با اينكه صحبت از ثبت جهاني مثنوي مولانا، ثبت جهاني يك كتاب است تا ثبت معنوي اين شاعر و عارف بزرگ ايراني با اين حال افغانستان خواستار گنجانده شدن در پرونده مشتركي است كه ايران و تركيه در صدد تهيه آن هستند. براساس آييننامه حافظه جهاني، ايران و تركيه نسخههايي قديمي از مثنوي معنوي را دارند كه ميتوانند بهطور مشترك آن را به ثبت جهاني برسانند، اما افغانستان براي پيوستن به اين پرونده چه اثر ارزشمندي در دست دارد.
ايران اخيراً از حضور افغانستان در پرونده ثبت جهاني مثنوي مولانا استقبال كرده است. مولانا شخصيتي است كه در بلخ متولد شد و در قونيه چشم از دنيا فرو بست. با توجه به اينكه مرزبنديهاي جغرافيايي در دوران زندگي او همچون مرزبنديهاي كنوني نبوده است، حالا ادعاي مالكيت فرهنگي و معنوي اين شاعر و آثارش به بحث داغي ميان سه كشور تركيه، ايران و افغانستان تبديل شده است. پيش از اين تركيه و ايران بر سر تهيه يك پرونده مشترك و ثبت مشترك مثنوي در يونسكو به توافق رسيده بودند. بعد از اعتراض افغانها به اين موضوع، حالا سازمان اسناد و كتابخانه ملي ايران پاسخ صريحي را منتشر و اعلام كرده كه ثبت مشترك ميراث فرهنگي، امري مسبوق به سابقه است و هيچ منعي براي شركت كشورها در چنين اقدام فرهنگي وجود ندارد.
به رغم اين گفتهها مشخص نيست كه افغانستان ميخواهد چه نقشي در پرونده ثبتي مثنوي معنوي ايفا كند. به گفته رئيس دبيرخانه كميته ملي حافظه جهاني، ايران و تركيه هر دو نسخهاي كامل و قديمي از مثنوي دارند. هر دوي اين نسخهها بنابر آييننامه ثبت جهاني، به اندازه كافي قدمت دارند، بنابراين اين دو كشور ميتوانند بهطور مشترك مثنوي را ثبت كنند. شرايطي كه مدنظر حافظه جهاني است در اين پرونده وجود دارد. در اين بين افغانستان هم اعتراض كرده كه در ثبت جهاني مثنوي سهمي داشته باشد.
نظري به «ايلنا» گفته است: «در سال 2007 در بزرگداشت مفاخر يونسكو، ايران، تركيه و افغانستان با مشاركت يكديگر، بزرگداشتي براي مولانا گرفتند. اما در اينجا مسئله مولانا مطرح نيست، بلكه مسئله ثبت مثنوي مطرح است. ما نميخواهيم مولوي را ثبت كنيم، ميخواهيم مثنوي را ثبت كنيم. اگر افغانستان هم نسخهاي قديمي داراي شرايط حافظه جهاني داشته باشد، ما از مشاركت اين كشور در ثبت جهاني مثنوي استقبال ميكنيم و اين نشان دهنده عظمت مثنوي است كه تنها مختص يك كشور نيست.»
براساس اين گزارش طي دهههاي آخر سده بيستم ميلادي و دهههاي ابتدايي سده ۲۱ ميلادي به خصوص پس از شروع به ثبت ميراث فرهنگي و معنوي بشر توسط يونسكو (سال ۲۰۰۶ ميلادي) تعدادي از ميراث فرهنگي و معنوي ايران مورد ادعاي ديگر كشورها قرار گرفت و حساسيتها بر سر ثبتنام كشورها افزايش يافت. بعضي از اين ميراث به عنوان ميراث مشترك به ثبت رسيدند. در واقع سازمان ميراث فرهنگي از سال 92 پيگير ثبت جهاني آثاري شده كه ميراث مشترك محسوب ميشوند. در عين حال نزديك به سه سال است كه تهيه فهرست مواريث قابل مصادره در رأس كار دفتر ثبت آثار سازمان ميراث فرهنگي كشور قرار گرفته است. مواريثي كه هر دم ممكن است از سوي يكي از كشورهاي مدعي به يونسكو معرفي شوند. در يونسكو درخواستهايي كه زودتر ارسال ميشود، در اولويت قرار ميگيرد و اگر كشوري بعد از درخواست اوليه نسبت به درخواست ارسالي به يونسكو ادعايي داشته باشد به سختي ميتواند آن ادعا را ثابت كند. پرونده مثنوي معنوي نيز يكي از اين پروندههاي در معرض خطر دست اندازي كشورهاي مدعي از جمله تركيه و افغانستان بوده است و گفته ميشود كه اين كشورها بايد همزمان مثنوي را ثبت كنند تا مبادا يكي از ديگري جا بماند.
در حال حاضر دو كشور ايران و تركيه نسخههاي قديمي از مثنوي را براي ارائه در پرونده ثبت در اختيار دارند. ايران به افغانستان چراغ سبز نشان داده تا خود را يكي از شركتكنندگان در اين پرونده مشترك جهاني بداند، اما اين در صورتي ممكن است كه افغانستان نيز يك نسخه قديمي از مثنوي را براي معرفي در اين پرونده به يونسكو ارائه دهد كه بعيد به نظر ميرسد چنين نسخهاي در افغانستان موجود باشد.
به گفته مدير روابط عمومي سازمان اسناد و كتابخانه ملي افغانستان، تاجيكستان و يا هر كشور ديگري كه نسبت به موضوع مولانا و مثنوي دغدغه و تمايل به مشاركت با ايران و تركيه در اين موضوع دارند، ميتوانند براي اين كار نسخه كهن و قابل ارائه به يونسكو را كه حداقل همطراز با آثار ايران و تركيه باشد، ارائه كنند و هيچ منعي براي شركت كشورها در اين اقدام فرهنگي وجود ندارد.