
... آن چيزي كه مكرر به ما منتقل ميشود، اين است كه نخبگان و برجستگان مايلند يك ميدان وسيعي باشد كه بتوانند به اقتضاي نخبگي و استعداد برتر، در آن بتازند؛ اين را بايد فراهم كرد. البته اين، راههاي گوناگوني دارد. تشخيص راهها، ارائه راهها و پيشنهادها كار ما نيست؛ كارِ كارشناسهاي ذيربط است. البته امروز جوانها نظراتي هم دادند. اين را بايد تأمين كرد تا نخبه بتواند احساس كند كه ميدان كار و پيشرفت براي او وجود دارد. نكته ديگر اين است كه ما مسئله رعايت نخبگان و نگاه به نخبگان را به يك حالت شبكهاي در بياوريم. ما نخبه را شناسايي ميكنيم، انتخاب ميكنيم، كمك ميكنيم و ثبات در حركت نخبگي به او ميدهيم؛ اين كافي نيست. بايد يك حركت شبكهاى سازنده و يك چرخه به وجود بيايد، كه از پرورش و ساخت نخبه آغاز ميشود؛ يعني مربيگري. ريشه و پايه هم در آموزش و پرورش است؛ همچنان كه يكي از جوانها گفت. ما بايد استعدادهاي نخبه را شناسايي كنيم و تربيت كنيم، بعد در ميان اينها گزينش و انتخاب لازم است؛ بعضي نخبهترند، بعضي استعدادهاي برترند؛ انتخاب بهترينها. بعد از آن، نگهداري و ارتقا است؛ نه فقط نگهداري، بلكه نگهداري همراه با ارتقا و پيشرفت. كمك كنيد اين نخبه اگر امروز در رتبه دهم است، در آينده نه چندان دوري به رتبه اول برسد؛ ارتقا پيدا كند. بعد اين نخبه، خود وارد چرخه نخبهسازي شود - يعني حالت شبكهاي پيدا كند- خود اين نخبه، نخبهساز و نخبهپرور شود. در اين صورت، حالت درونزايي به وجود خواهد آمد و حركت مضاعف خواهد شد.
12 مهر 1391