کد خبر: 788385
تاریخ انتشار: ۱۰ خرداد ۱۳۹۵ - ۱۹:۳۶
رشته پزشكي اين روزها در ايران، طلاي24 عيار رشته‌هاست. كافي است يك نگاهي به كنكوري‌هاي دور و برتان بيندازيد تا ببينيد چگونه خانواده‌هايشان حاضرند هرچه دارند هزينه كنند تا فرزندشان پزشكي قبول شود!
محمد امين شهسواري*
رشته پزشكي اين روزها در ايران، طلاي24 عيار رشته‌هاست. كافي است يك نگاهي به كنكوري‌هاي دور و برتان بيندازيد تا ببينيد چگونه خانواده‌هايشان حاضرند هرچه دارند هزينه كنند تا فرزندشان پزشكي قبول شود! اين مسئله آنقدر جدي است كه در ساليان اخير نظام آموزشي هم تصميم گرفته از اين «تب دكتر شدن» در جامعه دكاني براي خود باز كند و از همين رو اقدام به پذيرش دانشجوي پولي تحت عنوان دانشجويان «پرديس خودگردان» كرده است و هر چقدر هم كه دانشجويان به اين طرح اعتراض مي‌كنند، مسئولان ترجيح مي‌دهند صدايشان را نشنوند!

اما فارغ از اين بحث قصد نگارنده اندكي حرف زدن از مشكلات و دشواري‌هاي تحصيلي دانشجويان اين رشته است.  قطعاً در اين جا فرصت به تفصيل گفتن از مشكلات نيست و به همين دليل اختصاراً مهم‌ترين مشكلات در دو حوزه آموزشي و دانشجويي را عنوان خواهم كرد.

در حوزه آموزشي آنچه براي تمامي دانشجويان پزشكي آزاردهنده است حجم بسيار بالاي مباحث است كه بايد چيزي حدود 300 واحد درسي را در مدت هفت يا هشت سال بگذرانند و علاوه بر آن در طي اين دوره طولاني دو آزمون جامع نيز بدهند كه اين سيستم فرسايشي مشكلاتي جدي را متوجه نظام آموزش پزشكي ساخته است. اين مشكلات به خصوص در مورد آموزش «پزشكي عمومي» خود را نشان مي‌دهد چراكه با توجه به رويكرد بيمارستان‌هاي كشور در سال‌هاي اخير نسبت به تخصصي و فوق تخصصي شدن، پزشكي عمومي را در اين ميان كاملاً تحت‌الشعاع قرار داده است و به جرئت مي‌توان گفت اكنون نظام آموزش سلامت در كشور با بحران تربيت پزشك عمومي روبه‌روست.
اما اگر تب دكتر شدن در جامعه بالاست، تب متخصص شدن در ميان دانشجويان پزشكي از آن هم بالاتر است و همين قضيه سبب شده تا آزمون دستياري(يا همان تخصص پزشكي) هر ساله با حرف و حديث‌هاي فراواني همراه باشد. به طور مثال تا به حال دو بار تقلب گسترده در آن مسجل شده است و يكبار هم كل آزمون ابطال گشته!

از مشكلات صنفي اگر بگذريم، حوزه بعدي حوزه دانشجويي است. فضاي جمود و رخوت در دانشگاه‌هاي علوم پزشكي به قدري غالب است كه با اندك مقايسه‌اي ميان اين دانشگاه‌ها با دانشگاه‌هاي وزارت علوم، مي‌توانيد به سادگي به اين موضوع پي ببريد. دانشجويان اين دانشگاه‌ها غالباً رغبتي به فعاليت‌هاي جانبي دانشجويي ندارند. خواه فرهنگي و هنري باشد يا سياسي و تشكيلاتي! زندگي تك‌بعدي دانشجويان و پرهيز آنان از انجام فعاليت‌هاي جانبي و مفرح منجر به اين شده است كه به گفته معاون فرهنگي وزارت بهداشت، آمار خودكشي‌ها در ميان دانشجويان علوم پزشكي روند افزايشي را طي كند و شيوع افسردگي نيز بالا باشد!
ريشه اصلي اين مسئله را نيز قطعاً بايد در نظام آموزشي فرسايشي دانست كه هيچ فرصتي را براي فعاليت‌هاي جانبي و تفريحي دانشجويان نمي‌گذارد.

البته اين بي‌ميلي در مورد انجام فعاليت‌هاي دانشجويي با خواست مسئولان نيز در تضاد نيست. قطعاً دانشگاهي منفعل و به اصطلاح آرام دقيقاً همان چيزي است كه مطلوب مسئولان امر است. اساساً از آنجا كه ايجاد فضاي پرنشاط دانشجويي در حوزه‌هاي مختلف تشكيلاتي، فرهنگي، هنري، سياسي و... احتياج به شرايط خاصي داشته و نگاهي برنامه‌محور را از سوي مديران مي‌طلبد و اين ويژگي دقيقاً حلقه مفقوده مديران مملكت ماست، عملاً اقدام خاصي براي اصلاح اين وضعيت ديده نمي‌شود و اساسا وزارت بهداشت (در تمام دولت‌ها) چنين مسئله‌اي را اولويت حوزه دانشجويي نمي‌داند! البته در اين‌باره گاهي اقدامات كم‌دامنه‌اي به وقوع پيوسته كه اكثراً يا نمايشي يا كم‌اثر بوده و به زودي متوقف شده است.
*عضو انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه علوم پزشكي بابل
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار