
برگه را كه به دستم ميدهد اولش فكر ميكنم برگه تبليغاتي يك فروشگاه، آموزشگاه يا رستوران يا مركز خريد است اما وقتي به دقت مطالعه ميكنم در عين ناباوري چشمم به كلماتي روي اين برگه تبليغاتي ميافتد كه باوركردنش برايم بسيار سخت است: «ديجي خانم، «بارمن» آقا و خانم خدمه مجرب، گروه موسيقي شاد، نورپردازي و اجراي مراسم شاد. برگزاري مراسمهاي خود را به ما بسپاريد.»
دوباره برگه را زير و رو ميكنم شايد اشتباهي رخ داده باشد. شايد اشتباه در تايپ باشد اما نه واقعيت دارد. تبليغ بارمن و ديجي خانم و آگهي براي برگزاري مراسم بسيار شاد همراه با استفاده از انواع موسيقيهاي غربي با ريتمي تند مخصوص مراسم شاد. به همين راحتي.
دقت كه ميكنم متوجه ميشوم كه جوانك كم سن و سال اين برگهها را در يكي از ميادين اصلي شهر بين بسياري از رهگذران و عابران پياده توزيع ميكند.
موضوعي كه صدالبته غيرقانوني و به طور حتم خلاف شرع و عرف است اما به راحتي براي انجام دادنش تبليغ ميشود.
ذهنم را كه مرور ميكنم ياد برگههايي از اين دست ميافتم كه روي در و ديوار شهر نيز به چشم ميخورد با شماره تلفنهايي كه پررنگ و با خط درشت چاپ شده است.
دقيقاً نميدانم چه تعداد از شهروندان با اين گروهها تماس ميگيرند و اصلاً اين گروههاي صددرصد زيرزميني كه حالا به راحتي آب خوردن و در روز روشن براي انجام كارهايشان تبليغ ميكنند چقدر مشتري دارند اما خوب ميدانم كه نبايد وضعشان بد باشد، اين را ميشود از تبليغاتشان فهميد و اينكه در تبليغات از سيستم و وسايلي نام بردهاند كه حسابي گران قيمت است.
ديجي خانم با يك تلفن«ديجي» خانم، باور كردنش خيلي سخت است، «بارمن» آقا و خانم و خدمه براي پذيرايي و نظافت آن هم براي مهمانيهاي مختلط.
فرقي هم نميكند عروسي باشد يا نامزدي، جشن تولد باشد يا پارتي، فقط بهانهاي بايد باشد تا همه دورهم جمع شوند، آن وقت مجلس گرم كن اين جمع سرخوش ميشود يك ديجي خانم.
ديدن اين برگهها و شنيدن صحبتهايي در خصوص فعاليت اين گروهها باعث ميشود تا درباره فعاليت آنها تحقيقات بيشتري داشته باشم. حالا در اين گزارش تصميم گرفتهام درباره فعاليت اين گروهها به راحتي آب خوردن و به اصطلاح در روز روشن بپردازم. اينكه چگونه ممكن است يك گروه كه فعاليتش بر اساس قوانين جمهوري اسلامي ايران غيرقانوني است و عرف و شرع هم آن را تأييد نميكند به اين راحتي براي انجام اين كار خلاف قانون و خلاف شرع خود تبليغ ميكند.
هرچه ميخواهم به خودم بقبولانم كه اينطور هم كه من فكر ميكنم نيست و من دارم قضيه را بزرگش ميكنم باوركردنش برايم سخت است، كما اينكه با شكل ديگري از تبليغات اين گروهها در فضاي مجازي، شبكههاي اجتماعي و همچنين سايتهاي اينترنتي روبهرو ميشوم.
تبليغات گروههاي برگزاركننده موسيقيهاي شاد و مجالس مختلط در شبكههاي اجتماعي و فضاي مجازي بسيار پررنگتر است و شدت بيشتري به خود گرفته است.
براي بررسي نحوه فعاليت اين گروهها سعي ميكنم به عنوان كسي كه ميخواهد مراسم برگزار كند با آنها تماس بگيرم شايد بتوانم اطلاعات جديدتري براي تكميل گزارشم پيدا كنم.
ديجي خانم و ديجي آقا با همدر لابهلاي انبوه تبليغات اين گروهها بالاخره با يكي از شماره تلفنها تماس ميگيرم. دختر خانم جواني از پشت خط جوابم را ميدهد. با ناز و عشوه حرف ميزند و كلماتش را كشدار ادا ميكند. معلوم ميشود روي روانشناسي جذب مشتري خيلي كار كردهاند. هر طور هست سعي ميكند متقاعدم كند تا براي مراسم از گروه آنها دعوت كنم.
دخترك به حرف زدن با شيوه طنازياش ادامه ميدهد: گروه ما يك گروه فوقالعاده حرفهاي است. هرجا برنامه اجرا كردهايم همه راضي بودهاند. يك گروه شش نفره هستيم دوتا ديجي خانم و يك ديجي آقا. به همراه دو نفر بارمن و يك نوازنده چيرهدست كه هر آهنگي را بخواهيد زنده برايتان اجرا ميكنند.
او ميگويد: فرقي هم نميكند تهران باشيد يا كرج يا اصلاً شهرهاي نزديك تهران بعضي از گروهها براي مسافت پول اضافي ميگيرند اما گروه ما به خاطر رضايت مشتريانش بابت مسافت مبلغي را دريافت نميكند.
وقتي از او درباره قيمت اجراي برنامه سؤال ميكنم با حالتي خونسرد ميگويد: ما خدمات خوب ميدهيم قيمت خوب هم ميگيريم. براي مراسم شما با توجه به توضيحاتي كه دادهايد حدود 7 ميليون تومان.
ميخواهم با تعجب بپرسم 7 ميليون تومان؟ كه بلافاصله ميگويد: بعضي از گروهها براي هر ساعت اضافه بين 100 تا 300 هزار تومان ميگيرند اما گروه ما اين مبلغ اضافه را هم حذف كرده است و چون ما ميخواهيم شما مشتري دائم ما باشيد و براي بقيه مراسمها و مجالس هم خدمت شما باشيم براي همين اين آفرها را هم در نظر ميگيريم.
او ادامه ميدهد: البته گروههايي هم هستند كه با قيمت يك ميليون تومان يا حداكثر 3 ميليون تومان هم براي شما كار را انجام ميدهند اما بايد قبول كنيد كه تفاوت كار ما با آنها زمين تا آسمان است.
دوباره به حرفهاي دخترك فكر ميكنم به گروهي كه دارد و به برنامه هايي كه اجرا ميكنند، به قيمت اجراي برنامه و به 7 ميليون تومان؟ دخترك هنوز ميخواهد ادامه بدهد اما بهانهاي ميآورم و با او خداحافظي ميكنم.
امنيت مراسم شما را تضمين ميكنيمبا يكي ديگر از اين شماره تلفنها تماس ميگيرم. اين بار هم يك خانم است كه از پشت خط جواب تلفنم را ميدهد و شروع ميكند به تعريف و تمجيد از گروهشان و نحوه اجراي مراسم.
او اسم اين كار را يك كار هنري گذاشته و ديجيها را هم هنرمند مينامد تا به كارش حسابي كلاس بدهد.
وقتي صحبت از تجهيزات ميشود، ميگويد: ما مراسم را براي شما با دستگاههاي حرفهاي انجام ميدهيم. چهار قطعه نور شامل فلش، ليزر افكت، سيستم صداي ديناكور و... هم داريم كه در مراسم استفاده ميشود.
او در لابهلاي صحبتهاي خود به موضوع جالبي اشاره ميكند و صحبتهايي از تضمين امنيت محل برگزاري ميشود. كنجكاو ميشوم بدانم منظورش از تضمين امنيت مراسم چيست؟ كه خودش ادامه ميدهد: بالاخره شما هم ميدانيد كه كار ما بيدردسر نيست. مراسم كه برگزار شود امكان دارد گزارشي به پليس داده شود و مأموران پليس اجازه برگزاري مراسم را ندهند. براي همين ما نيروهاي حرفهاي داريم كه با استفاده از اين نيروها مراقبت از سر كوچه تا ديوار در باغ را انجام ميدهيم تا اگر خداي ناكرده اتفاقي رخ داد خيلي زود بتوانيم موضوع را جمع و جورش كنيم.
از صحبتهاي اين دختر خانم نيز ميتوان فهميد كه حسابي در كارشان حرفهاي هستند. مخصوصاً اينكه امنيت مراسم را هم تأمين ميكنند.
15 ميليون تومان دستمزد گروه ديجيبراي تكميل گزارشم با يكي ديگر از اين گروهها تماس ميگيرم. اين بار البته يك آقاي جوان پاسخ تلفنم را ميدهد.
او در توضيح كارهايش ميگويد: كار ما حرفهاي است شك نكنيد و مطمئن باشيد كه راضي ميشويد.
بعد ادامه ميدهد: ما يك منوي معمولي داريم و يك منوي ويژه. من توصيهام به شما اين است كه در مراسمتان از منوي ويژه و مخصوص ما استفاده كنيد.
او ادامه ميدهد: منوي معمولي ما فقط دوتا ديجي و دوتا بارمن دارد. سيستمهاي ما البته حرفهاي است اما در اين منو حداكثر سه ساعت برنامه اجرا ميكنيم. براي شما در ميآيد يك چيزي حدود 9 ميليون تومان.
او ميافزايد: اما پيشنهاد من اين است كه از منوي ويژه استفاده كنيد. در اين منو چهارتا ديجي خانم با هم به همراه دو ديجي آقا با وسايل حسابي پيشرفته و استفاده از بارمنهاي حرفهاي كه حسابي در كارشان وارد هستند داريم.
اين مرد جوان در ادامه ميگويد: براي بارمن هم اصلاً نگران نباشيد فرقي نميكند نوشيدني شما چه باشد بارمنهاي ما حسابي حرفهاي هستند از آب معدني گرفته تا... آنها كارشان را بلدند. شما اصلاً نگران نباشيد كار را به ما بسپاريد. ما متفاوت هستيم. هميشه در هر مجلس كارهاي نو را رو ميكنيم كارهايي كه تا حالا كسي انجام نداده است.
وقتي حسابي در باره كارهايشان توضيح ميدهد و گروهشان را معرفي ميكند تازه نوبت به قيمت ميرسد. اينجاست كه باز دوباره تبليغات كذايياش درباره كار گروهشان شروع ميشود. تبليغاتش كه تمام ميشود خيلي خونسرد ميگويد: اين منو با اين ويژگيهايي كه گفتم براي شما در ميآيد 15 ميليون تومان.
با شنيدن اين رقم تعجبم دوچندان ميشود. 15 ميليون تومان ناقابل فقط براي يك شب آن هم فقط براي يك بخش از يك مراسم. با خودم فكر ميكنم واقعاً افرادي پيدا ميشوند كه براي يك شب آن هم فقط براي يك بخش از مراسم عروسي خود 15 ميليون تومان پول خرج كنند. اين تعجبم زماني بيشتر ميشود كه وقتي با اين مرد جوان درباره تاريخ برگزاري مراسم صحبت ميكنم آه بلندي ميكشد و ميگويد: اي واي چقدر بد دقيقاً همان روز مجلس داريم. قبلاً رزرو شده است.
اينجاست كه باور ميكنم واقعاً آدمهايي هستند كه فقط براي چند ساعت خوشگذراني خود و ديگران و آن هم تنها براي بخشي از هزينههاي مراسم عروسي خود 15 ميليون تومان خرج ميكنند.
همين صحبت كافي است تا بهانهاي بياورم و از او خداحافظي كنم، براي همين بعد از كمي مقدمهچيني ميگويم: حيف شد من خيلي دوست داشتم منوي ويژه شما را انتخاب كنم. حالا نميشود كاري كرد؟ كه خيلي جدي پاسخ ميدهد: نه. گفتم كه قبلاً رزرو شده است. پيش پرداخت هم دادهاند. شما اگر ميتوانيد مراسمتان را به تعويق بيندازيد؟ پاسخش را ميدهم و ميگويم: نميشود ما باغ رزرو كردهايم. خلاصه بهانهاي ميآورم و با او خداحافظي ميكنم.
از وام 3 ميليوني ازدواج تا قيمت 15 ميليوني ديجيدوست دارم به چند شماره تلفن ديگر هم زنگ بزنم شايد اطلاعات بيشتري به دست بياورم اما فكر ميكنم ديگر طاقت شنيدن اين حرفها را ندارم.
15 ميليون تومان آن هم فقط براي چند ساعت. ديجي خانم، بارمن، مراسم مختلط... اصلاً باور كردني نيست اما متأسفانه واقعيت دارد.
بله واقعيت دارد، درست زيرپوست همين شهر و در كنار گوش من و شما. واقعيت دارد بله واقعيت دارد. بايد هم واقعيت داشته باشد وقتي شاهد خواب خرگوشي متوليان فرهنگ هستيم.
ديجيها كه حالا هر روز بر تعداد شان افزوده ميشود روز به روز تبليغاتشان را پررنگتر و بیپردهتر اعلام ميكنند بيهيچ ترس و واهمهاي و بيهيچ شرم و حيايي. آنها در معرفي خدمات خود از نوشيدنيهاي غيرمجاز هم حرف ميزنند و چيزهايي شبيه اين! باورتان ميشود؟
ديجيها حالا كمكم دارند تبديل ميشوند به گروههايي كه بعضي از مردم در سايه خواب خرگوشي متوليان فرهنگ حضور آنها را در مراسم عروسي و مجالس و مهمانيها لازم و ضروري ميدانند.
گروههايي غيرمجاز و زيرزميني كه قيمتهاي كذايي هم براي كارهاي خود دريافت ميكنند. 15ميليون تومان خيلي ناقابل. راستي آخرين خبرها از وام ازدواج را خواندهايد؟ كسي يادش هست وام ازدواج چقدر است؟... آيا كسي به فكر ازدواج ميليونها جوان است كه كارشان گير همان وام ازدواج اندك است... به راستي معادله وام 3 ميليوني ازدواج و ديجي15ميليوني را چه كسي حل خواهد كرد؟!