رهبر معظم انقلاب فرمودند:«وظيفه همه در مقابل نفوذ دشمن تبيين است.»
اما چرا در شرايط كنوني تبيين به عنوان يك ضرورت مطرح شده است؟
جهاد كبير كه به معناي ايستادگي و تبعيت نكردن از جبهه استكبار است - و اين مهم در اوضاع حساس كنوني تنها راه حيات و ماندگاري جمهوري اسلامي است- خود نياز به يك زمينهسازي بزرگ به نام «جهاد تبييني» مبني بر روشن كردن چرايي اين تبعيت نكردن و لزوم استمرار در حفظ دستاوردهاي انقلاب اسلامي دارد. پيشنياز تبيين دانش است و حركت تبييني وسيع در سطح جامعه خود موتور محركه و حلقه پيشيني از گردآوري مطالعات، تجربيات و مجموعه علوم مرتبط با حوزه توسعه در كشور از زمان انقلاب تاكنون را لازم دارد.
تمام اين فرايند گفتماني را ميآفريند به نام گفتمان «روشنگري اسلامي- ايراني» كه براي عملياتي كردن آن بايد سه حلقه جداييناپذير در اين زمينه مورد انديشهورزي و سياستگذاري قرار گرفته و اجرايي شود؛ نخست «حلقه مطالعاتي» براي ايجاد يك بانك اطلاعاتي، دوم حلقه «نظري» كه يك جريان تبييني مولد با استفاده از بانك دانشي در حلقه اول ميآفريند و سوم «حلقه تجربي» كه بسترسازي براي جاافتادن و نهادينه شدن اين تبيين در واقعيتهاي اجتماعي و اشاعه فرهنگ دفاعي است كه در نهايت به فتحالفتوح جهاد كبير در ابعاد زيربنايي و روبنايي خواهد انجاميد.
بدون ترديد روشنگري اسلامي تمامي حوزهها اعم از سياسي، فرهنگي، اجتماعي، اقتصادي و غيره را شامل ميشود و در هر حوزه ميتواند روي ساير حوزهها مؤثر و محرك واقع شود، حذف آفت «تبعيت» و «شيفتگي» غرب از تصميمات و رفتارهاي سياسي خرد و كلان - نه با زور واكراه كه به واسطه همين جريان تبييني- برنوع و سطح انديشه در ديگر قلمروها چون فرهنگ و هنر اثرگذار و تحولآفرين خواهدبود. صنعت سينما كه يكي از قدرتهاي هنري و زودبازدهترين ابزار ديپلماسي نرم در جوامع به شمار ميرود، متأثر از اين جريان به ساخت و توليد محصولاتي روي خواهد آورد كه خود به روشنگري در ابعاد اجتماعي خواهد انجاميد و اين نشاندهنده وابستگي غيرقابل انكار حوزههاي مختلف در افزايش برد گفتمان روشنگري است. اما اين حركت اجتماعي ازكجا و چگونه اتفاق ميافتد؟
در اين ميان نقش وجايگاه دو عنصراجتماعي اهميتي مضاعف مييابد:
1- نقش حوزههاي علميه و دانشگاه: نخستين جرقه اين مهم يعني ايجاد يك حلقه مطالعاتي كارآمد در حوزههاي علميه و دانشگاهها زده ميشود. بدون بهرهگيري از قابليت و قدرت دين در محيط علمي هيچ گونه ذخيره دانشي براي جهاد تبييني در جامعه شكل نخواهدگرفت. «تحقيق، تفكر، تفحص و همچنين پايههاي دانشي قابل اتكا» در حوزهها و دانشگاهها حجم انبوهي از دادههاي مورد نياز در اين راستا را بالقوه در خود ايجاد ميكند. با يك برنامهريزي جامع و سياستگذاري شده ميتوان اين تجربيات را منسجم، هدفمند و كارآمد كرد.
2- نقش رسانه: در دنياي ارتباطات رسانهها از گوناگوني و تنوع فراواني برخوردار شدهاند و اين مسئله نوعي «كنترل و جهتدهي» قابل ملموس براي رسانه در كوچكترين ابعاد زندگي بشر ايجاد كرده است. امروزه كمتر مكاني يافت ميشود كه از يك نوع رسانه جمعي اعم از روزنامه، تلويزيون، سينما، راديو، اينترنت و فضاي مجازي برخوردار نباشد. اين ويژگي «دسترسي» بيشترين قدرت تأثير را در اشاعه يك تفكر و گفتمان پديد آورده است، بنابراين رسانه در شكلگيري و استحكام حلقه دوم و سوم، قرارگرفتن فرهنگ دفاعي در جريان اجتماعي شدن نسلها، تغيير يا ارتقاي سطح انديشه در جامعه و همچنين بهرهگيري از روشنگري به جاي روشنفكري غربي در توليدات فرهنگي نقشي عمده و محوري ايفا ميكند. مراكز علمي و تربيتي و رسانه ميتوانند در كنار نيروي مردمي و قابليتهاي «خانواده» در موفقيت اين حركت جهادي و به ثمر نشستن روشنگري اسلامي در جامعه مفيد فايده واقع شوند.
اما آيا اين روشنگري كه محورتأكيد آن بر «اتكابه ظرفيتهاي داخلي در تمامي حوزهها و پرهيز از تبعيت و خود باختگي درمقابل فرهنگ غربي» است به معناي «حصار كشي» جمهوري اسلامي است؟
تجربيات ملل مختلف اسلامي و غير اسلامي حاكي از اين واقعيت است كه نه تنها به اين معنا نبوده بلكه جهاد تبييني و روشنگري خود بزرگترين عامل و تسهيلكننده در رسيدن به نقطه مطلوب براي كشور خواهد بودبه گونهاي كه مدل و الگوي ساير كشورها قرار گيرد و نه تبعيتكننده از آن. آنچه ژاپن را بعد از بمباران هستهاي از تلي خاك و نفوذ وسيع غرب و امريكا به قدرت اقتصادي در جهان مبدل كرد، مديريت منابع مالي و مديريت منابع انساني و همچنين حفظ ارزشها و فرهنگ داخلي- در كنار ارتباط با جهان و استفاده از فرصتهاي بيروني- بود. سياستگذاريهاي داخلي ژاپن بسيار متأثر از پايههاي فكري و فرهنگي در اين كشور بود كه فاصلهاي دور و دراز با انديشه غربي دارد. يكي از عرصههاي هدفمند تلاش و مقاومت در ژاپن مقابله با همين نفوذ فرهنگ غربي در جامعه بود. در حالي كه فرهنگ و انديشه غربي بر فردگرايي، مصرفگرايي، رفاهطلبي و انباشت ثروت استوار است فرهنگ ژاپن جمعگرايي، قناعت و مصرف معقول، عدم كمفروشي در كار و حس كاميابي به جاي ثروت را در بطن خود داردكه بدون شك ميتوان اين ارزشها را از مشتركات فكري با ارزشهاي اسلامي دانست كه همان درونمايه گفتمان روشنگري است و حركت تبييني دربيان «چرايي» آن برميخيزد. راهي كه غرب در مسير توسعه پيمود، منحصر به شرايط و ويژگيهاي تاريخي، اجتماعي خاص خود و متناسب با عبوراز شرايط اسفبار قرون وسطي «بدون يك ذخيره تمدني و تفكري» براي نشان دادن نقشه راه بود. آنچه ليبرالدموكراسي غربي براي توسعه به جوامع ارائه ميدهد «توسعه به شرط تبعيت» است، اما آنچه مدل توسعه امام راحل بيان ميكند – كه هم اينك در بسياري از دانشگاههاي علوم دنيا تدريس ميشود - «توسعه بر پايه خويشتن شناسي و خودكفايي» است كه در بيانات معظمله نيزجلوه ميكند.
ايران خود يكي از مدلهاي تمدني قدرتمند در سطح جهان به شمار ميرود. اين ذخاير تمدني چند هزار ساله در پيكره ناب اسلامي ميتواند بهترين و آسانترين مسير رشد و توسعه را بدون مدلهاي تحميلي غربي براي كشور به ارمغان آورد. آنچه نياز جامعه امروز است اسلحهاي از جنس «انديشه و قدرت تشخيص» است كه تنها توسط جهاد تبييني و در سه گام مطالعاتي، نظري و تجربي، براي ايجاد يك درك اجتماعي وسيع و پذيرفته شده مبني بر پايبندي به مدل توسعه
ايراني - اسلامي و مقابله با نفوذ در ابعاد مختلف محقق ميشود.