
الكساندر كارولين، غول كشتي فرنگي روسيه با كارنامهاي درخشان و منحصر به فرد(سه طلا و يك نقره المپيك، 9 طلاي جهاني و 12 طلاي اروپا) پرافتخارترين كشتيگير تاريخ محسوب ميشود. مردي كه حتي در ايران مهد كشتي نيز از او با افتخار ياد ميشود. كارولين براي روسها بزرگ است. وقتي در سال 2000 و المپيك سيدني با سن و سالي بالا پا به رقابتها گذاشت هيچ كس در روسيه نگفت سن او بالاست، دورانش تمام شده و بايد جايگزيني براي او پيدا و او را راهي سيدني كرد. كارولين با افتخار تمام به سيدني رفت و تا فينال هم پيش رفت، هرچند طلا نگرفت و به نقره بسنده كرد، اما نام پرآوازه او كشتي روسيه را بر سر زبانها انداخت تا جايي كه حتي همين امروز هم اسمش لرزه بر اندام هر كشتيگير 120 كيلوگرم فرنگي مياندازد.
كارولين و نوع برخورد روسها را مثال آورديم تا برسيم به نوع برخورد خودمان با پرافتخارترين كشتيگير فرنگي اين سالهاي ايران؛ يعني حميد سوريان، نابغه كشتي ايران كه با هفت مدال طلاي جهاني و المپيك و دو مدال طلاي قهرماني آسيا بيترديد جزو افتخارات ورزش اول كشور محسوب ميشود.
سوريان روز جمعه گذشته در حالي مسابقات انتخابي المپيك در استانبول را با ضربه فني كردن تمام رقبا و قهرماني و كسب سهميه به پايان رساند كه پيش از عزيمت به تركيه با هجمه عظيمي از انتقادها، حرفهاي حاشيهاي و نااميدكننده و ايرادات بياساس روبهرو بود. وقتي در تعطيلات نوروز نتوانست موفق شود و وقتي در بلغارستان هم نتوانست سهميه بگيرد آن وقت نيش و كنايهها شروع شد. اينكه پا به سن گذاشته، اينكه ديگر توانايي فني ندارد، اينكه محمد بنا روي او اصرار بيهوده ميكند و اينكه با غصب حق بقيه به مسابقات اعزام ميشود، همه و همه حرفهاي زشتي بود كه درباره نابعه كشتي زده ميشد. اينقدر زشت كه سرانجام فرياد اعتراض فردي همچون پرويز پرستويي درآمد تا قبل از مسابقات تركيه يك عزم ملي براي حمايت به موقع و خوب از سوريان شكل بگيرد و حميد انصافاً پاسخ اين حمايتها را چنان داد كه حالا همه سر بالا ميگيرند و با افتخار ميگويند اين است حميد سوريان نابغه ايراني كشتي فرنگي جهان.
امروز تعريف و تمجيد از سوريان كاري راحت است، او حريفانش را در تركيه زير يك دقيقه ضربه كرد، اما آن روزي كه نياز به حمايت داشت همه از خداحافظياش ميگفتند، از اينكه ديگر نبايد باشد، از اينكه دورانش به پايان رسيده است اما سؤال اينجاست اگر حميد سوريان به جاي ايران مثلاً در همان روسيه كشتي ميگرفت آيا روسها هم همين برخورد را با او ميكردند. الكساندر كارولين هيچگاه براي روسها تكراري نشد، حتي در سالهاي پاياني كشتياش نگفتند پير شده و بايد برود. پس چه اتفاقي ميافتد كه حميد سوريان براي اهالي كشتي ايران از رده خارج ميشود. مردي كه نشان داد اگر به لحاظ روحي آماده باشد هيچ كس را ياراي مقابله با او روي تشك كشتي نيست.
جرياني كه براي سوريان رخ داد، پيش از اين براي عبدالله موحد روي داده بود. مردي كه پنج طلاي جهان و المپيك را در اختيار دارد، ولي چون ما در سرمايهسوزي يد طولايي داريم به راحتي چشم به داشتههاي خود ميبنديم و براي ستارهها و بزرگان خارجي كف و سوت ميزنيم. اين اتفاقي است كه ميتوانست حميد سوريان را براي هميشه از صحنه خارج كند و اگر اصرار محمد بنا و حمايتهاي مردمي نبود، اين اتفاق بيترديد روي ميداد ولي سوريان قدرتمندانه برگشت و حالا همه منتظر طلاي المپيك او هستند. فراموش نكنيم كه سرمايهسوزي عادت زشتي است كه با آن پايههاي ورزش لرزان ميشود، عادت زشتي كه در دنياي حرفهاي ورزش كمتر ديده ميشود، ولي ما استاد آن هستيم.