کد خبر: 779072
تاریخ انتشار: ۲۸ فروردين ۱۳۹۵ - ۱۰:۲۹
فريدون حسن
بارش‌‌هاي رحمت الهي در چند روز اخير و پيش‌بيني اين بارش‌ها در روز جمعه شايد اين شائبه را ايجاد كرده بود كه دربي 82 با استقبال كمتري مواجه شود اما آغاز روز جمعه 27 فروردين ماه 95 ثابت كرد كه تفاوتي نمي‌كند شرايط جوي چگونه باشد، هواداران سرخابي مي‌آيند تا بازي را از نزديك تماشا كنند.

اولين اشعه‌‌ آفتاب كه بر در و ديوار ورزشگاه آزادي تابيد، شاهد بود كه اولين تماشاگران از در ورودي وارد شدند و خيلي طول نكشيد كه سايت‌ها و خبرگزاري‌ها و شبكه‌‌هاي تلويزيوني اعلام كردند كه هواداران به ورزشگاه مراجعه نكنند، چون نه بليت فروشي صورت مي‌گيرد و نه جاي خالي وجود دارد.


اين داستان دربي بزرگ فوتبال ايران است، يك بازي سنتي كه هر چقدر هم بي‌كيفيت باشد و هر چقدر نتيجه‌‌‌اش مساوي‌‌هاي تكراري و ملال‌آور اما باز هم تماشاگر مشتاق دو تيم را به ورزشگاه آزادي مي‌كشاند،‌سال‌هاست كه از شب قبل مي‌آيند و پشت در ورزشگاه شب‌‌هاي گرم تابستان يا سرد زمستان را به صبح مي‌رسانند تا دربي را از نزديك مشاهده كنند.


مي‌شود دربي را تنها يك مسابقه فوتبال نديد، مي‌توان اين بازي سراسر هيجان و شور را به مثابه يك محرك اجتماعي مثبت براي هدفمند كردن اوقات فراغت جوانان در نظر گرفت. اصلاً آنها كه به زعم خودشان دغدغه‌‌هاي فرهنگي و اجتماعي نسل جوان و نوجوان ايران را در ذهن دارند آيا تاكنون از خود پرسيده‌اند كه اين انبوه تماشاگر براي يك بازي نهايتاً دو ساعته از كجا مي‌آيد و به كجا مي‌رود؟


البته پاسخ براي آنها كه ورزشگاهي هستند روشن است. اين انبوه جوان و نوجوان از مناطق پايين‌ شهر و از شهرستان‌‌‌هاي جامانده از امكانات پايتخت مي‌آيد. ‌درست از همان جاهايي كه امروز مسائل اجتماعي‌شان تبديل به دغدغه دولتمردان و سياستمداران شده، هر چند كه اين هم در حد شعار است براي به قدرت رسيدن و كنار زدن جناح مقابل!


اما به هر حال دربي فرصت خوبي است، فرصتي كه مي‌توان قبل از آن به نوعي مديريت كرد تا جوان و نوجوان پايين شهري حداقل براي چند ساعت از يك روز تفاوتي بين خود و طبقه مرفه بي‌درد جامعه احساس نكند. طبقه‌اي كه نياز ندارد براي فراموش كردن درد زندگي و خرجي خانواده زحمت پياده آمدن به ورزشگاه را در گرماي تابستان و سرماي زمستان به خود بدهد، همان طبقه‌اي كه سرگرمي‌هايي به مراتب گزاف‌تر و پرهزينه‌تر از حضور در استاديوم براي خود دست پا كرده است.


دربي را مي‌توان اجتماعي ديد، مي‌توان به كمك آن بخشي از معضلات اجتماعي قشر محروم را حل كرد، قشري كه اين روزها حتي اگر بخواهند به سينما بروند بايد خود را به مناطق بالاي شهر و پرديس‌‌هاي آنچناني آن برسانند، چون ديگر سينمايي براي جنوب شهر باقي نمانده، يك فوتبال مانده و خيل عظيم جوانان و نوجوانان مشتاق جنوب شهري، پس چرا نتوان از آن استفاده كرد.
مي‌توان دربي را مديريت كرد، مي‌توان قبل و بعدش برنامه داشت، مي‌توان جوان و نوجوان حاضر در ورزشگاه را به سمت و سويي درست سوق داد و اين كار فقط بر عهده فدراسيون فوتبال و سازمان ليگ نيست، اين كار يك همت عالي مي‌طلبد،‌همتي كه بايد از سوي دستگاه‌‌هاي ذي‌ربط صورت گيرد؛ همتي نه در حد شعار و ايراد سخنراني. روي دربي و مسائل پيرامون آن مي‌توان كار كرد، مي توان هدف داشت تا اين خيل عظيم هوادار تنها و تنها براي تماشاي 90 دقيقه فوتبال به ورزشگاه نيايد و خداي ناكرده 90 دقيقه تنها و تنها بد و بيراه نگويد و نشنود، دربي را مي‌توان اجتماعي ديد، فوتبالي اجتماعي كه مي‌تواند گره‌‌هاي زيادي از برو بچه‌‌هاي محروم پايين شهر و طبقات محروم جامعه باز كند.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار