ايران با متوسط بارش سالانه حدود 250 ميليمتر جزء مناطق خشك و نيمه خشك دنيا محسوب ميشود و از آنجا كه آب تنها ماده طبيعي است كه هيچ جانشيني ندارد، لذا بايد از قطره قطره آن بدرستي حفاظت نمود. حوضههای آبریز کشور از منظر منابع آب و تراکم جمعیت در شرایط متفاوتی قرار دارند.بنابراین باعنایت به شرایط اقلیمی و هیدرولوژیکی کشور و توزیع نامناسب زمانی ومکانی بارش ها از یکطرف و نابهنگام بودن آنها از طرف دیگر، ذخیره سازی جریان های سطحی حاصل از بارش ها و مدیریت و توزیع مناسب زمانی آنها متناسب با نیاز مصارف مختلف، اجتناب ناپذیر است.
بروز خشکسالیهای اخیر و آثار نامطلوب آن در دهههایگذشته، نه تنها شک و تردید در خصوص توجیه توسعه سدسازی در گذشته را برطرف کرده است بلکه این نوع توسعه را به لحاظ فراهم بودن زمینه لازم برای سازگاری بیشتر با اقلیم حادث شده در آینده، تایید می نماید. بهگونهایکه یکی از نتایج قطعی تغییرات آب و هوایی، رواناب ناشی از سیلابهای ناگهانی می باشد که با احداث سدها وذخیره سازی رواناب های مذکور، علاوه بر جلوگیری از خسارات ناشی از سیلاب،امکان مدیریت توزیع مناسب زمانی و مکانی آب و در نتیجه پیشگیری از تبعات خشکسالی ها را فراهم خواهد کرد.
با توجه به اهمیت استراتژیک آب در اوضاع کنونی و بحران های پیش رو در زمینه های امنیتی، اقتصادی و اجتماعی، آنچه بیش از پیش ضروری به نظر می رسد، مدیریت بهینه منابع آب است، مدیریتی که راهکار اصلی آن پروژه های سدسازی می باشد. چراکه پروژه های سدسازی برای حفظ حیات و تداوم امنیت ملی و نیز افزایش ظرفیت ذخیره سازیوگسترش منابع آب و استحصال انرژی برقابی سازگار با محیط زیست مخصوصاً برای مناطقی که با کمبود و بحران آب مواجه هستند، لازم و حیاتی است.
در حال حاضر سیلاب حدود ۶۰ درصد از خسارات مربوط به بلایای طبیعی را در دنیا تشکیل می دهد. ایران در دهه گذشته به طور متوسط هر سال با ۶۰ سیلاب روبه رو بوده است که حدود ۵۷۰ میلیارد تومان خسارت داشته است و هر سال تقریباً۲۰۰ نفر جان خود را در این حوادث از دست داده اند.لذا لازم است که اولاً تدابیر لازم به منظور مهار عامل اصلیِ انسانی ایجاد این پدیده، یعنی انتشارگازهای گلخانه ای صورت گرفته و درثانی با لحاظ راهکارهایی،آثار و تبعات آن، یعنی خسارات ناشی از سیلابها، خشکسالیها و کمبود منابع آبی، مهار و کاهش یابد.
در این راستا وزارت نيرو به عنوان متولي و مسئول تأمين نيازهاي آبي براي مصارف مختلف به ويژه نيازهاي شرب و بهداشت، ضمن تلاش در جهت توسعه همه جانبه بخش آب كشور در قالب سياستها و برنامه های مصوب و توجه به ارزش اقتصادي، امنيتي، سياسي و زيستمحيطي آب ، مهار آبهای سطحی و توسعه بهرهبرداری بهینه منابع آب را در راستای توسعه اقتصادی اجتماعی کشور در سرلوحه برنامههای خود قرار داده است و با عنایت به اهمیت خاص کنترل هر چه بیشتر آبهای سطحی و ضرورت بهره گیری مدبرانه از آن، تلاشهای گسترده ای را انجام داده است. حاصل این تلاش تاکنون تعداد قابل توجهی سد با 49 میلیارد متر مکعب حجم مخزن می باشد و منابع آب استحصالشده در قالب نظامنامه تخصيص آب و متناسب با نيازها و رعايت اولويتهاي تأمين آب، مديريت ميگردند.
مطالب عنوانشده توسط مدیر کل دفتر مشارکتهای مردمی سازمان حفاظت محیط زیست کشور درخصوص نقش سدها در کنترل سیلاب، مبانی علمی نداشته و مطابق با استانداردها و تجارب جهانی و منطقهای درصنعت سدسازی و علوم مدیریت منابع نمیباشد. به منظور روشنگری در خصوص اهداف موردنظر در ایجاد طرحهای توسعه منابع آب و جلوگیری از قضاوتهای غیر فنیو غیر منصفانه در خصوص موضوعات مرتبطه، موارد ذیلاعلام میگردد:
هدف ازایجاد طرحهای توسعه منابع آب و در رأس آنها سد سازی، تنها کنترل و مهار سیلابهای مخرب ناشی از طغیان رودخانهها نمیباشد بلکه اهداف اصلی از احداث سدها تامین آب مورد نیاز شرب، صنعت، کشاورزی، تولید انرژی پاک، رشد و توسعه منطقهای به ویژه از نظر اقتصادی و اجتماعی، ایجاد جاذبههای گردشگری و نظایر آنها با امعان نظر به شرایط زیستمحیطی منطقه میباشد.
اینکه گفته شوددر هیج جای دنیا سدی برای کنترل سیلاب نمیسازند، بدون تردید هیچ مبنای صحیحی ندارد. چراکه برعکس همانطورکه گفتهشد یکی از اهداف سدسازی مهار و کنترل سیلاب میباشد که اولاً تا حد امکان جلوی خسارات ناشی از وقوع سیلاب گرفته شود و ثانیاً از محل تنظیم سیلابهای ذخیرهشده در مواقعیکه آبدهی طبیعی رودخانه جوابگوی اهداف اصلی طرح نمیباشد، بسیاری از نیازهای طرح تأمین خواهد شد. این مطلب در خصوص رودخانههایی که ماهیت صرفا سیلابی دارند کاملا ملموس میباشد.
در مقابل اعلام انجام فعاليتهاي ديگري به جای احداث سد، براي جلوگيري از سيلابها شامل تثبيت بالادست با پوشش گياهي،برقراری تعادل دام و مرتع، ساماندهی فعاليتهاي معدني بي ضابطه را سامان داده و جلوگیری ازتغيير كاربري اراضي در بالادست حوزه هاي آبريز همچنین توجه به بستر آبرفتي رودخانهها و عدم انجام ساخت و ساز در حريم بستر آبرفتي رودخانهها، بایستی گفت ساخت سدها و سدسازي هیچ منافاتي با آبخيزداري و عدم رها سازي آب از سد، جهت بقاي رودخانه و تجاوز به حريم رودخانهها و مسيلها نداشته و ميتوان در هر دو بخش سرمايهگذاري نموده و از آنها بهره كافي برد. چنانچه در گزارشات پاياني مطالعات سدها و تاسيسات تامل شود، همواره مطالعات زيست محيطي بخش مهمي از آن بوده و توصيههاي لازم در خصوص آبخيزداري در بالادست و الزامات آزادسازي آب مورد نياز در راستاي حفظ محیط زیست رودخانه در پاييندست سد آورده شده است. البته اجراي پروژه هاي آبخيزداري، در مناطق سیلخیز اکثراً سهم کوچکی از مهار سیلابها را به عهده داشته و به تنهایی کنترلکنندهآنها نخواهند بود. ضمن آنکه اجرای کامل این چنین پروژههاییبا محدوديتها و موانع جدي مواجه ميباشد و بسیار هزینهبر و زمانبر بوده و در تعهد وزارت نیرو نیز نمیباشد.
علیایحال وزارت نیرو جهت کنترل فرسایش و رسوب بر مبنای اصول توسعه پایدار منابع آب و خاک، به حفاظت توامان منابع آب و خاک اعتقاد راسخ دارد و در این راستا حمایتهای خود را از فعالیت آبخیزداری که در حوضههای آبریز کشور با محوریت سازمان جنگلها، مراتع و آبخیزداری کشور انجام میشود،در قالب تشکیل کمیتههای مشترک هماهنگی به عنوان بخشی از اجزای مدیریت بههم پیوسته منابع آب و خاک در فرایندهای کاری خود پیگیری مینماید.
در خصوص ازدسترفتن مواد مغذی موجود در سیلابها به دلیل احداث سد، لازم به توضیح است بر اساس دستورالعملهاي نگهداري و بهرهبرداري از سدها، تخليه رسوبات از تخليهكنندههاي عمقي و مجاري كه در ارتفاع مناسب از بستر رودخانه قرار گرفته صورت ميپذيرد و ملاحظه ميشود كه مواد غذايي جهت استفاده در كشاورزي به جاي كود شيميايي در آن وجود دارد تا به جلگههاي مورد نظر برسد.
خاطر نشان مي سازد در پاسخ به اینکه اظهار ميدارند عدم مهار جريان سيلابي و ورود آنها به خليج فارس يك نعمت به شمار مي رود، بايد اذعان نمود در حال حاضر با وجود سدهاي موجود و مهار سيلابها در مخازن اين سدها، حداقل 17 استان كشور با مشكل بي آبي و كمبود آب مواجه بوده و اگر براي تامين آب مورد نياز آنها تصميم به شيرين سازي آبهاي خليج فارس و درياي عمان گردد، بهاي تمام شده براي هر مترمكعب بسیار بالا خواهد بود. شايان ذكر است 5 استان كشور با تنش آبي فزايندهاي روبرو هستند. لذا مشخص نيست كه اينگونه كارشناسان كه ورود آب شيرين رودخانهها به خليج فارس و ... را نعمت تلقي كرده، چه پاسخي در قبال اين سوال دارند كه منطق آنها در اين خصوص كه آب شيرين جاري در رودخانه ها را مهار نكنند واجازه بدهند كه وارد خليج فارس شده و به آب شور تبديل شود و سپس با هزينه بسيار گزاف آب شور به آب شيرين تبديل وبا انتقال به ترازهاي 1000 تا2000 متري پمپاژ شود، چه میباشد؟
پس از انجام بررسیهای فنی و اقتصادی مطالعات سدها در وزارت نیرو و اخذ مجوزهایی چون مجوز سازمان حفاظت محیط زیست کشور،احداث سدهای جدید در شورای عالی آب مطرح و پس از تصویب نهایی، اجرایی میشوند. اطلاق واژه نابخردی به مدیریت بخش آب کشور، ترغیب مردم برای ممانعت از ساخت سدها و بدتر از آن تشویش اذهان عمومی با ارائه اطلاعات غیر فنی و ایجاد روحیه ناامیدی و یأس از خدمات دولت، توسطهیچ شخصی به خصوص مدیران مسئول در نظام، جایز نیست. اينكه عنوان ميشود "براي كلاه سدسازي نمد تازه نبافيد" در واقع زير سوال بردن صنعت سدسازی ميباشد. افرادي كه خود را حاميان محيط زيست ميخوانند و برخلاف صنعت سدسازي در تلويزيون و رسانهها مصاحبه و مطالب غير كارشناسي ارائه ميدهند بايد بدانند كه به گفته معاون وزير نيرو" منتقدان سدسازي در ايران وضعيت طبيعي و جغرافيايي خاص ايران را در نظر نميگيرند، چرا كه بدون وجود سد، تامين آب بيشتر شهرهاي ايران ممكن نيست"، زيرا 47 درصد بارش هاي كشور در فصل زمستان است، اما پيك مصرف ما در تابستان قرار دارد.
این گروه از دوستداران محيط زيست مطلع نيستند كه هر روز بخش قابل توجهي از
روان آبهاي كشور از دسترس خارج شده و به كشورهاي همسايه يا به دريا ميريزند و
بخش ديگر از اين روانآبها در مواقع سيلابي شهرها را در خود غرق ميسازند و به
تاسيسات شهري آسيب ميرسانند و جان مردم بيگناه را ميگيرند كه
نمونههاي آن را چند ماه گذشته شاهد بودهايم. با وجودی كه ظرفيت سدسازي كشور جاي
بسياري براي كاركردن دارد، آنها به دنبال تخريب سدها و توقف اين صنعت نوپاي كشورند
كه به فرموده رهبر معظم انقلاب اسلامي، "ايران يكي از كشورهاي پيشرو در امر سدسازي و يكي از افتخارات ما در عرصه جهاني
محسوب ميشود".
در پایان از آنجاکه اشاراتی ناصحیح به عملکرد سد دز در سیلاب فروردینماه جاری شده بود، خلاصه مطالب زیر به منظور روشنشدن نقش سد دز بیان میگردد:
· فرسایش و رسوب در حوضههای آبریز کشور ناشی از عوامل طبیعی و فعالیتهای انسانی بوده که ارتباطی با وجود یا عدم وجود سد ندارد و این موضوع پدیدهای در گستره حوضه آبریز میباشد. در شرایط کنونی، درصد از دستدهی سالانه ظرفیت مخزن سد دز به علت رسوب، کمتر از 5/0 درصد میباشد که در مقایسه با متوسط مخازن سایر کشورهای دنیا که حدود یک درصد است، از میزان کمتری برخوردار میباشد. همچنین حجم مخزن سد دز در شرایط کنونی و در تراز نرمال حدود 2700 م.م.م میباشد که یکی از بزرگترین سدهای کشور به لحاظ ظرفیت مفید مخزن به شمار میآید بطوریکه این سد با بیش از 50 سال سابقه بهرهبرداری (که برای بسیاری از سدها به عنوان اتمام عمر مفید سد لحاظ میگردد)، همچنان یکی از مهمترین سدهای کشور در تأمین آب شرب، کشاورزی، زیستمحیطی، کنترل سیلاب و تولید انرژی میباشد. همچنین نیروگاه دز به ظرفیت 520 مگاوات در شبکه انتقال انرژی برق کشور نقش بسیار مهمی در شرایط پیک و ارائه خدمات جانبی به شبکه برق کشور از جمله کنترل فرکانس دارد.
· سیلاب فروردین ماه سال جاری با دبی پیک ساعتی حدود 8000 مترمکعب بر ثانیه و دبی پیک لحظهای 10400 مترمکعب بر ثانیه آب وارد مخزن سد دز شده است که در مقایسه با سیلابهای بهاره در حوضه سد دز بیسابقه بوده است. کل ظرفیت خروجی سد شامل سرریز، نیروگاه و دریچههای کشاورزی حداکثر به میزان 6500 متر مکعب بر ثانیه میباشد. این موضوع نشان میدهد که سیلاب مذکور بسیار حجیم بوده و مقایسه آن با اصطلاح "هرزآب" منطقی نیست. برای مقایسه ذهنی، در سه روز پیک سیلابی حدود 750 م.م.م آب وارد مخزن سد دز شده است که این میزان 4 برابر کل حجم مخزن سد کرج میباشد.
· نکته بسیار مهم در مهار سیلاب فوقالذکر در سد دز، روند ورودی و خروجیهای این سد به خصوص در ساعات نخستین سیلاب و در زمان پیک جریانات ورودی میباشد. به این صورت که جریان ورودی با پیک لحظهای معادل 10400 و پیک ساعتی حدود 8000 مترمکعب بر ثانیه در ظرفیت خالی پیشبینیشده مخزن مستهلک شده و با تأخیر زمانی چند ساعته جهت آمادگی نسبی پاییندست و به صورت تدریجی با حداکثر جریان ساعتی حدود 4500 مترمکعب برثانیه از سد تخلیه شده است. این بدان معناست که این سد توانسته جریان سیلابی رودخانه را در حدود 50 درصد کاهش داده و زمانبندی و روند جریان رودخانه را در پایین دست سد تا حد توان مدیریت نماید.
·
علاوه بر سد دز که کمک بزرگی به مهار سیلاب و پخش آن در مخزن کرد، نقش دیگر
سدهای استان خوزستان در کنترل سیلابها نیز اهمیت ویژهای داشته است. به عنوان
نمونه سدهای حوضه کارون توانستد جریان با پیک ساعتی 1700 مترمکعب برثانیه را کنترل
کرده و با حذف خروجی از این شاخه، جریان کلی را در کارون بزرگ مدیریت و کاهش دهند
و از هم افزایی جریان در پایین دست و خرابیهای شدید و شرایط بسیار خطرناکی که به
ویژه در مقطع شهر اهواز داشت جلوگیری نمایند. در سد کرخه نیز جریانی با دبی ساعتی
3600 مترمکعب برثانیه مهار و مقادیر ورودی به نحو مناسب در مخزن ذخیره گردید.
روابط عمومی شرکت مدیریت منابع آب ایران