ما رمان خوب كم نداريم، خصوصاً آنهايي كه
جاذبه عجيبي دارند. طوري داستان ميگويند كه انگار تو هم يكي از آدمكهاي قصه هستي. خواننده با قصه حال ميكند و اسيرش ميشود. توي تخيلش فضا را ترسيم ميكند و لذت ميبرد. اما يا كسي براي فيلم كردنش پاقدم نميشود و يا اينكه فيلمساز بلد نيست. به قول حسين فتاحي، رماننويس اين حوزه، كو كسي كه اين دوتا را به هم بچسباند.
چون جاي مشخصي نداريم و حلقه واسطي كه سينماگر و رماننويس را با هم رفيق كند.
براي اقتباس بايد بين نويسنده و فيلمساز پل زد كه اين نياز به مديريت واحدي دارد. اما در جواب سؤال شما، بايد نويسنده را هدايت كرد كه به سمت نوشتن آثاري برود كه جبران هزينه كند.
اصلاً چرا ميخواهد در سينما همه كاره باشد؟ قرار نيست در توليد فيلم و سريال، كارگردان همهكاره باشد. بايد هركسي گوشهاي را بگيرد.
ممكن است حرف سينماييها درست باشد كه مثلاً كتاب خوبي نداريم، اما چيزي كه الان خودشان هم ميسازند، چنگي به دل نميزند.
خب مشكل بيشتر فيلمها نداشتن قصه خوب است. فيلمهاي الان بهدليل همين نداشتن قصه، يا بازاري و يا انگار شبيه فيلم هندي هستند. اگر ادعايي دارند، حداقل فيلم خوب بسازند و از داستانهاي درست و حسابي استفاده كنند.
مگر داستان مرا فيلم و اينها نكردند! خود من نيز خبر نداشتم و تازه وسطهاي كار فهميدم.
در توليد سريال يا اثر سينمايي به شكل اقتباس، حداقل نويسنده بايد كنار فيلمنامهنويس باشد تا وقتي مخاطب دو ساعتي در سينما نشست، ديگر حوصلهاش سر نرود و حرف حسابي بشنود.
سختي اين پيوند زدن ميان كارگردان و نويسنده نهايتاً چندسال است. سختي هم ندارد و كمكم عادت ميكنند. متأسفانه خيلي از مراكز مرتبط، از وظيفه اصليشان آگاه نيستند.
اتفاقاً مگر انجمن قلم قرار نبود كارهاي بزرگ انجام بدهد؟ الان خلاصه شده در جلسات و گزارش دادن. كار جدي در اين چندسال انجام ندادهاند. در حالي كه قرار بود بخش اداري انجمن قلم، كوچك باشد و سراغ كارهاي بزرگ بروند. سيما فيلم نيز درگير همين مشكلات است.
فارابي قرار بود بخش اقتباس بگذارد. اينكه فقط كتاب خوب را پيدا كنند و بعد بيخيالش شوند، ثمري ندارد. خود كتاب داستاني نيز مستلزم اين است كه نويسنده كليات داستانش را ارائه بدهد تا در يك همفكري با فيلمنامهنويس، فيلمنامهاش نوشته شود.
بله، چون امتيازي دارند به نام قدرت داستاننويسي. اينها يا سراغ نويسنده خوب رفتهاند و يا اينكه قصه را ميشناسند. آقاي حاتميكيا قصهنوشتن را بلد است و به كمك ديگر عوامل خوب سينما، فيلم خوب هم ميسازد. مجيد مجيدي نيز اينچنين است.
بقيه فيلمسازان ما زحمت ميكشند و عوامل خوبي نيز در كنارشان دارند، اما چون قصه را نميشناسند، كارشان جواب نميدهد. پس همان مديريت دو طرف قضيه كه گفتم، لازم است.