
بارها گفتهايم و صدها بار نوشته شده كه بسياري از مسئولان ورزش كشور،
مسئولاني هستند براي حضور در عكسهاي يادگاري، حضور در مراسم جشن و قهرماني
و مسئولاني كه فقط در پيروزيها ديده ميشوند. نمونه اين قبيل مسئولين را همين امروز ميتوان در ژاپن و كنار تيم ملي واليبال ديد. حضور بيدليل چند مسئول عاليرتبه وزارت ورزش در ژاپن براي تماشاي بازيهاي تيم ملي واليبال با هيچ شاخصي جور درنميآيد؛ اول اينكه در سالي كه به فرمان رهبر فرزانه انقلاب اسلامي سال اقتصاد مقاومتي، اقدام و عمل ناميده شد، چرا بايد با هزينهاي سرسامآور چند مسئول وزارت ورزش قيد كار و تلاش در ايران را بزنند و راهي ژاپن شوند، آن هم در شرايطي كه حضورشان كوچكترين تأثيري در نتيجهگيري تيم ندارد.
دومين نكته اينكه حالا بسياري از تيمها و ورزشكاران المپيكي كشور بابت مشكلاتي كه بر سر راه آمادگي براي المپيك با آن روبهرو هستند فرياد اعتراض ميدهند، اما نه تنها گوش شنوايي وجود ندارد بلكه آقايان با انجام اين قبيل سفرهاي بيمورد تنها به حاشيهها دامن ميزنند و عملاً كاري ميكنند كه نگاه به آنها منفي و موجب بلند شدن اعتراضها شود. سؤالي كه اين روزها بايد از جناب وزير ورزش پرسيده شود، اين است كه نصرالله سجادي و مناف هاشمي و تيم همراهشان بنا به چه ضرورتي از بازي سوم تيم ملي راهي ژاپن و آنجا ماندگار شدند؟
آيا جز اين است كه اين سفر غيرضروري تنها حاشيهها و اعتراضها را بيشتر از قبل ميكند؟
آيا نه اين است كه هر كدام از اين مسئولان ميتوانستند با حضور در ايران و سركشي بيشتر و بهتر به بقيه المپيكيها حداقل بخشي از مشكلات ورزشكاران ايران در ريو را فقط بشنوند؟ حل و فصل كردنش باشد براي بعد. سؤال ديگر اينكه اگر هم بنا به رفتن بود، چرا از بازي سوم و آغاز راه تيم ملي براي المپيكي شدن، آيا نميشد اين سفر پرهزينه بعد از مسجل شدن صعود مليپوشان واليبال به المپيك و در روزهاي پاياني صورت گيرد؟ جالب اينجاست كه اگر اين آقايان براي تزريق روحيه به تيم ملي واليبال هم راهي ژاپن شده باشند در بدو ورودشان تيم ملي به فرانسه باخت آن هم 3 بر صفر پس حداقل از اين بابت نتوانستهاند براي تيم ملي كاري انجام دهند.
آيا نميشد اين آقايان در ايران بمانند، امور بقيه المپيكيهاي ايران را انجام دهند و بعد از اينكه واليباليها با موفقيت بازگشتند در استقبال از آنها سنگتمام بگذارند و با تقدير و تشكر از آنها قدردان زحماتشان باشند؟ كه البته آن وقت از مزاياي سفر به ژاپن محروم ميماندند و ديدن سرزمين آفتاب تابان برايشان رؤياي دست نيافتني ميشد. به هر حال اتفاقي كه رخ داده جرياني است كاملاً تكراري در ورزش ايران، جرياني كه هرچه در جهت جلوگيري از آن گام برميداري گويا بيشتر به بيراهه ميرود، بيشتر خودنمايي ميكند، اين اتفاق تلخي است. اتفاقي كه حداقل اين همه اعتراض و سروصدا نميتواند جلوي آن را بگيرد. آقايان مدير ميروند عكس يادگاري ميگيرند و برميگردند تا تنها حضور داشته باشند، بيخيال از اينكه بقيه چه حال و روزي دارند، چگونه آماده ميشوند. فعلاً پيروزي واليبال را عشق است و سفر ژاپن را، پاسخ سؤالات ما و بقيه هم باشد براي بعد، البته اگر مسافرتهاي بعدي اجازه پاسخگويي داد!