کد خبر: 787888
تاریخ انتشار: ۰۸ خرداد ۱۳۹۵ - ۱۹:۵۶
مأموران پليس نااميد از دستگيري سارقان در حال ترك كردن مخفيگاه دزدان ميلياردي بودند كه با شنيدن صداي زنگ موبايل از بالاي سقف كاذب حمام، متهمان را آنجا به دام انداختند.
به گزارش خبرنگار ما، عصر روز سه‌شنبه 28 ارديبهشت ماه مأموران كلانتري 122 دربند با تماس شهروندي در جريان سرقت ميلياردي خانه ويلايي حوالي زعفرانيه قرار گرفتند. با اعلام اين خبر تيمي از مأموران كلانتري در محل به تحقيق پرداختند. بررسي‌ها نشان داد ساعتي قبل در حالي كه زن جوان همراه نوزادش در خواب بوده سارقاني به خانه‌اش دستبرد زده‌ و با تخريب گاوصندوق حدود یک ميليارد تومان سرقت كرده و از محل گريخته‌اند.

شاكي در توضيح ماجرا گفت: چند ماه قبل همسرم زايمان كرد به همين دليل براي نگهداري فرزندمان از يك شركت معتبر زن جواني به نام شهلا را به عنوان خدمتكار استخدام كردم. او علاوه بر پرستاري فرزندم در كارهاي خانه به همسرم كمك مي‌كرد و وقتي من از محل كار به خانه برمي‌گشتم، او هم به خانه‌اش مي‌رفت. لحظاتي قبل وقتي وارد خانه‌ام شدم، همسر و فرزندم خواب بودند و از خدمتكار خانه هم خبري نبود. سپس وارد اتاق خودم شدم كه با صحنه عجيبي روبه‌رو شدم. در گاوصندوق تخريب شده بود و همه اموال داخل آن شامل 5 هزار دلار و مقداري پول نقد، سرويس برليان گرانقيمت، طلا و جواهرات و تعداد زيادي سكه طلا كه حدود يك ميليارد تومان ارزش داشت به سرقت رفته بود. وقتي همسرم را از خواب بيدار كردم به من گفت كه شهلا داخل خانه در حال كار بود كه من خوابيدم و بعد از آن ديگر خبري از او ندارم. وي در پايان گفت: من به خدمتكار خانه‌ام مشكوك هستم و احتمال مي‌دهم او دست به سرقت ميلياردي زده است.

با طرح اين شكايت پرونده براي رسيدگي به دستور قاضي علي وسيله ايرد موسي، بازپرس دادسراي ناحيه 34 در اختيار تيمي از كارآگاهان پليس آگاهي قرار گرفت.
مأموران در نخستين گام، دوربين‌هاي مداربسته محل حادثه را بررسي كردند كه نشان مي‌داد ساعتي قبل از ورود صاحبخانه دو مرد جوان وارد اين خانه شده‌اند و دقايقي بعد در حالي كه كيف سياهي در دست داشتند، همراه خدمتكار از خانه بيرون مي‌آيند. پس از اين شهلا به عنوان مظنون سرقت ميلياردي تحت تعقيب پليس قرار گرفت. مأموران وقتي به محل زندگي زن جوان رفتند، دريافتند وي پس از حادثه به مكان نامعلومي گريخته است. تحقيقات بعدي مأموران نشان داد شهلا از مدتي قبل با پسر جواني به نام كامبيز نامزد شده است.

 بنابراين اين فرضيه براي مأموران قوت گرفت كه به احتمال زياد شهلا همراه نامزدش دست به سرقت ميلياردي زده است. در گام بعدي مأموران محل زندگي كامبيز را حوالي دربند شناسايي كردند. مأموران وقتي با دستور قضايي براي دستگيري متهمان وارد آنجا شدند، مشاهده كردند كسي داخل نيست. مأموران در بازرسي از خانه هيچ ردي از آنها نيافتند.

 مأموران در حال خارج شدن از خانه بودند كه صداي زنگ موبايلي به گوششان رسيد. اين صدا حكايت از آن داشت كه كسي داخل خانه است، اما مأموران اثري از موبايل داخل خانه نيافتند تا اينكه صداي زنگ را دنبال كردند كه متوجه شدند صداي زنگ از بالاي سقف كاذب حمام به گوش مي‌رسد. همين زنگ موبايل كافي بود تا مأموران شهلا، كامبيز و برادرش را كه بالاي سقف كاذب حمام مخفي شده بودند، به دام بيندازند.

صبح ديروز سه متهم از سوي قاضي علي وسيله ايرد موسي مورد بازجويي قرار گرفتند.
شهلا در ادعايي گفت: مدتي قبل با كامبيز در پارك آشنا شدم. او به من ابراز علاقه كرد و قرار بود با هم ازدواج كنيم تا اينكه با هم نامزد شديم. چند روز قبل از حادثه، كامبيز درباره كارم سؤال كرد كه به او گفتم در خانه مرد پولداري خدمتكارم. وقتي به او گفتم صاحبخانه مقدار زيادي دلار، طلا و جواهرات گرانقيمت داخل گاوصندوقش نگهداري مي‌كند به من پيشنهاد سرقت داد. ابتدا قبول نكردم، اما كامبيز آنقدر اصرار كرد تا اينكه وسوسه شدم و قبول كردم. روز حادثه وقتي زن صاحبخانه و نوزادش خوابيدند، در را به روي كامبيز و برادرش باز كردم. آنها خيلي زود در گاوصندوق را تخريب كردند و پس از سرقت اموال آن، همگي از محل گريختيم. ما قرار بود با اموال سرقتي زندگي تازه‌اي را شروع كنيم و كامبيز قول داده بود مرا خوشبخت كند، اما الان دستبند در دستان من است. وي در پايان گفت: وقتي مأموران پليس وارد خانه كامبيز شدند ما از ترس بالاي سقف كاذب حمام مخفي شديم، اما از شانس بد من همان لحظه يك نفر به تلفن همراهم تماس گرفت. وقتي زنگ تلفنم به صدا درآمد، مأموران پليس مشكوك شدند و اين زنگ را دنبال كردند تا اينكه ما را پيدا كردند.

كامبيز هم در ادعايي گفت: مدتي قبل با شهلا آشنا شدم. او دختر شيك‌پوشي بود و خودش را دختر پولداري به من معرفي كرد. او چند بار مرا به در خانه‌اي كه كار مي‌كرد، برد و مدعي بود خانه خودشان است. شهلا مي‌گفت پدرش پولدار است، اما هيچ وقت به خواسته او توجهي ندارد. شهلا مرا فريب داد و گفت: پدرش قرار است او را به زور به عقد پسر جواني در بياورد و چنانچه با او ازدواج نكند، از ارث محروم مي‌شود. وي در پايان گفت: چند روز قبل شهلا از من خواست تا به گاوصندوق پدرش دستبرد بزنيم و با سرقت اموال داخل آن براي خودمان زندگي خوبي را شروع كنيم.
برادر كامبيز هم در بازجويي‌ها، حرف‌هاي برادرش را تأييد كرد.

سه متهم به دستور قاضي علي وسيله ايرد موسي براي تحقيقات بيشتر در اختيار كارآگاهان پليس آگاهي قرار گرفتند.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار