به گفته رئيس سازمان غذا و دارو بخش مهمي از لوازم آرايشي موجود در كشور قاچاق و تقلبي است. كشورهايي وجود دارند كه رسماً در زمينه توليد و تقلب برندهاي معروف به شدت فعال و مهمترين مشتريان اين شركتها نيز كشورهاي خاورميانه هستند. توليدكنندگان لوازم آرايشي تقلبي و قاچاق تلاش ميكنند تا حد ممكن بستهبندي و شكل ظاهري كالاي خود را شبيه برند اصلي كنند تا جايي كه تقلبي بودن آن قابل تشخيص نباشد و براي اينكه محصول آنها ارزانتر و قابل رقابت باشد از انواع مواد سمي و تاريخ گذشته استفاده ميكنند. در چنين شرايطي و با وجود چنين هشدارهايي، زنان ما جلودار مصرف لوازم آرايشي هستند.
برندگرايي نسبتي با اقتصاد مقاومتي ندارد
وقتي صحبت از مصرف، خريد، برندگرايي و مصرفزدگي ميشود و زماني كه تمام اين نظرات درمورد جامعه ايراني داده ميشود كه احكام اسلام زيربناي همه اتفاقات بزرگ و كوچك آن است، بايد تأمل كرد و براي اين وضعيت چارهاي انديشيد. جامعهاي كه روزگاري نه چندان دور به كم مصرف بودن، خوداتكا بودن و دوري كردن از تجملات و برند افتخار ميكرده اين روزها كه مدام صحبت از اقتصاد مقاومتي و روشهاي صحيح اقتصادي است شرمسار است از رفتارهايي كه روند تخريب اقتصاد آن را پايهريزي كرده است.
شما هيچ كارشناس اقتصادي يا اقتصادداني را نميتوانيد پيدا كنيد كه بگويد از بالارفتن ميزان خريد و مصرف مردم كشور راضي است. از سويي درمورد مسئله خريد لوازم آرايش و تجملات نه تنها كارشناسان مذهبي بهشدت اين رفتار را بر اساس آموزههاي ديني و اجتماعي ما رد ميكنند بلكه كارشناسان فرهنگي نيز وقتي از ابعاد مختلف به اتفاقهاي سادهاي مثل خريد لوازم آرايش ميپردازند تازه متوجه ميشوند كه در پس پرده بالارفتن ميزان مصرف لوازم آرايش آن هم از نوع قاچاق چه اهداف و تخريبهايي كمين كرده است.
رتبهدار چه چيزي شدهايم؟
براي ايران، كشوري كه سالهاست طعم تحريم را چشيده و مردمش هميشه از بهترين كساني بودند كه در شرايط سخت جنگ الگوهاي مهم اقتصادي را سرمنشأ رفتار زندگيشان قرار ميدهند سخت است كه حالا ببينيم ما رتبهدار مصرف لوازم آرايش در خاورميانه و دنيا هستيم. اينكه رتبه چندم هم هستيم اصلاً مهم نيست، سؤال اين است كه «چرا اصلاً ما بايد طوري رفتار و خريد كنيم كه آمارها اينطور گواهي دهند؟» مگر در زندگي زنان و دختران ما چه ميگذرد كه اينطور به استفاده از لوازم زيبايي از جمله آرايشي و بدليجات حملهور شدهاند.
به راستي چرا بخشي از زنان و دختران ايراني اينقدر به تغيير ظاهر خود و استفاده از لوازم آرايش اهميت ميدهند؟ آيا ميدانند مصرف بيحد و حساب اين حجم لوازم آرايشي با مواد افزودني سمي به كار رفته در آنها چه بلايي سر آنان ميآورد؟ برخي كارشناسان ميگويند با توجه به نقش زنان جامعه در پرورش نسل آينده تركيبات به كار رفته در اين مواد آرايشي ميتواند بر باروري زنان و سلامت كودك آنها اثر منفي داشته باشد. در نهايت اينكه چه عواملي موجب شده است تا سبك زندگي گروههايي از مردم ما به گونهاي تغيير كند كه ظواهر به يك ارزش تبديل شده و كم كم با ارزشهاي والاي انساني جايگزين شود؟
مصرف 2 ميليارد دلاري رنگ و لعاباگر در تغيير رفتارهاي شكل گرفته چند سال اخير بانوان كشور جراحيهاي زيبايي را حذف كنيم (كه واقعاً حذف شدني نيست و بسيار خطرناك در حال افزايش است) ميرسيم به مورد بعدي كه همين مصرف لوازم آرايش است. مطابق آمار رسمي ارائه شده از سوي وزارت بهداشت گردش مالي صنعت لوازم آرايش در كشور ما حدود يك ميليارد دلار است هر چند آمار غيروطني چيزي حدود دو برابر اين را براي اين صنعت سودآور پيشبيني ميكند. نكته جالب توجه اينكه 90 درصد از اين لوازم آرايشي تقلبي بوده و به صورت قاچاق از مرزهاي كشور وارد ميشود.
بر اساس تخمينهاي آماري جمعيت زنان خاورميانه زنان ايران 1/2 ميليارد دلار از بازار 2/7 ميليارد دلاري لوازم آرايش خاورميانه را به خود اختصاص دادهاند. مؤسسه تحقيقات بينالمللي وابسته به مركز صادرات كانادا در گزارش سال 2007 خود اندازه بازار لوازم آرايشي را در ايران، برابر 1/2 ميليارد دلار، مركز تحقيقات بهارات كه يك مركز تحقيقات معتبر مستقر در لندن است، اين اندازه را برابر با 2 ميليارد دلار و مركز تحقيقات بازارهاي بينالملل وابسته به اتحاديه اروپا اندازه اين بازار را برابر 2/1 ميليارد دلار تخمين زدهاند.
بنابر گزارش يورومونيتور نيز، كل مصرف لوازم آرايشي در خاورميانه در سال 2008 در حدود 2/7 ميليارد دلار است كه با ميانگين رشد حدود 8 درصد در سال، بعد از كشورهاي اروپاي شرقي بالاترين رشد را دارد. بدون شك اين آمار بعد از گذشت قريب به يك دهه نه تنها كاهش نيافته بلكه بيشتر هم شده است. خب چرا چنين اتفاقي در جامعه اندك خاورميانه رخ ميدهد در حالي كه بيشترين جمعيت زنان در كشورهاي اروپايي و امريكايي هستند؟ دليل مهم اين آمار اين است كه مصرف لوازم آرايش بيشتر در ميان جوانان ديده ميشده كه متأسفانه چند سالي است به مرز نوجواني هم كشيده شده است و از آنجاكه تقريباً نيمي از جمعيت منطقه جوان هستند و زير 30 سال سن دارند پس طبيعي است خاورميانه مقصدي براي رسيدن به آمال توليدكنندگان لوازم آرايشي باشد.
صورتكهاي روغن كاري شده
نكته مهمي كه بيش از همه اينها خطرناك است و بيشتر زننده جلوه ميكند اين است كه ما ايرانيها در جهان معروف هستيم به داشتن مادراني وظيفهشناس و دختراني نجيب، اما اين روزها وقتي در سطح شهر تردد ميكنيم در صورتهاي نقاشي شده برخيها تقريباً هيچ نشاني از هويت زن و دختر ايراني نميبينيم، البته خوشبختانه اين موضوع فراگير نيست ولي هشداري است كه بايد جدي گرفته شود.
من تعجب را در چهره برخي دوستان كارشناس، گردشگر و حتي سفرايي كه مهمان ايران هستند میبینم. ميبينم كه چطور خودشان و همسرانشان از ديدن صورتهاي به قول آنها رنگ و روغنكاري شده زنان ايراني متعجب هستند.
در اين زمينه اما آمار ديگري هم وجود دارد كه حتي بيشتر از ميزان مصرف و رتبه بانوان كشور در مصرف لوازم آرايش زنگهاي خطر را به صدا درميآورد؛ آماري همچون ميزان لوازم آرايش تقلبي وارداتي و ميزان سموم به كار رفته در اين لوازم و بيماريهايي نظير سرطان كه در كمين مشتريان و استفادهكنندگان پر و پا قرص اين مواد نشسته است. به اين ترتيب سلامت فرهنگي و اخلاقي و سلامت جسمي زنان و دختران ايراني در معرض تهديد و تهاجم قرار گرفته است و اگر بيش از اين تعلل كنيم شاهد تبعاتي جبرانناپذير خواهيم بود.
* كارشناس ارشد
و پژوهشگر مسائل فرهنگي