مردم ايران از جمله اسرافكارترين مردم جهان هستند. شايد خيليها بگويند نه اينگونه نيست، ولي با استناد به آمار و ارقام مصرف سرانه و مقايسه آن با كشورهاي ديگر به اين نتيجه ميرسيم كه بله درست است ما مردماني اسرافكار هستيم.
يكي از خصلتهاي انسان زيادهخواهي است. اسراف و زيادهخواهي به معني خارج شدن از حد اعتدال و تجاوز از حد در هر عملي است كه انسان انجام ميدهد. انسان هميشه حريص بيشتر داشتن است. خريد كردن يكي از مواردي است كه انسان معمولاً از حد خود خارج ميشود گويا هيچوقت قرار نيست اين چشمه جوشان ولع خريد در انسان خشك شود. شايد تصور شود اين خصلت تنها به قشر مرفه و ثروتمند جامعه مربوط ميشود اما اينگونه نيست و تمام افراد يك جامعه اين خصلت را با خود يدك ميكشند ولي بروز عيني آن بسته به شرايط اقتصادي افراد جامعه تغيير ميكند. اين زيادهخواهي و اسراف، هدر دادن منابع طبيعي و پول و سرمايه كشور را به همراه دارد.
اسلام، اعتدال، نهي از اسراف
دين اسلام تعادل در همه جوانب زندگي را به پيروان خود توصيه ميكند و آنها را از اسراف و زيادهروى و ضايع نمودن نعمتها پرهيز ميدارد. قرآن كريم نيز به كرات از اسراف و تبذير سخن گفته و اسرافكاران را برادران شيطان خوانده است. قرآن ميفرمايد: «وَ آتِ ذَا الْقُرْبى حَقَّهُ وَ الْمِسْكينَ وَ ابْنَ السَّبِيلِ وَ لا تُبَذِّرْ تَبْذِيراً، إِنَّ الْمُبَذِّرِينَ كانُوا إِخْوانَ الشَّياطِينِ وَ كانَ الشَّيطانُ لِرَبِّهِ كفُوراً»؛، «و حق نزديكان را بپرداز و (همچنين) مستمند و وامانده در راه را و هرگز اسراف و تبذير مكن؛ چراكه تبذيركنندگان برادران شياطينند و شيطان كفران (نعمتهاى) پروردگارش كرد.»
اسراف يعني زيادهروي و تجاوز كه معناي مقابل آن قصد و ميانهروي است. راغب اصفهاني در معناي اسراف ميگويد: «هر كار و عملي را كه انسان انجام ميدهد و از حد و اندازه خود تجاوز و زيادهروي كند آن اسراف است»، با اين معني اسراف تنها شامل خوردنيها، نوشيدنيها و پوشيدنيها نميشود بلكه زيادهروي در هر امري چه از لحاظ كيفيت و چه كميت اسراف است. بنابراين اسراف هرگونه تجاوز از حد يا افراط و تندروي يا وضعيت نامناسب حالات نفساني و روحيات و صفات غيرمعتدل اخلاقي، فرهنگي و اجتماعي افراد در جامعه ميباشد. با اين تعريف تكليف انسان در برابر خود و جامعه بسيار سنگين ميشود؛ زيرا اسراف از حوزه اقتصادي و خوردن و نوشيدن به ساير حوزههاي ديگر اعمال انسان نيز كشيده ميشود.
اما تبذير از ريشه «بذر» يعنى تفريق و پخش كردن چيزى ميآيد. اصل آن از ريختن و پاشيدن بذر است كه به طور استعاره درباره كسى كه مال خود را بيهوده تلف و پخش مىكند، به كار رفته است و نيز گفته شده كه تبذير، انفاق مال در راه معصيت است.
اينكه افراد خود را در برابر جامعه مسئول بدانند يك امر مهم و واجب است. به اين دليل كه افراد با اسراف و تبذير خود ناخواسته به جامعه هم از لحاظ اقتصادي و هم از لحاظ اجتماعي صدمه وارد ميكنند. صدماتي كه در درازمدت جبرانناپذير است. در جامعه كنوني، شاهد اسرافها و تبذيرهاي فراواني هستيم. شاهد جزءترين اسرافها تا بزرگترين ولخرجيها در جامعه به دفعات زياد هستيم. ريخت و پاشهايي كه هيچ منطقي پشت آن نيست و تنها براي لحظهاي خوشي و تفريح يا خود را بزرگ و مهم جلوه دادن اين اسرافها صورت ميگيرد. تنها ميتوان سري از تأسف تكان داد و تبعات آن را هم در اقتصاد و هم در فرهنگ جامعه مشاهده كرد. اين ولخرجيها جامعه را بيمار ميكند و اين بزرگترين رهاورد اين رفتار زشت اجتماعي است.
قرآن شريف مسلمانان را به تناسب توانايي و دارايي خود در برابر جامعه مسئول ميداند و ميفرمايد: و انفقوا فى سبيل الله ولاتلقوا بايديكم الى التهلكة: «در راه خدا انفاق كنيد و با دستهاى خود، خود را به هلاكت و نابودى نيفكنيد».
آسيبهاي اقتصادي و اجتماعي اسرافاسراف يكي از معضلات اخلاقي است كه صدمات جبرانناپذيري را به بدنه جامعه وارد ميسازد. اين آسيبها را ميتوان هم از جنبه اقتصادي و هم از جنبه اجتماعي مورد بررسي قرار داد.
هدر دادن منابع عظيم طبيعي و معدني كشور صدمههايي به اقتصاد كشور وارد ميكند كه با ميلياردها بودجه هم نميتوان آن را جبران كرد. هرقدرهم كه ما كشوري غني از اين جهت باشيم باز هم دچار فقر و تنگدستي ميشويم. جامعهاي كه تنها مصرفكننده باشد كم كم قدرت توليد خود را از دست ميدهد و به كشورهاي ديگر وابسته ميشود. حضرت علي(ع) ميفرمايد: «الْإِسْرَافُ يفْنِي الْجَزِيلَ»؛ اسراف ثروت زياد را هم به فنا ميدهد.
وقتي افراد جامعه عادت به ولخرجي داشته باشند اخلاق اجتماعي نيز به خطر ميافتد. سقوط اخلاق اجتماعي ميتواند زنگ خطري براي جامعه باشد. زماني كه اخلاق اجتماعي در جامعه از بين رود؛ حس همدردي در جامعه كم رنگ ميشود، معضل چشم و همچشمي در جامعه فراگير ميشود، فساد و رفتارهاي زشت و تباهكننده مانند دروغ، رشوه، ربا و غيره شايع ميشود و بدين ترتيب ايمان افراد تزلزل پيدا كرده و قبح خلاف و گناه از بين ميرود. با توجه به اين روند افراد بدون هيچ ترس و نگراني تن به خلاف و پستي ميدهند.
يكي ديگر از عواقب اسراف ايجاد فاصله طبقاتي در جامعه است. قشر ثروتمند جامعه با ولخرجيها و ريخت و پاشهاي بيحد و حصر خود به نوعي خود را از بقيه جامعه جدا كرده و به شكاف طبقاتي دامن ميزنند. تجملگرايي و نمايش ثروت از مهمترين آسيبهاي اين رفتار غلط فردي است. قشر جدا شده از اين طبقه هميشه خود را در قياس با اين افراد قرار داده و تمام تلاش و سعي خود را بهكار ميگيرد تا گوشه كوچكي از اين تجملات را براي خود تدارك ببيند. حال اين نمايش تجملگرايي چه مصيبتهايي را براي افراد قشر پايينتر دارد خود حديث ديگري است. اما نكته مهم اين ولخرجيها، تبديل شدن آن به يك فرهنگ در جامعه است، بدين معني كه فرهنگ مصرف افراد جامعه تغيير كرده و تجملگرايي و اسراف جزئي از خصلتهاي برتر جامعه به شمار آيد.
آغاز آموزش فرهنگ مصرف از دوران كودكيصرفهجويي و الگوي صحيح مصرف را به كودكان خود بياموزيد. شما و رفتارتان الگوي مناسبي براي كودكانتان هستيد. اگر شما درمصرف مواد غذايي، آب و برق و... روش درست و صحيحي داشته باشيد كودك شما نيز ياد ميگيرد. مثلاً اگر شما در خريد ميوه دقت كنيد و تنها به مقدار نيازتان ميوه خريداري كنيد كه دورريز نداشته باشد او ياد ميگيرد براي پول خود ارزش قائل شود. به آنها ياد بدهيد كه آب، برق و انرژي سرمايههايي هستند كه به نسلهاي بعدي نيز تعلق دارد پس بايد در مصرف آن صرفهجويي كنند. مثلاً هنگام مسواك زدن و دوش گرفتن شيرآب را ببندند و يا لامپهاي اضافي را خاموش كنند.