستند، موسيقي بايد روتر و نمايان‌تر باشد، معمولاً بيشتر كاركرد دارد و به ريتم فيلم كمك مي‌كند. اما در سينما موسيقي بايد در فيلم حل شود. البته به فيلم هم بستگي دارد. در سينما مي‌گويند موسيقي فيلم بايد كمتر شنيده شود. البته به نظر خودم موسيقي «ايستاده در غبار» به اين شكل نيست كه خيلي شنيده نشود كه آن هم به سبك فيلم بر مي‌گردد. آن دوره زماني كه داستان فيلم در آن مي‌گذرد موسيقي‌ در فيلم‌ها خيلي پررنگ‌ است. در فيلم‌هاي اوايل انقلاب مي‌بينيد كه يك صحنه عادي در حال نشان دادن است و رويش اركستر گذاشته ‌شده است. باز تمام اينها به فضاي فيلم برمي‌گردد ولي هر دو ژانر به موسيقي نياز دارند.
اصلاً چقدر اين جمله «موسيقي فيلم نبايد شنيده شود» درست است؟
نمي‌شود اين جمله را مطلق براي هر فيلمي گفت. موسيقي فيلم به نظر كارگردان بستگي دارد. در «ايستاده در غبار» ما در بعضي صحنه‌هاي مي‌خواهيم موسيقي فيلم شنيده شود. اينجا ديگر نمي‌‌شود كاري كرد كه موسيقي شنيده نشود. در بسياري از فيلم‌ها كارگردان جايي را براي موسيقي مي‌گذارد تا در آن صحنه‌ها موسيقي كار شود. در چنين صحنه‌هايي نمي‌شود موسيقي شنيده نشود. البته درست‌تر اين است كه موسيقي فيلم خيلي بيننده را درگير نكند. باز تمام اينها اصل نيست و به خواسته كارگردان برمي‌گردد.
و اينكه برخي كارگردان‌ها فيلم‌ را بدون موسيقي مي‌سازند قابل توجيه است؟
يادم هست استادي گفته بود گاهي سكوت بهترين موسيقي است. گاهي در بعضي فيلم‌ها سكوت بهترين موسيقي مي‌شود.
شما براي ساخت موسيقي فيلم از كجا ايده مي‌گيريد و روند آهنگسازي را چگونه در ذهنتان مي‌سازيد؟
اين خيلي توضيح دادني نيست ولي خودم موسيقي دهه 50 و 60 شمسي را خيلي مي‌پسندم و با آنها خيلي ارتباط برقرار مي‌كنم. از نوجواني هم همان موسيقي را گوش مي‌كردم و لذت مي‌بردم. همان موسيقي‌ها خيلي رويم تأثير گذاشت. «در ايستاده در غبار» عمدي وجود داشت كه موسيقي آن دوره را كار كنيم و تركيب سازها مربوط به آن فضا باشد.
اول فيلم را مي‌بينيد بعد آهنگ مي‌سازيد؟
معمولاً اينطور است. منتها در «ايستاده در غبار» كار سريع انجام شد، در اين زمينه هم به نوعي ركورددار است. فيلمي آنقدر سنگين و سخت كه در دو ماه و در 45 جلسه فيلمبرداري شد، به نوعي ركورد محسوب مي‌شود. به خاطر همين سرعت بچه‌ها در فشار كار مي‌كردند. خودم هم از روي فيلمنامه شروع به اتود زدن كردم و اينجور نبود كه فيلم تمام شود و بعد فيلم را به من بدهند تا موسيقي بسازم. چون مي‌خواستند كار را زودتر انجام بدهند تا فيلم به جشنواره برسد به همين خاطر همه زودتر از چيزي كه نياز بود كارشان را شروع كردند.
اين امكان هم وجود دارد فيلمي را قبول كنيد بعد از ديدن فيلم نظرتان عوض شود؟
تا به حال كه پيش نيامده. تيم «ايستاده در غبار» 12، 10 سال است كه با هم كار مي‌كنيم و عوامل اصلي با هم رفيق و آشنا هستند. مي‌دانستيم مي‌خواهيم چه كاري انجام بدهيم و از اين وجه ماجرا خيالمان راحت بود كه كار به چه صورت خواهد بود.
آهنگسازي در سبك دفاع مقدس چه تفاوتي با بقيه ژانرها دارد؟
موسيقي «ايستاده در غبار» كار سختي بود. من با فيلمى متفاوت روبه‌رو بودم كه ساختار جديدى داشت كه اين كار را سخت‌تر مي‌كرد و موسيقى متفاوتى را مى‌طلبيد. در جشنواره كه بخش موسيقي فيلم خيلي ارزيابي نشد ولي در ميان منتقدان و موزيسين‌ها ديده شد. شايد سختي كار را آنها بهتر بفهمند. موسيقي فيلم نسبت به فيلم‌هاي ديگر زمان بيشتري دارد و براي اين فيلم 37 دقيقه موسيقي ساختم. تقريباً نصف فيلم موسيقي دارد. اين كار را خيلي سخت مي‌كند كه تو چطور بايد موسيقي بسازي كه بيننده اذيت نشود. آن هم موسيقي كه بايد در حال و هواي دهه 50 و 60 و اركسترال شلوغي كه آن زمان استفاده مي‌شد، باشد. معمولاً در اين حوزه مي‌طلبد كه موسيقي، اركسترال و شلوغ‌تر از كارهاي ديگر باشد. مثلاً در يك فيلم درام عاشقانه امروزي با يك گيتار و ويولن حتي با تك ساز مي‌توان آهنگ خيلي خوبي در‌آورد ولي در فضاي فيلم جنگي و حماسي خيلي نمي‌شود كار خلوت كرد. همه در فيلم جنگي انتظار دارند يك موسيقي اركسترال و شلوغ بشنوند.
البته در «ايستاده در غبار»‌در صحنه‌هايي از آن فضاي حماسي فاصله مي‌گيريد؟
در صحنه‌هايي كه احمد متوسليان از نيروهايش عذرخواهي مي‌كند يا صحنه‌هايي كه بار حماسي كمتري دارد ما هم از فضاي حماسي كمي فاصله گرفته‌ايم. بعد من آدم امروز هستم و سعي كردم در فضاي آن دوره غرق نشوم. يك مقدار هم از آواهاي محلي استفاده كردم و همين دستم را بازتر گذاشت تا جاهايي شلوغي اركستر كمتر شود. مواقعي كه سراغ آوا رفتم اين امكان را داشتم تا از آن فضاي شلوغ دور شوم.
براي ساخت موسيقي فيلم «ايستاده در غبار» انتظار جايزه داشتيد؟
نه، خيلي. براي من كه اولين دفعه بود كار سينمايي مي‌كردم خيلي زود بود بخواهند به من جايزه بدهند. ولي احتمال مي‌دادم نامزد شوم. نامزد شدن من زياد مهم نيست مهم اتفاق خوبِ ‌ديده شدن فيلم است كه اهميتش برايم از همه چيز بيشتر است. اينكه در فيلمي حضور داشتم كه بهترين فيلم جشنواره فجر شد خيلي برايم ارزشمند است.
براي آهنگسازي فيلم‌هاي حماسي بايد المان خاصي در نظر گرفت؟
موسيقي چنين فيلم‌هايي مي‌طلبد كه با اركستر ضبط شود و سازهاي الكترونيك خيلي نقشي در آن ندارند.
كارگردان به شما مي‌گويد روي چه صحنه‌هايي موسيقي بگذاريد يا خودتان اين كار را انجام مي‌دهيد؟
كاملاً توافقي است. شايد جايي من بگويم صحنه‌اي موسيقي مي‌خواهد و كارگردان بگويد نيازي به موسيقي نيست يا برعكسش اتفاق بيفتد.
در «ايستاده در غبار» چقدر كارگردان و تهيه‌كننده نقش داشتند؟
چون ما زمان زيادي است با هم كار مي‌كنيم با هم رفيق هستيم. بيشتر رفيق هستيم تا همكار. به همين دليل خيلي دغدغه‌هاي اينچنيني برايمان پيش نيامد...
سر صحنه‌ها هم حاضر مي‌شديد؟
چند جلسه سر صحنه رفتم. يك جلسه بخش مريوان را رفتم و چند جلسه هم سر صحنه شهرك سينمايي حاضر شدم.
اين سر صحنه حاضرشدن‌ها در آهنگسازي كمكتان مي‌كند؟
بله، بخش مريوان خيلي كمك كرد.
سبك كاري و همكاري با آقاي مهدويان چطور است؟
حسين به نظرم آدم باهوشي است كه سينما را به شدت مي‌شناسد. خوب و دقيق و كامل مي‌داند كه از عواملش چه مي‌خواهد. مي‌داند قرار است چه كار كند و خيال همه بچه‌ها بابت كار كردن با او راحت است. كار كردن با حسين واقعاً لذتبخش است و آدم كنارش چيز ياد مي‌گيرد.
شما كنار كارهاي بلندتان، موسيقي چند كليپ مثل «چشم به راه» را ساخته‌ايد كه موسيقي بسيار تأثيرگذاري دارند. كمي از نحوه ساخت موسيقي اين كليپ‌ها توضيح بدهيد.
من روز تشييع شهداي غواص به مراسم تشييع رفتم تا خود مراسم به من ايده بدهد و واقعاً اين اتفاق هم افتاد و خيلي تأثير خوبي رويم گذاشت. حضور در آن ماجرا كمكم كرد به آن موسيقي برسم. آدم وقتي در محيط قرار مي‌گيرد الهاماتي به او مي‌رسد كه همان‌ها ايده‌اش مي‌شود و رويش كار مي‌كند. چون در محل و موقعيت بوده راحت‌تر مي‌تواند صحنه را تصور كند و كار نهايي را راحت‌تر بسازد.
كليپ «از خون جوانان وطن لاله دميده» هم موسيقي خوب و تأثيرگذاري دارد؟
آن كليپ تيتراژ پاياني «آخرين روزهاي زمستان» است. آن آهنگ پيشنهاد آقاي مهدويان بود و خيلي دوست داشت براي سريال اين شعر كار شود. من اولش كمي ممانعت كردم و فكر مي‌كردم ملودي كه 100 سال پيش ساخته شده و چندين نفر از اساتيد آن را با يك ملودي واحد خوانده‌ و اجرايش كرده‌اند تغيير دادنش سخت باشد. اما درآخر در دل ماجرا رفتم و كار خوبي شد. آقاي قرباني هم كه كار را شنيدند خوششان آمد. پيشنهادم به حسين اين بود كه كسي مي‌تواند اين ملودي جا افتاده را تغيير دهد و اين قطعه را بخواند كه مردم قبولش كنند. با پيشنهادم آقاي قرباني آمد كه ايشان هم از كار خوششان آمد و آن را خواندند.
در پايان الان اوضاع آهنگسازي براي فيلم‌هاي ايراني را چطور ارزيابي مي‌كنيد؟
واقعاً خوب است. بعضي مواقع حس مي‌كنم موسيقي‌ها از فيلم‌‌ها جلوتر است. امسال در جشنواره فيلم فجر موسيقي فيلم «اژدها وارد مي‌شود» را دوست داشتم. البته هنوز «باديگارد» را نديده‌ام و شنيده‌ام كه اين فيلم هم موسيقي خوبي دارد.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار