
حسامالدين آشنا از برجام داخلي ميگويد. او ميگويد كه رئيسجمهور برجام داخلي را دنبال خواهد كرد. پيشتر نيز موضعگيريهايي دولتي در باب برجام 2 و 3 و برجام داخلي و صحبتهايي از اين دست به گوش رسيده است. با اين همه، به نظر ميرسيد مخالفت صريح رهبر انقلاب با اين برجامبازيها، نقطه پاياني بر اظهاراتي از اين دست باشد اما فضاي سياسي و رسانهاي دولتيها گويا به شكلي ديگر رقم ميخورد.
واكنش رهبري به يك موضع پسابرجامي
روزي كه در حرم رضوي، رهبر انقلاب صراحتاً عليه برجام 2 و 3 موضع گرفتند، حجت براي همه تمام شد. ايشان در سخنراني اول فروردين در حرم امام رضا (ع) با بيان اينكه برجام ۲ و ۳ و ۴ و اليغيرذلك بايستي بهوجود بيايد تا ما بتوانيم راحت زندگي كنيم، فرمودند:«معناي اين حرف اين است كه جمهوري اسلامي از مسائل اساسياي كه به حكم اسلام و به حكم برجستگيهاي نظام جمهوري اسلامي پايبند به آنهاست، صرفنظر كند. از مسئله فلسطين صرفنظر كند، از حمايت از مقاومت در منطقه صرفِنظر كند، از مظلومان منطقه - مثل ملت فلسطين، مثل مردم غزه، مثل مردم يمن، مثل مردم بحرين- پشتيباني و حمايت سياسي نكند و نظام جمهوري اسلامي با تعديل خواستههاي خود، خود را به آنچه طرف مقابل يعني امريكا به دنبال تحقق آن است، نزديك بكند... معنايش اين است كه همچنانكه امروز بعضي از دولتهاي عربي با كمال وقاحت، دست دوستي به سمت دشمن صهيونيستي دراز ميكنند، جمهوري اسلامي هم با دشمن صهيونيستي كنار بيايد و آشتي كند، البته قضيه به اينجاها ختم نميشود، معناي آنچه در آن تحليل سياسي دشمن ادعا ميشود، اين است كه اگر ميل امريكاست، جمهوري اسلامي حتي از ابزارهاي دفاعي خود هم صرفنظر كند... قضيه از اين هم بالاتر است؛ تدريجاً موضوع را به اين خواهند كشاند كه اصلاً چرا نيروي قدس تشكيل شده است، چرا سپاه تشكيل شده، چرا سياستهاي داخلي جمهوري اسلامي طبق قانون اساسي، بايد با اسلام تطبيق داده بشود؛ مطلب به اينجاها ميرسد. شما وقتي در مقابل دشمن، درحاليكه ميتوانيد ايستادگي كنيد - كه بعداً عرض خواهم كرد - عقبنشيني كرديد، دشمن جلو ميآيد - دشمن متوقف نميشود - و كمكم كار را به اينجا ميرسانند كه اينكه شما ميگوييد دولت جمهوري اسلامي، مجلس شوراي اسلامي و قوه قضائيه بايد برطبق احكام اسلام و شريعت اسلامي باشد، اينها برخلاف آزادي است و ليبراليسم اينها را قبول ندارد؛ كمكم به اينجاها ميرسد...»
با اين موضعگيري مشخص شد كه برجامهاي ديگر نخواهد آمد و رئيسجمهور هم تأكيد كرد:«طبق معيارهاي شرعي، قانوني و ملي، دولت به طور كامل از رهنمودهاي رهبري تبعيت ميكند و هر زماني كه دستور بدهند، عيناً درصدد تحقق آن خواهيم بود. عظمت رهبري عظمت همه ما، عظمت نظام و كشور است و تضعيف ايشان، تضعيف همه ما، كشور و نظام است.»
اما ماجرا پايان نيافت و از اين سو و آن سو، صداهايي در پيگيري برجامهاي ديگر به گوش رسيد؛ پيگيريهايي كه نشان ميداد گرچه دولت بر تبعيت كامل از فرامين رهبري تأكيد كرده، اما همچنان گوشه چشمي هم به برجامهاي ديگر دارد؛ گوشه چشمي كه برخاسته از يك نياز است...
چرا دولت به برجامهاي 2 و 3 نياز دارد؟
اولين نكته آن است كه پيگيري براي به نتيجه رساندن برجامهاي ديگر، نشان از آن دارد كه برجام اول يا همان برجام هستهاي تا چه ميزان رضايتبخش بوده كه دولت پي برجامهاي ديگر هم رفته است. در واقع دنبال كردن برجامهاي ديگر، ابراز رضايت عملي از برجام هستهاي در كنار همه آن ابراز رضايتها و پيروزي ناميدنهاي برجام هستهاي خواهد بود؛ عملي كه نشان ميدهد فتحالفتوح (؟!) برجام هستهاي، فتح بابي براي پيروزي در برجامهاي ديگر است؛ اقدامي كه برجام هستهاي را يك پرونده با موفقيت به پايان رسيده ميداند كه ديگر دوران نقد آن گذشته و حالا با طيب خاطر سراغ پلههاي ديگر رفته است. دولت به هر تلاشي دست ميآويزد تا نشان دهد برجام هستهاي چقدر خوب و قابل بهبه و چهچه گفتن است!
از سويي دولت برنامههايي دارد تا بتواند رأي خود در ميان حاميانش را كه روحاني آنها را 10 ميليون نفر ناميد، تثبيت كند. اين برنامهها را برجام مينامد تا هويتبخشي و اصالتدهي به برنامههاي بيپشتوانه خود كند. اين مسير حتي اگر به نقض اصول انقلاب اسلامي هم بينجامد، گويا براي خيليها قابل اعتنا نيست.
نكته ديگر هم اين است كه دولت يازدهم با سخن گفتن از برجامهاي 2 و 3 و داخلي و چه و چه، اذهان را از چگونگي اجراي برجام هستهاي منحرف ميكند و لابد خيليها كه سرگرم برجامهاي ديگر شدهاند، فراموششان ميشود كه مسير اجراي برجام هستهاي چگونه طي ميشود و اقدامات امريكاييها با وعدههاي ايرانيها چقدر ناسازگار است. حال ميتوان دريافت چرا دولت خود را به برجامهاي 2 و 3 نيازمند ميبيند.
نمونهبرداري از يك فتحالفتوح يا از يك خسارت محض؟!
برجام هستهاي را نميتوان يك نمونه موفق برنامهريزي يا حتي پروندهاي تمامشده دانست و شايد اين اصليترين دليلي است كه نشان ميدهد سراغ برنامههاي ديگري به همين شيوه رفتن، تا چه حد اشتباه است. وقتي دريابيم جايي كه اينك در مسير اجراي برجام به آن رسيدهايم، نشان چنداني از فتحالفتوح و برد- برد با خود ندارد، مضحك خواهد بود كه سراغ برجامهاي ديگر برويم و به مردابي ديگر گرفتار شويم. امروز همچنان تكليف تحريمهاي بانكي ايران معلوم نيست، داراييهاي بلوكه شده به بهانههاي مختلف مصادره ميشوند و همچنان ايران كشوري خطرناك دانسته ميشود و همچنان پاسپورت ما داراي اعتبار نيست، پس چندان گزافه نخواهد بود كه به دولت بگوييم همين اولي را بزرگش كنيد، از آب و گل دربيايد، ببينيم اصلاً به بزرگ شدن ميرسد، بعد سراغ برجامهاي بعدي برويد.
و كلام پاياني بخشي از سخنان رهبر در اول فروردين ماه سال جاري: «كساني كه اميد ميبندند به اينكه بنشينيم با امريكا در فلان مسئله مذاكره كنيم و به يك نقطه توافقي برسيم - يعني ما يك تعهدي بكنيم، طرف مقابل هم يك تعهدي بكند- از اين غفلت ميكنند كه ما ناگزير بايد به همه تعهدهاي خود عمل كنيم [اما] طرف مقابل با طرق مختلف، با شيوههاي مختلف، با خدعه، با تقلب سر باز ميزند و به تعهدهايي كه كرده است عمل نميكند. اين چيزي است كه ما امروز در مقابل چشم خودمان داريم ميبينيم، يعني خسارت محض.»