کد خبر: 783251
تاریخ انتشار: ۲۱ ارديبهشت ۱۳۹۵ - ۱۵:۱۳
آرمان‌هاي يک شهيد مدافع حرم در گفت‌و‌گو با برادر شهيد سيد محمود حكيمي
وقتي درباره همبستگي و همدلي مسلمانان جهان از برادر شهيد سيدمحمود حكيمي سؤال كرديم، او از ولايتمداري برادرش گفت و اينكه اسلام براي امثال سيدمحمود‌ها حد و مرز ندارد و شهيد با عشق و آگاهي راهش را انتخاب كرده بود.
آرمان شريف
وقتي درباره همبستگي و همدلي مسلمانان جهان از برادر شهيد سيدمحمود حكيمي سؤال كرديم، او از ولايتمداري برادرش گفت و اينكه اسلام براي امثال سيدمحمود‌ها حد و مرز ندارد و شهيد با عشق و آگاهي راهش را انتخاب كرده بود. سيدمحمود حكيمي، نهم اسفندماه 1393 در كنار فرماندهاني چون رضا بخشي (فاتح) و عليرضا توسلي (ابوحامد) در تل قرين سوريه به شهادت رسيد. او يكي از فرزندان خانواده‌اي پرجمعيت بود كه به گفته برادرش از هنگام حضور در افغانستان عشق به انقلاب اسلامي و ولايت‌فقيه را در دل داشتند و عاقبت نيز يكي از فرزندان اين خانواده شهيد جبهه مقاومت اسلامي شد

براي شروع كمي از خانواده‌ و وضعيت خانوادگي‌تان بگوييد.
پدرمان كاسب و اهل زحمت و كار بود. سعي داشت هميشه نان حلال سر سفره بياورد و ما را طوري بار آورد كه چشم‌مان به دست كسي نباشد و خودمان زحمت بكشيم و نان حلال كسب كنيم. در منطقه خودمان احترام خاصي براي پدر و خانواده‌مان قائل بودند. پدرمان شخصيت خوب و محبوبي در محل داشت. يك خواهر و 9 برادر بوديم كه يكي از برادرها در سانحه‌اي فوت كرد و تك‌خواهرمان هم بعد از او فوت كرد. با شهادت سيدمحمود الان هفت برادر هستيم. مادرمان زن مؤمنه‌‌اي است كه با وجود تحمل اين همه داغ، همچنان صبوري مي‌كند و از لحاظ تربيتي نقش پررنگي در زندگي فرزندانش دارد.

چه زماني به ايران آمديد؟
ما از زماني كه طالبان بيشتر افغانستان را گرفت وارد ايران شديم. منطقه ما همه شيعه‌نشين و پيرو انقلاب و امام بودند و تمام شعارهاي انقلابي و جنگي كه از راديو مي‌شنيديم را در مدرسه تكرار مي‌كرديم. براي سلامتي حضرت امام دعا مي‌كرديم. وقتي شيعيان افغانستان و منطقه ما را ببينيد احساس مي‌كنيد در ايران هستيد. مردم منطقه ما، ايران را از خودشان مي‌دانند. از آن منطقه هر كس به ايران مهاجرت كند به شهرهاي مذهبي مي‌رود. زمان دفاع مقدس كسي از خانواده‌مان در ايران نبود كه به جبهه برود، اما همانجا كه بوديم براي پيروزي ايران و جمهوري اسلامي دعا مي‌كرديم.

سيدمحمود مسئله دفاع از حريم اسلام را چگونه مي‌ديد و نظرش در اين باره چه بود؟
از صدر اسلام تا حالا عقيده ما دفاع از حريم اسلام بوده است. مسئله دفاع از هر واجبي واجب‌تر است‌ و اگر خداي ناكرده ناامني در ممالك اسلامي باشد دفاع بر همه واجب مي‌شود. بايد در مقابل دشمنان از خودمان دفاع كرده و آنها را از خودمان دور كنيم. اين اعتقاد سيد محمود بود و به همين خاطر هم به سوريه رفت.
 
برادرتان هنگام شهادت چند ساله بود؟
سيدمحمود متولد سال 1370 بود. از بچگي آرام بود و در بزرگي هم همين خصوصيت را حفظ كرد و بسيار كم‌حرف بود. اگر سؤالي از او مي‌پرسيديم صحبت مي‌كرد وگرنه چيزي نمي‌گفت. گاهي هم اگر به شوخي به او چيزي مي‌گفتيم با خنده عبور مي‌كرد. بسيار انسان معتقدي بود و نماز، روزه و واجبات را انجام مي‌داد.

از چه زماني تصميم گرفت رزمنده جبهه مقاومت اسلامي و دفاع از حرم شود؟
از اينكه بخواهد به جبهه برود چيزي به ما نگفته بود. اگر هم مي‌گفت نمي‌دانم مانع مي‌شديم يا نه، قبل از اعزام به سوريه، سفر اربعين به عراق رفت و بعد عازم شد. به نظرم مرگ حق است و هر كس به طريقي تصادف و مريضي و... فوت مي‌كند. چه سعادتي بهتر از اينكه انسان در راه دفاع از اهل بيت به شهادت برسد. اين سعادتي است كه نصيب هر كسي نمي‌شود.

از نحوه شهادت برادرتان اطلاع داريد؟
سيدمحمود به همراه دو فرمانده ديگر به نام شهيد توسلي و ابوحامد به شهادت رسيده بود. پيكر هفت شهيد تيپ فاطميون با هم آمد. برادرم دو بار اعزام شد. يك بار چند ماه آنجا ماند و بار دوم يك ماه بيشتر نشد كه آنجا بود. آنها در منطقه تل قرين نزديك مرز اسرائيل بودند و گويا با شليك موشك صهيونيست‌ها از داخل خاك خودشان به شهادت رسيدند. بعد شهادت محمود، مادرم به ايران آمد.

يعني مادرتان هنگام شهادت سيدمحمود ايران نبود؟
نه، خبر شهادت را در افغانستان به مادرم داده بودند. سه، چهار سالي مي‌شد كه فرزندش را نديده بود. پيكر فرزندش را هم نديد و خيلي برايش سخت بود. الان مادرم به قضيه سوريه كاملاً آگاه است، ولي هنوز گريه مي‌كند و درد فراق برايش سخت است. منتها او هم اعتقاد دارد وقتي مرگ وجود دارد چه بهتر آدم با شهادت برود. برادر ديگرم كه در يك تصادف فوت كرد، خيلي دلمان را سوزاند، اما كسي كه به شهادت برسد، قضيه‌اش خيلي فرق مي‌كند.

چقدر با اين حرف موافقيد كه رزمندگان مدافع حرم رزمندگان جبهه مقاومت اسلامي هستند كه در صورت پايان جنگ در سوريه باز هم مسئوليت دفاع از اسلام را برعهده دارند؟
در هشت سال دفاع مقدس تعداد زيادي از مهاجرين افغانستاني به جبهه رفتند كه 3 هزار شهيد و جانباز هم تقديم كردند. شيعيان افغانستان، ايراني‌ها را مثل برادر واقعي‌شان مي‌دانند. اگر الان به افغانستان برويد شيعيان تمام برنامه‌هاي مذهبي‌‌شان مطابق بر فرمايشات آقاست. مخصوصاً در ماه مبارك رمضان دولت افغانستان هرچه اعلام كند براي شيعيان مهم نيست و آن چيزي كه از راديو و تلويزيون ايران مي‌شنوند را ملاك قرار مي‌دهند. ولايتمداري و ولايت‌پذيري بحثي بسيار گرم است. يكي از رزمندگان در تهران پشت تريبون گفت هنوز رهبر اعلام جهاد نكرده كه اين همه رزمنده عازم سوريه شده و حساب كنيد زماني كه اعلام جهاد كند چه جمعيتي خواهد رفت. سيدمحمود هم خودش را سرباز ولايت مي‌دانست.

به نظر مي‌رسد اسلام انقلابي به كشورهاي ديگر منتقل شده و يك بيداري اسلامي به وجود آورده است.
از همان اول كه پيامبر مبعوث به رسالت شد انسان‌هاي روشن و آگاه اسلام را پذيرفتند و كساني كه به ضررشان بود، مخالفت مي‌كردند. درباره انقلاب اسلامي ايران و تأثيرش روي مسلمانان افغانستان و بعضي كشورهاي ديگر همين‌طور است. كساني كه احساس مي‌كردند انقلاب به ضررشان است با انقلاب و ايران مخالفت ‌كردند. دشمنان درصدد خراب كردن عقيده مردم هستند و شبهات اينترنتي و ماهواره‌اي ذهن جوانان و روشنفكران را خراب كرده ولي خداوند به انسان‌هاي جوياي حقيقت نوري مي‌دهد كه با اين نور وجودشان روشن و آگاه مي‌شود.

شما راه نجات كشورهاي اسلامي از زير بار استكبار را چه مي‌دانيد؟
اتحاد و همرنگي و ولايت‌پذيري رمز موفقيت است. يكي از دوستاني كه در مجلس چهلم شهداي ما صحبت مي‌كرد نكته جالبي گفت كه چطور مي‌شود عده‌‌اي به اسم داعش زير پرچم فردي به نام ابوبكر البغدادي كه اصل و نسبش معلوم نيست جمع مي‌شوند و در مقابل با يك آقايي كه از نسل پيغمبر است و كسي جز خوبي و كلام‌هاي راهگشا از ايشان نديده، جمع نمي‌شوند.

شما از خانواده مهاجر هستيد. بعد از شهادت برادرتان از اقوام يا آشنايان طعنه نمي‌زنند كه چرا يك جوان افغاني بايد در سوريه بجنگد؟
از مردم منطقه خودمان كسي چنين حرفي نزده و غريبه‌ها هم مستقيم چيزي نگفته‌اند. شنيده‌ام كه برخي مي‌گويند اينها براي پول مي‌روند، اما پول براي زندگي است و كسي كه براي ماديات جانش را به خطر مي‌اندازد ديگر پول به چه دردش مي‌خورد؟ هيچ كس جان خود را با ماديات معامله نمي‌كند. انسان‌ها جان خودشان را براي عقيده‌شان مي‌دهند.

خانواده‌‌تان چه ديدي نسبت به شهادت سيدمحمود دارند؟
پسرهايم الان به شهادت عمويشان افتخار مي‌كنند. دخترم كه سال اول روزه گرفتنش بود در كوهسنگي وقتي صحبت بچه‌هاي يمن پيش آمد، گريه كرد و وقتي دليل گريه كردنش را پرسيدند از شهادت عمويش و مظلوميت مسلمانان يمن و سوريه گفت. وقتي انسان عزيزي از دست مي‌دهد گريه كردن چيزي طبيعي است اما اينكه عزيز انسان شهيد مي‌شود تفاوتش از زمين تا آسمان است. خودم و بچه‌هايم به اين موضوع خيلي افتخار مي‌كنيم.

به عنوان يك برادر شهيد چه صحبتي براي رزمندگان و بچه‌هاي تيپ فاطميون داريد؟
كساني كه اين راه را انتخاب مي‌كنند با توكل بر خدا عقيده‌شان را محكم نگه دارند. وقتي حضرت زينب(س) در مقابل عبيدالله فرمود جز زيبايي چيزي نديدم، با اين حرف‌شان آنها را آتش زدند. رزمندگان هم بايد اينگونه سفت و محكم و استوار بايستند و مردانه بجنگند. ما همگي دعاگوي مدافعان حرم و رزمندگان اسلام هستيم.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار