عصر روز 21 تيرماه سال گذشته بود كه زوجي ميانسال با شنيدن فريادهاي دلخراش كودك همسايه خود را به زيرزمين ساختمان رساندند. زوج ميانسال در ورودي آپارتمان همسايه، با مردي چاقو به دست مواجه شدند كه بعد از هل دادنآنها از محل گريخت. آنها در كنار كودك خردسال، پيكر نيمهجان مادرش را ديدند كه با ضربات چاقو هدف قرار گرفته بود. خيلي زود اين زن با كمك همسايهها به بيمارستان منتقل شد، اما تلاش پزشكان براي نجات وي ثمري نداشت و تسليم مرگ شد.
بعد از تأييد فوت اين زن بود كه قاضي احمدبيگي، بازپرس ويژه قتل به همراه كارآگاهان اداره دهم پليس آگاهي در محل حادثه كه ساختماني در تهرانسر بود، حاضر شد. دختر هشت ساله كه شاهد قتل مادرش بود به بازپرس گفت:لحظاتي قبل از حادثه، من و مادرم در خانه تنها بوديم و برادرم در كوچه بازي ميكرد كه جلال شوهر عمهام خواست وارد خانه شود. مادرم اما به او اجازه نداد. جلال اما با چاقو به مادرم حمله كرد و چند ضربه به او زد. من هم جيغ كشيدم و گريه كردم. بعد هم طلاهايش را دزديد و فرار كرد.
مرد همسايه هم در شرح ماجرا به بازپرس گفت: لحظاتي قبل از حادثه صداي جيغ كودك همسايه را از طبقه زيرهمكف شنيدم و همراه همسرم سراسيمه از آپارتمانمان خارج شديم. در ورودي آپارتمان همسايه بود كه مرد چاقو به دست را در حال فرار ديديم. او ما را تهديد به قتل كرد. بعد هم ما را هل داد و فرار كرد. وقتي وارد خانه شديم، زن همسايه زخمي شده بود، بنابراين خيلي زود او را راهي بيمارستان كرديم، اما تلاش پزشكان هم فايده نداشت و او فوت شد.
بعد از به دست آمدن اين اطلاعات بود كه دستور بازداشت مرد 31 ساله صادر شد. كارآگاهان متوجه شدند كه اين مرد بعد از حادثه، محل زندگياش را تغيير داده است. فرار جلال راه به جايي نبرد و او يك ماه بعد از حادثه، در شهرستان كرج دستگير شد. جلال كه چارهاي جز اقرار نداشت به جرمش اعتراف كرد و در شرح ماجرا گفت: مدتي قبل از حادثه بود كه خواهر شوهر مقتول را صيغه كردم. در اين مدت به خانه مقتول رفت و آمد داشتم و ميدانستم كه طلاي زيادي دارد به خاطر همين وسوسه سرقت طلاهايش به جانم افتاده بود. روز حادثه هم با همين فكر از خانهام در شهريار خارج شدم. چاقويي هم با خودم برداشتم تا مقتول را بترسانم و تهديدش كنم تا جريان سرقت را به كسي نگويد. وقتي وارد كوچه شدم، پسرش داشت مقابل خانهشان با بچهها بازي ميكرد. در خانهشان هم باز بود، بنابراين خيلي راحت وارد شدم. وقتي مقابل در آپارتمانشان در طبقه زير همكف رسيدم، مقتول متوجه من شد. خواستم وارد شوم كه مانع شد. من هم سعي كردم هر طور شده وارد شوم. وقتي چاقو كشيدم، جيغ كشيد. به دنبال آن دختربچه هشت سالهاش هم جيغ كشيد. از ترس چند ضربه به او زدم كه زخمي شد. بعد طلاهايش را برداشتم و داشتم فرار ميكردم كه همسايهها رسيدند. هر طور بود از دستشان فرار كردم اما سرانجام گرفتار شدم.
متهم گفت: من قبلاً ازدواج كرده بودم و همسر و دو فرزند داشتم. اما همسرم من را ترك كرد. بچهها را پيش مادرم بردم. بعد با زن ديگري آشنا شدم كه خواهر شوهر مقتول بود و او را صيغه كردم و از او هم صاحب بچهاي شدم.
متهم درباره انگيزهاش گفت: به خاطر بيكاري دست به قتل زدم. قبلاً در كار نصب ماهواره بودم. مدتي هم جوشكاري كردم، اما بيكار شدم. نميتوانستم هزينه سه بچه را تأمين كنم به خاطر همين فكر كردم ميتوانم با سرقت طلاهاي زن جوان، زندگيام را سامان بدهم كه مرتكب قتل هم شدم.
جلال در بازجوييهاي بعدي هم حادثه را شرح داد و صحنه قتل را هم بازسازي كرد. با كامل شدن تحقيقات، قاضي احمدبيگي جلال را به اتهام مباشرت در قتل عمد و سرقت مجرم شناخت و كيفرخواست را عليه وي صادر كرد. پرونده متهم به زودي در دادگاه كيفري شماره يك استان تهران بررسي ميشود.