کد خبر: 786313
تاریخ انتشار: ۳۱ ارديبهشت ۱۳۹۵ - ۱۹:۱۹
محمداشرف غني از زمان رسيدن به مقام رياست جمهوري افغانستان در آگوست 2014 هر كاري كه مي‌شد براي تحقق صلح در افغانستان كرد؛ از سفرهايش به چين و عربستان سعودي به عنوان كشورهاي نزديك به پاكستان براي فشار آوردن بر اسلام‌آباد تا برگزاري چهار دور مذاكرات....
دكتر سيد‌نعمت‌الله عبدالرحيم‌زاده
محمداشرف غني از زمان رسيدن به مقام رياست جمهوري افغانستان در آگوست 2014 هر كاري كه مي‌شد براي تحقق صلح در افغانستان كرد؛ از سفرهايش به چين و عربستان سعودي به عنوان كشورهاي نزديك به پاكستان براي فشار آوردن بر اسلام‌آباد تا برگزاري چهار دور مذاكرات صلح كه جداي از نمايندگان پاكستان، هيئت‌هايي از دو كشور امريكا و چين هم حضور داشتند تا مذاكرات به نام گفت‌وگوهاي چهارجانبه صلح خوانده شود اما وقتي قرار شد روند مذاكرات در ماه مارس به ملاقات و گفت‌وگوي مستقيم بين دولت و طالبان برسد، طالبان با انتشار بيانيه‌اي حاضر به آمدن و رودررويي با دولت نشد. آن بيانيه به معناي شكست غني در مسير طولاني‌اش براي رسيدن به صلح بود و باعث شد او با شدت و حدت از جنگ با طالبان بگويد و حتي دستور اعدام شش تن از اعضاي طالبان را صادر كرد تا نشان دهد تنها مرد مذاكره نيست بلكه حاضر به انجام اين دست سختگيري‌ها هم است. حالا به نظر مي‌رسد او در آستانه برگزاري پنجمين دور از مذاكرات چهارجانبه توانسته با گلبدين حكمتيار، رهبر حزب اسلامي، به يك توافق صلح برسد تا دست‌كم دستاوردي از اين مسير دو ساله داشته باشد اما نكته مهم در اهميت و تأثير اين دستاورد است.
  جنگ‌سالار بزرگ
گلبدين حكمتيار چهره‌اي ناشناخته يا كم‌شناخته در تاريخ معاصر افغانستان نيست. او كه در اوايل دهه 70 به تشكلي به نام جمعيت اسلامي افغانستان به رهبري برهان‌الدين رباني پيوسته بود، نتوانست با اعضاي ارشد اين تشكل و به خصوص رباني كنار آيد و به همين دليل هم در نيمه همين دهه از اين تشكل جدا شد و گروه جديدي به نام حزب اسلامي افغانستان را پايه‌گذاري كرد. جدا شدن او از جمعيت اسلامي و تشكيل حزب اسلامي تنها يك اقدام سياسي از طرف او نبود بلكه او با منش مسالمت‌آميز جمعيت اسلامي و رباني در آن زمان چندان سر سازگاري نداشت و گزينه مبارزه نظامي با دولت وقت داوودخان را مدنظر داشت و همين گزينه را در حكومت‌هاي بعدي از دولت سوسياليستي حزب دموكراتيك خلق، دولت مجاهدين، حكومت طالبان و جمهوري جديد افغانستان بعد از سرنگوني طالبان ادامه داده است.
همين گزينه باعث شده تا او يكي از بزرگ‌ترين جنگ‌سالاران افغانستان باشد كه بخش اعظم عمر 68 ساله خود را در جنگ با حكومت‌هاي وقت افغانستان گذرانده است اما بايد توجه داشت كه او از اين گزينه براي به دست آوردن امتيازات سياسي هم استفاده مي‌كرد. حكومت كمونيستي دكتر نجيب‌الله در 1992 فرصتي ايجاد كرد تا مجاهدين با به دست‌گيري قدرت در كابل پايان حكومت كمونيستي بر افغانستان را جشن بگيرند اما حكمتيار از همان ابتدا سر ناسازگاري با ديگر جنگ‌سالاران را داشت و با قرار دادن نيروهايش در شهر چهار آسياب وارد جنگي با ديگر مجاهدين شد كه چهار سال طول كشيد و همين جنگ بود كه زمينه را براي قدرت‌گيري طالبان و حكومت آنها فراهم كرد. حكمتيار با جنگ داخلي به دنبال به دست آوردن امتياز سياسي و رسيدن به پست نخست‌وزيري افغانستان بود كه به اين پست هم رسيد اما طولي نكشيد كه با ورود نيروهاي طالبان به كابل مجبور به فرار از افغانستان و مبارزه با اين گروه شد.
   معامله‌اي سؤال‌برانگيز
اين سابقه طولاني از جنگ و امتياز سياسي باعث شده است توافق فعلي حكمتيار براي صلح با اشرف غني مورد بحث قرار گيرد به خصوص اينكه نمي‌توان انتظار داشت حكمتيار بعد از سال‌ها جنگ با يك توافق صلح حاضر به قبول دوران بازنشستگي خود شده باشد.
قبل از هر چيز بايد توجه داشت توافقنامه صلح بين دولت و حكمتيار مشتمل بر يك مقدمه، سه فصل، اصول اساسي و تكليف‌هاي در نظر گرفته شده براي طرفين است كه در مجموع 26 ماده را تشكيل داده است. دادن مصونيت به اعضاي حزب اسلامي و از جمله اعضاي زنداني اين حزب، به رسميت شناخته شدن اين حزب به عنوان يك حزب سياسي، تعهد به خروج نام رهبران و اعضاي حزب از فهرست سياه سازمان ملل و ديگر كشورها به خصوص امريكا از جمله مواردي است كه دولت متعهد شده براي حكمتيار و اعضاي حزبش انجام دهد و محمد خان، معاون رئيس اجرايي دولت افغانستان، تأكيد كرده در اين توافقنامه هيچ بندي براي دادن امتيازهايي براي دادن پست‌هاي وزارتي، ولايتي يا سفارت به حزب اسلامي وجود ندارد. اگر به اين مبنا به توافقنامه نگاه شود بايد گفت آن به معناي تسليم حكمتيار در برابر دولت است كه حاضر شده بعد از يك دهه و نيم جنگ حزبي، برنامه و فعاليت سياسي صرف داشته باشد اما بايد توجه داشت كه توافقنامه در مورد سلاح موجود در دست حزب اسلامي سكوت كرده كه همين نكته هم آخر و عاقبت توافقنامه و صلح با حكمتيار را مورد پرسش قرار داده است. جداي از اين مورد، نمي‌توان به وعده‌هاي پس پرده به حكمتيار بي‌توجه بود چراكه گذشته نشان داده كه او بدون به دست آوردن امتياز سياسي حاضر به قبول توافقي نشده و به قول هارون مير، تحليلگر سياسي در كابل: «او به كابل نمي‌آيد تا منزوي زندگي كند. او مطمئناً در سياست وارد مي‌شود و ما مي‌دانيم كه چه نوع سياستي مورد علاقه حكمتيار است. او همواره ديدگاه راديكالي داشته و اين براي دولت به طور حتم مشكل‌ساز است.» بنابراين بايد شاهد دور جديدي از ورود حكمتيار به عرصه سياسي افغانستان بود كه با وجود ديگر جنگ‌سالاران و نفوذ آنها، ورود اين يكي نمي‌تواند براي دولت و فرايند سياسي در اين كشور بي‌دردسر باشد.
  توافقي كوچك
احمد عمران يكي از تحليلگران افغاني است كه از درخواست‌هاي شخصي حكمتيار و توافق دولت با آنها مي‌گويد كه به نظر اين تحليلگر، اشرف غني با قبول اين درخواست‌ها به او جايگاهي همانند ديگر رهبران متنفذ داده و در عمل خود را درگير مشكلات قابل توجهي كرده است. عمران اين توافق صلح را از سر ضعف دولت مي‌داند اما بايد ديد كه اين نحو صلح با حكمتيار تا چه اندازه ارزش داشته آن هم با توجه به وضعيت جنگي كه با طالبان وجود دارد. نكته اصلي در تأثير اين توافق در وضعيت فعلي جنگي است به اين معنا كه صلح با حكمتيار حتي در صورت عدم خلع سلاح حزب اسلامي تا چه مقدار بر اين وضعيت تاثير مي‌گذارد. هستند كارشناسان نظامي مثل عتيق‌الله امرخيل كه چندان اعتقادي به تأثير قابل توجه ندارند و مي‌گويند اكثر اعضاي حزب اسلامي تا پيش از اين جذب حكومت افغانستان شده‌اند و حزب اسلامي تنها مي‌تواند در بخش كوچكي از كشور ايجاد ناامني كند.
هر چند سيد‌اسحاق گيلاني را به عنوان يكي از شخصيت‌هاي جهادي حزب اسلامي يكي از بزرگ‌ترين احزاب افغانستان مي‌داند كه صلح اين حزب با دولت باعث خاموش شدن بخش قابل توجهي از جنگ در اين كشور مي‌شود، اما بايد توجه داشت بخش قابل توجهي از نيروهاي اين حزب يا تا كنون دست از جنگ كشيده‌اند و به دولت پيوسته‌اند يا به گروه‌هاي طالبان براي جنگ با دولت ملحق شده‌اند. از اين جهت است كه حتي شخصيت كاريزماتيك حكمتيار براي پيروانش نمي‌تواند صلحي قابل توجه براي افغانستان به بار آورد به خصوص اينكه سرنوشت مذاكرات چهار جانبه همچنان در ابهام قرار گرفته و بعد از آن خلف وعده طالبان معلوم نيست كه اين گروه براي مذاكرات و صلح با دولت عزم جدي داشته باشد. در اين ميان، اشرف غني مي‌تواند صلح با حكمتيار را دست‌كم به عنوان دستاوردي از تلاش دو ساله خود براي برقراري صلح و آرامش در كشور بداند هر چند اين دستاورد با توجه به هدف اصلي از صلح با طالبان چيزي آنقدر قابل توجه نباشد.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار