معمولاً وقتي صحبت از تكنولوژي و زندگي آسان ميشود بعضي از ما سينه را جلو ميدهيم، صدايمان را صاف و شروع به يك نطق گيرا در مورد وجود امكانات و رسيدگي بيش از حد دولتهاي اروپايي و امريكايي به زندگي مردم ميكنيم غافل از اينكه اينطوريها هم نيست. مثال بارز در اين زمينه نظافت شهر و تخليه زباله در كشور امريكاست. روندي كه هزينههاي آن كاملاً بر عهده خود مردم و اجراي آن بر عهده بخش خصوصي است.
امريكاييها براي جمعآوري زباله پول ميدهندکیوان ابراهيمي يك دانشجوي مذهبی ايراني مقطع دكتري رشته برق كه در امريكا ساكن است در كانال تلگرامي خود «klihvsa» در مورد تفاوتهاي تخليه زباله و نظافت شهري در مورد امريكا نوشته است:«وقتي در يك شهرك آپارتماني در اين كشور خانه ميگيريد، هزينههاي چمنزني، مصرف آب، تخليه زباله، فاضلاب، برفروبي و اينترنت عمدتاً به عهده آن مجتمع است اما وقتي خانه مستقل و ويلايي ميگيريد، احتمالاً اين هزينهها به گردن خودتون ميفته. البته باز بستگي به اين داره كه صاحبخانه كدوم يك از اينها رو تقبل ميكنه و كدوم رو به مستاجر محول».
وي در تلگرام خود تصاويري را منعكس كرده و نوشته است:«همونطور كه در تصوير ميبينيد، شهرداري ايمز هيچ مسئوليتي در قبال تخليه زباله منازل نداره و شركتهاي خصوصي با قراردادهايي كه ميبندن، عهدهدار اين امر هستن. نرخ اعلام شده از سوي يكي از شركتهاي تخليه زباله به اين صورت است كه تخليه سطل آشغال بهصورت رايگان داده ميشه. اگه بخواهيد يك بار در هفته خالي بشه، بايد ماهانه ۱۹ دلار بديد. اگه دوبار در هفته بخواهيد، ۲۴ دلار.» در اين نوشته ابراهيمي تلاش ميكند تا به مردم ايران يادآوري كند باور كنيد در بعضي از ايالات و شهرهاي امريكا نه تنها دولت و شهرداري مسئوليت نظافت شهري و تخليه سطلهاي زباله را بر عهده ندارند بلكه مردم بايد براي اين كار با شركتهاي خصوصي قرارداد ببندند و در ازاي اين خدمات پول بپردازند. با درك مفهوم اين مطلب تازه ميتوان فهميد چرا هميشه شهرهاي اروپايي و امريكايي تصوير زيبايي دارند.
انداختن ته سيگار به زمين، يك استثناءدر همين كانال مخاطبي از هلند كه او هم اتفاقاً دانشجوست مينويسد: «تصور اوليه همه ما اين است كه غرب! خيلي تميز و مرتب است. اين تصور خيلي هم از واقعيت دور نيست. البته باز هم كشور تا كشور و شهر تا شهر احتمالاً فرق ميكند. مثلاً ايتاليا هميشه با مشكل جمعآوري زباله درگير بوده و در مواردي به بحران رسيده است. يكي از نكاتي كه در هلند نسبتاً چشمگير است، زمين انداختن ته سيگار است.
سيگار كشيدن در خيابان و گاهي در اماكن عمومي سربسته ديده ميشود. در دانشگاه هم وضع بر همين منوال است. جلوي در كتابخانه دانشگاه، اتاقك شيشهاي است كه بايد دانشجويان قبل از ورود سيگارشان را در آنجا بكشند و بعد وارد شوند و گلدان وسط اتاقك معمولاً پر از ته سيگار است اما آنچه عجيب است و كمي متفاوت با تصور اوليه ما نسبت به نظم و نظافت در غرب، زمين انداختن ته سيگارها به جاي سطل زباله است. عجيب است كه هيچ زباله ديگري را روي زمين نميبينيد اما در پيادهروها و ايستگاههاي اتوبوس معمولاً تعداد قابلتوجهي ته سيگار زمين ريخته است و تا به حال نديدهام به طور مرتب جمعآوري شوند.»