به گزارش خبرنگار ما، ساعت 14 و 30 دقيقه روز چهارشنبه 25 فروردين ماه بود كه كاسبان پاساژ شريف در بازار آلياسين حوالي خيابان خيام متوجه فريادهاي كمك خواهي مرد ميانسالي شدند كه مدام ميگفت آي سوختم. مرد جوان كه كسي جز مدير پاساژ نبود با فريادهاي دلخراش براي دستگيري مردي كه روي او اسيدپاشيده و گريخته بود درخواست كمك كرد. همزمان با فريادهاي كمكخواهي او بود كه رهگذران به كمك وي شتافتند و مرد اسيدپاش را دستگير و پليس را از ماجرا با خبر كردند.
لحظاتي بعد تيمي از مأموران كلانتري 113 بازار در محل حاضر شدند. نخستين بررسيها نشان داد عامل اسيدپاشي مرد 40 سالهاي به نام ستار، كارگر باربري پاساژ است كه چند سال قبل از يكي از شهرستانهاي غربي كشور به تهران آمده بود و تا مدتي قبل در اين پاساژ كار ميكرد. بررسيها حكايت از اين داشت كه متهم پس از شكستن شيشههاي مغازه مرد 43 ساله با وي درگير شده و بعد هم مايع اسيدي به روي او پاشيده است كه در جريان آن وي به شدت مصدوم و به بيمارستان منتقل شده است.
مأموران در ادامه با بازداشت متهم براي تحقيقات بيشتر راهي بيمارستان شدند. بررسيها در بيمارستان نشان داد، مدير پاساژ در اين حادثه از ناحيه صورت و چشم چپ و بعضي قسمتهاي بدن به شدت آسيب ديده است. مرد مصدوم در بازجوييها گفت: مدتي است كه متهم در پاساژ مشغول باربري است. ما با او مشكلي نداشتيم تا اينكه متوجه شديم ستار به مواد مخدر شيشه اعتياد پيدا كرده است.
پس از اينكه معتاد شد هميشه توهم داشت و با مشتريان و كاسبها درگير ميشد تا اينكه كاسبهاي پاساژ تصميم گرفتند او را از پاساژ بيرون كنند. از آنجايي كه من مدير پاساژ بودم مدتي قبل به او گفتم كه ديگر اجازه كار در اين پاساژ را ندارد. از آن روز به بعد، متهم از من كينه به دل گرفت و مرا هميشه تهديد ميكرد و گاهي هم با من درگير ميشد تا اينكه ساعتي قبل در حالي كه داخل مغازهام نشسته بودم، ناگهان او وارد شد و تمام شيشههاي مغازهام را شكست. وقتي خواستم مانع او شوم در ظرف پلاستيكي كه در دست داشت باز كرد و مايع داخل آن را به روي من پاشيد. سوزش دردناكي تمام بدنم را گرفت كه فهميدم او مايع اسيدي به روي من پاشيده است. در حالي كه از درد به خود ميپيچيدم، فرياد آي سوختنم به آسمان بلند شده بود و با داد و فرياد از همسايهها كمك خواستم و آنها هم مرد اسيدپاش را دستگير كردند.
متهم در بازجوييها در ادعايي گفت: من پنج سال است كه شاكي را ميشناسم. دو سال اول در اين پاساژ به عنوان نگهبان مشغول به كار شدم تا اينكه سه سال قبل با شاكي اختلاف پيدا كردم. آن زمان شاكي ماده روغني به رگهايم تزريق كرد. او با تزريق اين ماده روغني مرا هميشه كنترل و حرفهاي مرا شنود ميكند. او حتي گوشي مرا به كامپيوترش وصل كرده بود و از تمامي برنامهها و تلفنهاي من اطلاع داشت. بعد از آن من هيچوقت آرامش نداشتم، چون هميشه تحت كنترل شاكي بودم و او از تمامي كارها و برنامههاي من با خبر بود. او آرامش شبها را از من گرفته بود و هر وقت به خواب ميرفتم، فحاشي و درگيريهاي او به خاطرم ميآمد و اذيتم ميكرد. وي در ادامه گفت: آنقدر من اذيت شدم كه تصميم به انتقام گرفتم. روز حادثه مقداري جوهر نمك تهيه كردم و به سراغش رفتم. شاكي داخل مغازه نشسته بود و با ديدن من شوكه شده بود كه جوهر نمك را به رويش پاشيدم.
متهم به دستور قاضي سعيد احمد بيگي بازپرس شعبه هفتم دادسراي جنايي تهران براي تحقيقات بيشتر در اختيار كارآگاهان اداره 16 پليس آگاهي قرار گرفت. همچنين بازپرس دستور داد مأموران سوابق متهم را بررسي كنند و وي را براي مشخص شدن سلامت روحي و روانياش به پزشكي قانوني منتقل كنند. شاكي نيز براي مشخص شدن درصد سوختگي به پزشكي قانوني معرفي شد.