
بررسي دقيق مباحث هوش هيجاني نشان ميدهد چقدر تخصصي ميشود در مورد مديريت قدرت هيجان و احساسات در زمينههاي مهم زندگي فردي و اجتماعي استفاده كرد، مثلاً وقتي در مبحث خودآگاهي كار ميشود به اين نتيجه ميرسيم كه قبل از انجام هر كاري ابتدا بايد احساسات خود را بشناسيم. بهبود خودآگاهي اولين قدم براي شناسايي مشكلات پيرامون هر فرد است و سپس به او در انجام بهينه هر كاري در زندگي كمك ميكند. در ادامه فهرستي از مواردي كه باعث بهبود مهارت خودآگاهي ميشود را برميشمرم.
يادداشتهاي روزانه را فراموش نكنيديادداشت كردن احساسات در شناخت هوش هيجاني همواره توصيه ميشود. در پايان هر روز، هر آنچه برايتان اتفاق افتاده، احساس كرده و واكنش خود در برابر آنها را يادداشت كنيد. به طور مكرر اين يادداشتها را بررسي كرده و نكات مهم و برجسته آنها را جداگانه مشخص كنيد.
وقتي شما دست به يادداشت كردن ميزنيد در حقيقت احساساتي را كه ممكن است در گذر زمان از ذهنتان پاك شود مستند ميكنيد و بعداً در فراغ بال ميتوانيد به راحتي در مورد مديريت و كنترل آنها فكر كنيد.
نظرات ديگران را بپرسيدبپذيريم كه ما در جمع بزرگي به اسم كشور و شهر زندگي ميكنيم پس نظرات همكار، همشهري، هممحلهاي و... برايمان مهم است. پرسيدن نظرات ديگران براي مهارت خودآگاهي قطعاً مفيد است و به همين دليل است كه همه روانشناسان در اين موضوع توصيه ميكنند كه سعي كنيد از افرادي كه شناخت بهتري از نقاط قوت و ضعف شما دارند پرسش كنيد. هر نظر و حرفي كه گفتند را يادداشت كرده و نظرات افراد مختلف را باهم مقايسه، در آخر نيز نظرات مهم را مشخص كنيد. چيزي كه مهم است اينكه اصلاً با نظرات ديگران بحث و جدال نكنيد، حتي ممكن است نظرات ديگران درست نباشد، شما فقط تلاش ميكنيد كه ادراك ديگران از خودتان را سنجيده و بررسي كنيد.
تمرين تمركز كنيددر مرحله بعد توصيه من انجام فعاليتها و ورزشهايي است كه تمركز شما را نسبت به انجام امور خودتان افزايش ميدهد. فعاليتهايي كه به شما اين فرصت را ميدهد كه نسبت به خودتان، احساستان و كنترلش شناخت پيدا كنيد. يكي از اين روشها حركات تمركزي است. زماني كه ما داراي قابليت كنترل و آرام كردن احساسات نيستيم، ميتوانيم از قابليت كنترل احساسات يا عادت كردن به آنها استفاده كنيم. دفعه بعد كه يك واكنش احساسي را نسبت به كسي داشتيد، سعي كنيد قبل از واكنش مكث كنيد. همچنين ميتوانيد به همين منظور از حركات تمركزي براي كاهش واكنش سريع مغز به احساسات استفاده كنيد.
خلوت با خود و پيادهرويحالا نوبت به انجام و اجراي مهارتهايي ميرسد كه بتواند احساسات شما را در زمان هيجانات كنترل كند. اگر تا به حال تمرينات خود آگاهي را انجام ندادهايد، بهتر است همين الان دست بهكار آمادهسازي خودتان شويد. بعد از تمركز توصيه من ورزشهايي مثل پيادهروي است. ميتوانيد به پيادهرويهاي طولاني رفته و در طول راه عواملي را كه باعث مزاحمت و ناراحتي شما ميشود با خود بررسي كنيد.
از خودآگاهي تا خودگردانيبعد از مرحله خودآگاهي ورسيدن به نقطه شناخت در مورد خودتان و احساساتتان در موقعيتهاي مختلف وارد مرحله خودگرداني ميشويد. شما زماني كه شناخت دقيقي از احساسات خود به دست آورديد، ميتوانيد به كنترل آنها اقدام كنيد. مهارت خودگرداني مناسب، عبارت است از كنترل عوامل احساسات خود، عوامل بيروني و واكنشها و انجام بهترين رفتار ممكن. يكي از راههاي كليدي و مهم براي مديريت احساسات خود، تغيير روش حس كردن است. حتماً شما هم مثالهاي تجربهها و توصيههاي اطرافيان را براي موقعيتهاي مختلف شنيدهايد مثلاً زماني كه عصباني هستيد توصيه ميكنند نفس عميق بكشيد تا 10 بشماريد يا يك ليوان آب سرد بنوشيد. در مرحله خودگرداني اين شما هستيد كه شناختي را كه قبلاً از خودتان داشتهايد با شناختي كه از خودآگاهي نصيبتان شده، تلفيق ميكنيد و در نهايت براي كنترل احساستان در موقعيتهاي مختلف براي خودتان نسخه ميپيچيد.
به هر حال در اين مرحله شما به نقطهاي ميرسيد كه ميفهميد وارد كردن يك تكان به بدن خود يا ايجاد تغيير در نحوه حس كردن و واكنش ميتواند بسيار سازنده باشد. اگر احساس كرختي و بيحالي داريد، ورزش كنيد. اگر در شرايط احساسي شديدي قرار گرفتهايد سيلي يا ضربه محكمي به خود بزنيد.
در كل ميتوان گفت هر ضربه ناگهاني يا شوك خفيف به سيستم بدني ميتواند در شكستن روال هميشگي احساس كردن كمك كند. در اين مرحله شما بايد به دو درس مهم برسيد؛ اول اينكه احساستان را مديريت كنيد، يعني ياد بگيريد در هر مرحله چه ميزان از خشم، دوستي، عشق و ساير حواس را بروز بدهد و چه ميزان در درون خودتان نگه داريد. اشكالي ندارد اگر بخواهيد مقداري از احساسات خود را نگه داريد يا اينكه از بروز دادن آنها در زمان معين خودداري كنيد. به هر حال اگر قصد انجام چنين كاري را داريد پيشنهاد ميشود انرژي اين احساسات را در زمينههاي مفيد ديگر به كار ببريد.
درس دوم اين است كه به اين نقطه از ايمان برسيد كه شما قدرت كنترل كردن كامل احساس و انرژي كه از سوي ديگران به شما ميرسد را نداريد. شما همواره نميتوانيد احساسي را كه افراد يا اشياي خاص به شما منتقل ميكنند را كنترل كنيد اما در عوض اين قابليت را داريد كه بتوانيد از واكنشها و بروز احساسات خود مراقبت و كنترل كنيد. اگر داراي مشكلاتي در كنترل احساسات هستيد، تنها در زمانهايي كه از نظر روحي و رواني در آرامش هستيد دنبال راهكارهايي براي اين منظور باشيد، همه احساسات هم قابل از بين رفتن نيستند.
هوشي براي حل مسائل و مشكلاتهدف اصلي هوش هيجاني و شناخت آن در ما اين است كه ياد بگيريم هيجان اين هوش نبايد به پرانرژي بودن محدود شود بلكه قرار است ما ياد بگيريم از مهارتهاي خود براي حل مشكلات استفاده كنيم و تقويت و بروز هيجاني در حل مشكلات معجزه ميكند. علم ثابت كرده يك بخش مجزا در مغز همه ما هست كه زمان روبهرو شدن و پيدا كردن راهحل و هدف فعال ميشود. فرقي نميكند كه هدف شما پيدا كردن شغل مناسب يا بهبود شغل، تشكيل خانواده يا هنر باشد، هر كسي در زندگي خود داراي اهدافي است. زماني كه انگيزهتان فعال شد، با تمامي واقعيتهاي زندگي آميخته ميشود. اينجاست كه ذهن شما ميگويد براي چه ميخواهيد شاغل شويد؟ قصدتان از اشتغال، تشكيل زندگي است؟ تجربه ثابت كرده در اين مواقع افراد باانگيزه با افراد داراي هدف مشابه ملاقات ميكنند و افراد با انگيزه دورههاي آموزشي مختلفي را به همين منظور ميگذرانند، فرم استخدام پر ميكنند يا به دنبال راههاي ديگري براي ارتقاي شغلي هستند. به هر حال در مورد هدف «پيدا كردن شغل» هر كسي براساس بهكارگيري صحيح هوش هيجانياش دست به كار ميشود. «دنيل گلمن» در مورد توضيح اين بخش از عملكرد ذهن ميگويد: «براي استفاده از اين انگيزه ابتدا بايد ارزشهاي خود را شناسايي كنيد. بسياري از ما به اندازهاي مشغول هستيم كه زماني مجزا براي شناسايي ارزشهاي خود صرف نميكنيم يا حتي در بدترين حالت ممكن، به قدري زمان طولاني از وقتمان تلف ميشود كه ديگر انگيزه كافي براي انجام كارها را از دست ميدهيم. متأسفانه نميتوان به طور حتمي اهداف هر كسي را مشخص كرد اما افراد ميتوانند از استراتژيهاي مشخص براي اين منظور استفاده كنند. به خاطرات خود مراجعه كنيد، زمانهايي كه احساس خوشي و رضايت داشتيد. ليستي از مواردي را كه به آنها ارزش ميدهيد تهيه كنيد. به ياد داشته باشيد افرادي كه به اهداف مشابه شما دست يافتهاند، در بلندمدت و با مرور زمان توانستهاند اين موفقيت را كسب كنند.»
* روانشناس اجتماعي