
رسانه ملي پوست كلفتي بايد داشته باشد؛ از اين بابت كه همه به آن معترضند، البته اين مخالفت كردنها، خاليبندي است وگرنه تلويزيون اگر به منتقدانش رو بدهد، سريعاً از درِ رفاقت وارد ميشوند و بيا ببين چه قربانصدقههايي كه تحويلش ميدهند! كمي بيتعارف حرف بزنيم؛ صداوسيما و دولت رابطه جالبي ندارد و هردو نيز مقصرند چون همه چيز را ميدان سياست ميكنند يا توقعشان زيادي است. جلوي هم رفيقند و پشت سرهم الله اعلم! موضوع دعوا نيز مشخص است حتي اگر علني نكنند، ولي تا بتوانند بههم نيش و كنايه ميزنند. فراموش نكنيم كه صداوسيما ابداً نبايد روابط عمومي اشخاص و جبههاي باشد اما بلندگوي نظام چرا؛ گرچه برخي معناي اصطلاحي نقد را حتي نميدانند كه يعني ذكر خوبي و بعد نمايش بدي، تازه اگر باشد. ولي قرار نيست چرك و كارنكردنها را نيز به تصوير نكشد. جريان ديروز صداوسيما و دولت را ببينيد؛ هميشه از يكديگر شاكياند، خصوصاً دومي نسبت به اولي.
حالا هم كه دوباره موج تغييرات در رسانه ملي دارد اتفاق ميافتد، بايد ديد سر و كار اين دو به كجا ميكشد. عوض شدنها در صداوسيما فعلاً كليد خورده و همچنان نيز بايد منتظر تغييرات خلقالساعه باشيم كه خوب يا بدش نيز دست صاحبش. لابد ميداند چه ميكند نه ماهايي كه بيرون گود ايستادهايم! اما مشتري پر و پا قرص تلويزيون مسلماً مردمند كه سطح توقعشان زيادي بالاست. حق دارند اما اين احقاق حق كمكحال ميخواهد كه يكي مثل مردم نميتواند باشد. وظيفه دولت و بقيه قواست. دولتيها سهمشان سنگينتر هم هست؛ البته بودجه ميدهند ولي گويا به شرطي كه جامجمنشينها بشوند تريبون اينها. جدا از اين، اما نه به باد انتقاد گرفتن خلاقيت است و نه گروگانگيري مالي و غيره. اين اصل را كه نبايد بهوسيله صداوسيما قطبيسازي كرد و روابط عمومي جايي و كسي شد، متوجه خود دولت نيز هست. كار سختي نيست واقعاً كه به قول فلاني بهجاي مچگيري، دست هم را بگيرند. تا نشود صداوسيمايي كه سريالسازياش را بخواباند و بقيه را فداي صرف تبليغات كند. بودجه دولتي بهش نميرسد و او نيز در مقابل تلافي به مثل ميكند! ختم كلام اينكه، فعلاً با آمدن عليعسكري، همه از بدي قبليها و خوبي جديدترها گپ ميزنند و اينكه قرار است دولت و صداوسيماييها كمي رفاقتشان بيشتر شود، البته اگر توقع زيادي اجازه بدهد و سريع تبديل به دوستي خالهخرسه نشود.