کد خبر: 788975
تاریخ انتشار: ۱۲ خرداد ۱۳۹۵ - ۲۰:۱۲
گفت‌وگو با یکی از شاکیان پرونده سارقان خشن پایتخت
شب‌ها کابوس می‌بینم دختر جوان که برای شناسایی سارقان خشن پایتخت وارد شعبه اول بازپرسی دادسرای ناحیه 34 شده بود، با دیدن دزدان ناگهان از هوش رفت. بعد از انجام مراحل درمانی بود که وی متهمان را شناسایی کرد و ماجرا را برای بازپرس توضیح داد.
به گزارش خبرنگار ما، رسيدگي به این پرونده از سال 93 با شكايت مادر و دختري از سه سارق خشن از سوي كارآگاهان اداره يكم پليس آگاهي به جريان افتاد. دختر جوان كه وحشت در چهره‌اش موج مي‌زد، گفت: من و مادرم در يك مجتمع مسكوني در شهرك ميني‌سيتي زندگي مي‌كنيم. ساعت 2 بامداد در اتاقم خوابيده بودم كه با صداي فرياد مادرم از خواب بيدار شدم. وقتي به اتاق مادرم رفتم، مرد جواني را ديدم كه چاقويي زير گلوي مادرم گذاشته بود. ‌ مي‌خواستم با فرياد از همسايه‌ها درخواست كمك كنم كه مرد جوان ديگري دهانم را گرفت و تهديد كرد حرفي نزنم. از ترس دست و پايم به لرزه افتاده بود كه يكي از آنها را شناختم كه مدتي قبل براي گچ‌كاري به خانه‌مان آمده بود. سه مرد خشن با تهديد و كتك‌كاري 40 ميليون تومان طلا و پول از خانه‌مان سرقت كردند و گريختند.

با طرح اين شكايت تيمي از كارآگاهان اداره يكم پليس آگاهي به دستور قاضي نصرتي براي شناسايي متهمان وارد عمل شدند. بررسي‌ها نشان داد سه سارق خشن، كارگران افغاني هستند كه هنگام كار در خانه‌هاي شمال تهران طعمه‌هاي خود را انتخاب می‌کردند  و در فرصت مناسب به آن دستبرد مي‌زنند. در حالي كه هر روز به تعداد شاكيان افزوده مي‌شد، مأموران پليس ارديبهشت ماه امسال هر سه متهم را دستگير كردند. سه متهم به سرقت‌هاي زيادي اعتراف كردند.
 
دو روز قبل سه متهم در شعبه اول بازپرسي دادسراي ناحيه 34 از سوي قاضي نصرتي مورد بازجويي قرار گرفتند. آن روز مادر و دختر جواني كه هفتم بهمن ماه سال 93 سه سارق خشن به خانه‌شان در حوالي فرمانيه دستبرد زده بودند، براي مواجهه با سارقان در جلسه بازجويي حاضر شدند. دختر جوان وقتي با مادرش وارد شعبه شد با ديدن سه سارق خشن فريادي زد و از هوش رفت. لحظاتي بعد وقتي كمي آب به روي دختر جوان پاشيده شد، به هوش آمد، اما در حالي كه دست و پايش مي‌لرزيد، توان حرف زدن نداشت. او حتي جرئت نگاه كردن به سارقان را هم نداشت تا اينكه از سوي قاضي به آرامش دعوت شد. گفت‌‌وگوی خبرنگار ما با شاکی در ادامه می‌آید.

چه شد كه با ديدن سارقان بي‌هوش شدي؟

من بيماري آسم دارم و هر زماني كه روز حادثه را به ياد مي‌آورم، قلبم تند مي‌زند و حالم خراب مي‌شود. من پس از اين حادثه شب‌ها كابوس مي‌بينم و آرامش ندارم. روزها كه در خانه هستم با كوچك‌ترين صدايي مي‌ترسم و فكر مي‌كنم كه دوباره سارقان وارد خانه‌مان شده‌اند. آن روز من و مادرم و خواهر كوچك‌ترم داخل خانه بوديم، كه سارقان ناگهان بر سرمان خراب شدند و اين كابوس هميشگي را براي من و خواهرم به‌وجود آوردند. خواهرم پس از اين حادثه هميشه مضطرب و نگران است.

غير از شما كس ديگري در خانه با شما زندگي نمي‌كند؟

نه. چند سال قبل مادر و پدرم به خاطر اختلافات خانوادگي از هم جدا شدند. پس از اين من و خواهرم با مادرم زندگي جديدي را شروع كرديم.

درباره روز حادثه توضيح بده؟

من هر وقت آن روز را به ياد مي‌آورم از ترس دست و پايم مي‌لرزد. آن روز وحشت تمام وجودم را گرفته بود و هنوز هم همراه من است. روز حادثه داخل اتاقم مشغول مطالعه بودم. مادرم داخل پذيرايي مشغول كار بود و خواهرم نيز در اتاقش بود كه صداب زنگ خانه‌مان نواخته شد. وقتي مادرم در اتاق را باز كرد، صداي مردي را از داخل راه‌پله‌ها شنيدم كه مي‌گفت براي نظافت خانه‌مان آمده است. مادرم به او گفت اشتباهي آمده است كه ناگهان فرياد مادرم را شنيدم. وقتي وارد پذيرايي شدم با صحنه ترسناكي روبه‌رو شدم. مادرم روي زمين افتاده بود و دو مرد بالاي سرش قرار داشتند. يكي از آنها با دستانش دهان و چشمان مادرم را گرفته بود و دومي نيز به طرف من حمله كرد و با مشتي كه به سرم كوبيد، نقش بر زمين شدم. مرد خشن بلافاصله دهانم را گرفت تا صدايم به گوش همسايه‌ها نرسد. او مرا به داخل اتاقي كشاند و با كتك‌كاري از من خواست تا محل نگهداري جواهراتم را به او نشان دهم.

آنقدر ترسيده بودم كه حالم بد شد و از هوش رفتم.

بعد چه شد؟

لحظاتي بعد به هوش آمدم كه متوجه شدم يكي از مردان خشن سراغ خواهرم رفته و او را كتك زده است. من به آنها گفتم محل نگهداري طلاها را نمي‌دانم. دو مرد خشن من و خواهرم را به شدت كتك زدند تا اينكه صداي مادرم را از داخل پذيرايي شنيدم كه مي‌گفت دخترانم را كتك نزنيد تا اينكه دو مرد خشن من، خواهر و مادرم را رها كردند و سه نفري از خانه‌مان گريختند.

چقدر سرقت كردند؟

15 ميليون تومان طلا و جواهرات از خانه ما سرقت كردند.

چه كسي محل نگهداري طلاها را به سارقان نشان داد؟

مادرم وقتي ديد سارقان من و خواهرم را كتك مي‌زنند، از ترس محل طلاها را كه داخل كمدي بود به آنها نشان داد و سارقان هم پس از سرقت فرار كردند.

چرا خودت محل طلا‌ها را به سارقان نشان ندادي؟

من خيلي وحشت كرده بودم به طوري كه از ترس همه چيز يادم رفته بود. واقعاً در آن لحظه هيچ چيزي به فكرم نمي‌رسيد. از طرفي هم چون بيماري آسم دارم با ضرباتي كه سارق خشن به سرم زد، گيج شده بودم.

چه شد كه سارقان خانه شما را براي سرقت انتخاب كرده بودند؟

‌يكي از آنها مدتي قبل براي تعميرات به آپارتمان ما رفت و آمد داشت که و فهميده بود كه ما سه زن تنها هستيم. پس از اين نقشه سرقت از خانه ما را با همدستانش طراحي كرده بود.

شما قبلاً براي شناسايي به اداره آگاهي نرفته بوديد؟

مادرم رفته بود، اما من اولين باري بود كه دزد خشن را پس از حادثه ديدم.

الان او را شناسايي كردي؟

بله. او زماني كه مرا كتك مي‌زد زير چشمي نگاهش مي‌كردم تا چهره‌اش به يادم بماند و از طرف ديگر هم او زير چانه‌اش گودي دارد كه الان هم دقت كنيد آن گودي مشخص است. او آن روز وقتي به او گفتم كه جاي طلا‌ها را نمي‌دانم، مرا خيلي كتك زد.

در اين مدت كه سارقان داخل خانه شما بودند، همسايه‌ها متوجه نشدند؟

نه. هيچ كس متوجه نشد و وقتي هم فرار كردند تا دقايقي من و مادر و خواهرم گيج بوديم.

مادر دختر جوان هم گفت: آن روز وقتي در را باز كردم ناگهان يكي از آنها مرا به داخل هل داد و همراه دو مرد ديگر وارد خانه ما شدند. مي‌خواستم فرياد بزنم كه يكي از آنها دهان و چشمانم را با دستش گرفت. هيچ چيزي نمي‌ديدم و فقط صداي گريه دخترانم را مي‌شنيدم. از سارقان خواستم دخترانم را اذيت نكنند هر چه بخواهند به آنها مي‌دهم تا اينكه مجبور شدم محل طلاها را به آنها نشان دهم. سارقان طلا‌ها را داخل كيسه‌اي ريختند و از خانه فرار كردند.

عليرضا، سردسته باند هم در بازجويي‌ها با اعتراف به سرقت از خانه مادر و دختر جوان گفت: من كارگر ساختماني هستم. هر جايي كه مشغول به كار مي‌شدم، چنانچه متوجه مي‌شدم در آن خانه يا همسايه‌هاي آنها مردي حضور ندارد، نقشه سرقت را همراه دو نفر از دوستانم طراحي و اجرا مي‌كرديم. ما وقتي وارد خانه مي‌شديم ابتدا دست و پاي افراد داخل خانه را مي‌بستيم و بعد با كتك‌كاري و تهديد اموال قيمتي آنها را سرقت مي‌كرديم.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار