به گزارش خبرنگار ما، 26 آبان ماه سال 93، كاركنان بيمارستان سوم شعبان شهرستان دماوند مرگ مشكوك زن جواني را به پليس گزارش دادند. لحظاتي بعد مأموران در بيمارستان حاضر شدند و در اين باره تحقيق كردند. بررسيها حكايت از اين داشت كه زن جوان با ضربه چاقو مجروح و بعد از انتقال به بيمارستان فوت شده است. شوهر اين زن كه ميلاد نام داشت، اولين كسي بود كه مورد تحقيق قرار گرفت. او گفت ساعتي قبل به خاطر موضوعي خانوادگي با همسرم مشاجره كردم. وقتي دعواي ما بالا گرفت با چاقو ضربهاي به او زدم كه زخمي شد. به سرعت او را به بيمارستان منتقل كردم، اما پزشكان گفتند كه فوت شده است. بعد از مطرح شدن اين ماجرا بود كه ميلاد به عنوان متهم به قتل بازداشت شد. او در تحقيقات بعدي هم ماجرا را شرح داد. با كامل شدن بررسيها بازپرس ميلاد را به عنوان مباشرت در قتل مجرم شناخت و كيفرخواست به اتهام قتل عمد صادر شد. ميلاد روز گذشته مقابل هيئت قضايي شعبه هشتم دادگاه كيفري شماره يك استان تهران پاي ميز محاكمه حاضر شد. بعد از اينكه قاضي اصغرزاده رسميت جلسه را اعلام كرد، نماينده دادستان تهران به هيئت قضايي گفت كه براساس كيفرخواست صادر شده، ميلاد به اتهام قتل عمد گناهكار است و براي او درخواست مجازات قانوني دارد. سپس پدر و مادر مقتول براي متهم درخواست قصاص كردند. يكي از دختران مقتول براي پدرش درخواست قصاص و دختر ديگر او درخواست ديه كرد. بعد از آن ميلاد به درخواست قاضي اصغرزاده در جايگاه قرار گرفت و اتهامش را پذيرفت. او گفت مدتی قبل از حادثه به رفتار همسرم مظنون شده بودم و فكر ميكردم كه به من خيانت ميكند. سر اين موضوع هم چند بار با او مشاجره كردم، اما همسرم ميگفت كه به زندگيمان وفادار است. من حرفهايش را باور نميكردم. روز حادثه هم سر اين موضوع با او مشاجره كردم و با چاقو ضربهاي به او زدم كه سرانجام كشته شد. متهم گفت: حقيقت اين است كه همسرم زن پاكدامني بود و بدگماني من بيمورد بود. متهم در آخرين دفاع گفت: من جنون دارم؛ چراكه آبروي خانواده همسر را بردهام و براي آنها مثل غدهاي سرطاني هستم و از دادگاه ميخواهم زودتر من را قصاص كند تا از اين زندگي دشوار نجات پيدا كنم. قاضي اصغرزاده بعد از شنيدن آخرين دفاع متهم با اعضاي دادگاه وارد شور شد.