ديد و بازديدهاي عيد رفتهرفته شور و حال گذشته را از دست میدهد. با اينكه اقوام به خانه همديگر ميرفتند و در همان ابتدا ادعا ميكردند كه خيلي از ديدن هم خوشحالند اما چند دقيقهاي بيشتر طول نميكشيد كه سرها به درون تلفنهاي همراهشان ميرفت و هر از چندي يكي براي خودش ميخنديد و حرفي با خود ميزد و متني را تايپ و ارسال ميكرد.
با كمال تاسف بايد گفت بخشی از جامعه چنان اسير فضاهاي مجازي و گروههاي مختلف شدهاند كه خودشان هم نميدانند در اين دنياي سرد و بياحساس به دنبال چه ميگردند.
با اينكه بيشتر كاربران سعي ميكنند چنين وانمود كنند كه از مطالب موجود در گروهها استفاده ميكنند و همين امر موجب بالا رفتن اطلاعات عمومي آنها شده است، اما تحقيقات چيز ديگري را نشان میدهد.
همين چند ماه پيش بود كه دبير شوراي عالي فضاي مجازي كشور اعلام كرده بود «۲۲ ميليون نفر در كشور عضو تلگرام هستند كه از اين تعداد ۱۵ ميليون نفر فعال هستند.»
هرچند كارشناسان معتقدند فضاي مجازي در كشور ميتواند فرصتی براي توسعه فضاي آموزشي باشد ولي در كمال تأسف بايد اذعان كرد بسیاری از اين فضا براي بازي استفاده ميكنند.
در همين راستا و براي آگاهي از عمق فاجعه ميتوان به ميزان مطالعه ايرانيان و به خصوص نوجوانان و جوانان كه بيشترين كاربران فضاهاي مجازي را تشكيل ميدهند، رجوع كرد. يكي از ويژگيهاي اين جامعه كه واجد نتايج منفي در عرصههاي فردي و جمعي است، ميزان بسيار پايين مطالعه آن است. به واقع جامعه با كتاب قهر است. مردمي كه تا همين اواخر ترجيح ميدادند به جاي خواندن، بشنوند و حالا مدعي شدهاند كه سرشان براي خواندن مطالب در فضاهاي مجازي گرم است.
سال 1387 بود كه رئيس سازمان كتابخانه ملي ايران، گفته بود «هر شهروند ايراني در شبانهروز تنها دو دقيقه از وقت خود را به خواندن كتاب اختصاص ميدهد كه اين ميزان در مقايسه با ژاپن يا انگليس كه سرانه مطالعه حدود 90 دقيقه در روز است يا در مقايسه با كشورهاي در حال توسعهاي همانند تركيه يا مالزي كه اين عدد نزديك به 55 دقيقه در روز است، يك فاجعه است.»
بايد پذيرفت سرانه مطالعه در ايران چيزي در حد فاجعه است! اين را آمارهاي تأييد شده و نشده گواهي ميدهند. سهم هر ايراني را از مطالعه از 3 تا 30 دقيقه برشمردهاند. مطالعه و نشر، شرايط ناگوار و دل آزاري دارد، اين را از شمارگان كتاب ميتوان فهميد. كتابهايي با هزار، 2 هزار و در نهايت 3 هزار شمارگان، وضعيت نگران كنندهاي را نشان ميدهند. همين كتابهايي كه با شمارگان اندك چاپ ميشوند، سالها طول ميكشد تا به فروش برسند. از اين كه بگذريم، آيا كتابهاي فروش رفته، مطالعه ميشوند؟
فرق كتاب با بهترين مطالب گروههاي مجازي در اين است كه كارشناسان، كتاب را دوست گرم و بقيه رسانهها را دوست سرد ميداند. دوست گرم، با فكر انتخاب ميشود و حتماً در راستاي رفع نيازهاي مخاطب پيش ميرود و دوست سرد، خودش را تحميل كرده و بدون توجه به خواستههاي مخاطب، فقط او را معتاد خودش ميكند. درست مثل تلويزيون و دنياي سرد گروههاي مجازي.