
در سال 94 مذاكرات هستهاي بعد از 12 سال به نتيجهاي به نام برجام منتهي شد؛ برجامي كه متن آن داراي پيچيدگيها و ابهامات فراواني بوده و اجراي آن را با چالشهاي فراواني روبهرو ساخته، آنگونه كه از 23تير تا پايان سال طرف امريكايي بارها به واسطه چنين متني، تحريمهاي جديدي را عليه كشورمان وضع كرده و تهديدات جديدي را متوجه كشورمان مترتب ساخته است.
با بررسي و تحليل مجموع اقدامات جمهوري اسلامي ايران و 5+1 طي 12ماه گذشته ميتوان ارزيابي دقيق و تصوير صحيحي از تاكتيكها، ميزان دشمنيها و اهداف نظام سلطه در قبال كشورمان ارائه داد، آنگونه كه در يك سال گذشته امريكاييها و متحدانش به رغم توافق بر سر يك معاهدهنامه بينالمللي با ايران، انواع و اقسام اقدامات تنشزا را عليه كشورمان صورت داده و از هيچ كوششي جهت تضعيف قدرت ايران در عرصه بينالمللي فروگذار نكردهاند. حال اگر چه بايد سياست ايالاتمتحدهامريكا در سال 94 و در مذاكرات هستهاي را «مذاكره توأم با توقف، تحقير و تهديد» دانست، بدين معنا كه امريكا همگام با مذاكرات خود با طرف ايراني سه هدف اساسي را هم دنبال ميكند؛ «متوقفسازي روند رو به رشد صنعت هستهاي ايران»، «تحقير جامعه ايراني با ادبيات هتاكانه و توهينآميز» و «حفظ سايه تهديد نظامي بر سر كشورمان با تكرار ادبيات تهديدمآبانه» كه برجستهترين اين استراتژي طي 365 روز گذشته را بايد تهديد كشورمان به حمله نظامي دانست؛ مسئلهاي كه بارها مقامات بلند پايه اين كشور به آن تصريح و تلاش كردهاند با اهرم آن جمهوري اسلامي ايران را در مسير دلخواه خويش هدايت كنند.
واكنش دولتمردان يازدهم نسبت به اين استراتژي امريكاييها هم قابل توجه بوده است، به عنوان نمونه مواجهه دولت با بعد «تهديدات نظامي» توسط امريكاييها هيچگاه انتظارات جامعه را برآورده نكرده است و مقامات دستگاه ديپلماسي كشور هميشه تلاش كردهاند با اغماض از گستاخيهاي طرف مقابل عبور كنند. در يك نمونه از آن ميتوان اظهارات قابل تأمل مجيد تختروانچي معاون وزير امور خارجه كشورمان را مورد توجه قرار داد. تختروانچي پس از تهديدات مكرر امريكاييها و در گفتوگو با شبكه پرستيوي، در پاسخ به سؤال مجري اين شبكه مبني بر اينكه امريكاييها در همه مذاكرات گزينه نظامي را روي ميز قرار ميدادند، آيا فكر ميكنيد آنها در صورت نرسيدن به توافق تهديد خود را عملي ميكردند، بيان ميكند: من فكر ميكنم اين نوع لفاظيها متعلق به گذشته است. منظورم اين است كه در اين قرن بيست و يكم شما نميتوانيد بپذيريد كه اين نوع لفاظيها واقعي باشد. ما معتقديم همه اينها شعارهاي توخالي بودند و ما توجه زيادي به آن نكرديم و حتي امروز نيز به اين شعارها توجه نميكنيم.
در حالي تختروانچي مانند ساير مقامات وزارت امور خارجه به بياهميت بودن تهديدات طرف غربي اشاره ميكند و از توجه نكردن به آن سخن به ميان ميآورد كه يكي از اهداف اصلي دولت از مذاكرات هستهاي برداشته شدن سايه جنگ از كشورمان عنوان شده؛ هدفي كه نه تنها تحقق نيافته بلكه در قياس با سالهاي قبل هم رشد چشمگيري داشته است.
50 بار تهديد نظامي در6 ماه94
امريكاييها تنها از روز توافق بر سر متن برجام - 23تير ماه تا روز اجراي توافق - (26 ديماه) بيش از 50 بار جمهوري اسلامي ايران را تهديد به حمله نظامي و عنوان كردهاند در صورت لزوم ميتوانند به ايران حمله كنند، به عنوان نمونه باراك اوباما، رئيسجمهور ايالاتمتحده چند ساعت پس از اتمام مذاكرات بيان كرد: «چون ما ميتوانيم اگر بخواهيم و انتخاب كنيم ارتش ايران را از بين ببريم و من فكر ميكنم آنها آمادگي و ميل من براي اتخاذ اقدام نظامي در جايي كه آن را براي منافع و امنيت ملي امريكا مهم بدانم، ديدهاند.»
اشتون كارتر، وزير دفاع امريكا هم به مانند ديگر مقامات امريكايي با اشاره به جمعبندي مذاكرات اذعان ميكند: «امريكا سالهاست در مورد گزينه نظامي (عليه ايران) با اسرائيل رايزني دارد. يكي از دلايلي كه اين يك توافق خوب است، اين است كه هيچكاري در جهت پيشگيري از گزينه نظامي، گزينه نظامي ايالات متحده كه من مسئول آن هستم، انجام نميدهد.»
به عنوان ديگر نمونه باراك اوباما تنها چند روز پس از جمعبندي مذاكرات در وين در پاسخ به سؤال خبرنگار نيويورك تايمز كه پرسيد چرا ايرانيها بايد نگران پاسخ نظامي امريكا در صورت نقض توافق هستهاي باشند، بار دیگر جمهوری اسلامی ایران را به حمله نظامی تهدید میکند.
تهديد وجه مشترك سياست امريكا در 3 سال گذشته
شبيه همين رويه در سال 92 و 93 هم تكرار شد و امريكاييها همگام با مذاكرات هستهاي با كشورمان تلاش كردهاند تا همچنان سايه تهديد نظامي را بر سر ايران حفظ كنند. آنگونه كه طي پنج ماه ديپلماسي دولتمردان يازدهم هفت بار تهديد نظامي عليه ايران صورت گرفت و طي يكسال به 18 بار افزايش يافت؛ اقدامي كه تنها با سكوت و لبخند ديپلماتهاي ايراني همراه بود و ناراحتي و افكار عمومي داخلي را به همراه داشت.
برخي از مواضع تند و توأم با تهديد مقامات غربي از اين جمله بود:
رويكرد امريكا در قبال تسليحات نظامي شيميايي سوريه بايد به ايران نشان دهد كه براي رويارويي تسليحاتي، پتانسيل حل مسئله به شكل ديپلماتيك وجود دارد. رئيسجمهور امريكا در عين حال گفت كه ترجيح او براي حل مسئله به شكل ديپلماتيك به اين معنا نيست كه به تهران حمله نظامي نميكند (92/6/25 رئيسجمهور امريكا در گفتوگو با شبكه ايبيسي امريكا. )
شلدون آدلسون بزرگترين حامي مالي جمهوريخواهان در دانشگاه يشيوا هم در شهريورماه اعلام ميكند: امريكا بايد قبل از شروع مذاكره با تهران در خصوص برنامه هستهاي ايران را با«بمب هستهاي» هدف قرار دهد(92/6/30).
باراك اوباما تهديدات علني از نوع امريكايي را كمتر از دو هفته بعد از تهديدات اوليهاش در ديدار با نخستوزير رژيم صهيونيستي اینگونه اظهار كرد: تهران بايد صداقت خود را با اقداماتش ثابت كند... همه گزينهها از جمله «گزينه نظامي» روي ميز باقي ميماند. (92/7/9)
دانكن هانتر، عضو كميته نيروهاي مسلح كنگره هم مانند ديگر سياسيون امريكايي تأكيد ميكند: فكر ميكنم اگر ما مجبور باشيم ايران را بزنيم، نبايد با نيروهاي زميني عمل كنيم بلكه اين كار را بايد با «بمب اتمي» تاكتيكي انجام دهيم تا آنها را براي يك، دو يا سهدهه به عقب برانيم. (92/9/15)
رئيسجمهور امريكا بار ديگر (16/9/92) به صراحت ايران را تهديد به حمله نظامي ميكند: اگر ايران به توافق پايبند نماند، تحريمها را افزايش ميدهيم و آمادگي براي «گزينه نظامي» وجود دارد.
وزير امور خارجه اين كشور هم هماهنگ با رئيس دولتش (92/6/19) بيان ميكند: اگر ايران هر بخشي از توافقنامه را نقض كند، همه پيشرفتها متوقف ميشود و امريكا ميتواند «به صورت نظامي» پاسخ دهد. جان كري همچنين در گفتوگو با العربيه، شبكه اختصاصي سعودي تأكيد ميكند: ايران بايد اندوخته اورانيوم3/5 درصد خود را محدود كند. ايران نبايد و اجازه ندارد رآكتور اراك را تكميل كند. ايران اگر توافق را كنار بگذارد «گزينه نظامي» در پيش گرفته خواهد شد(92/11/5).
واكنش رهبري به تهديدات نظامي
تهديدات دامنهدار ايران توسط ايالات متحده امريكا بارها با واكنش رهبر معظم انقلاب مواجه شده است، به عنوان نمونه ايشان در نماز عيد سعيد فطر تهديدات باراك اوباما را لاف در غريبي عنوان كردند و بيان فرمودند: «اين آقا[رئيسجمهور امريكا] گفته است ميتواند ارتش ايران را نابود كند. قديميهاي ما اينجور حرفها را لاف در غريبي ميگفتند. اگر ميخواهند درست بفهمند، اگر ميخواهند از تجربههاي خود درست استفاده بكنند، بدانند اگر جنگي اينجا اتفاق بيفتد آن كسي كه سرشكسته از جنگ خارج خواهد شد، امريكاي متجاوز و جنايتكار است.»
معظمله پيش از اين و در تريبونهاي مختلف هم نسبت به تهديدات نظامي امريكاييها همزمان و موازي با مذاكرات هستهاي با ديپلماتهاي كشورمان واكنش قاطع و صريح نشان دادند.
ايشان در يكي از سخنرانيهاي خود در واكنش به تهديدات دامنهدار غربيها به صراحت بيان كردند: «من موافق مذاكره زير شبح تهديد نيستم. مسئولان سياست خارجي و مذاكرهكنندگان بايد خطوط قرمز و اصلي را به دقت رعايت كنند و همزمان با ادامه مذاكرات، بايد از عظمت و هيبت ملت ايران نيز دفاع كنند و زير بار هيچ تحميل، زور، تحقير و تهديدي نروند... مذاكره در زير شبح تهديد معنايي ندارد و ملت ايران مذاكره زير سايه تهديد را برنميتابد... با مذاكراتي كه زير شبح تهديد باشد، موافق نيستم.»
روش مؤثر در قبال سياست امريكا چيست؟
گفته شد كه طرف غربي تلاش ميكند بعد از وادار كردن ايران به توقف رشد پيشرفت صنعت هستهاي، با حفظ ساختار تحريمها و افزايش دامنه آن و همچنين حفظ سايه تهديد بر سر ايران، كشورمان را در شرايط قبل از برجام نگه دارد؛ سياستي كه لازمه محقق نشدن آن تحرك و پويايي در دستگاه ديپلماسي كشور بوده و هست. به بيان بهتر، تحقير جامعه ايراني و تعميق روحيه «ما نميتوانيم» در ايرانيها و ايجاد روحيه يأس و نااميدي نسبت به آينده انقلاب و نظام يكي از اهداف اصلي نظام سلطه همگام با برجام است؛ هدفي كه ميتواند شرايط گسترش و اثرپذيري نفوذ در كشور را هم آسان كند و جامعه ايراني را در مقابل اقدامات غرب منفعل سازد.
بر اين اساس بايد مواجهه با استراتژيامريكا در سال آينده در مفاهيمي مانند «موضعگيري قاطع و انقلابي» با حفظ منافع و مصالح نظام و انقلاب و «پرهيز از اجراي تعهدات زودهنگام در اجراي برجام» و «ايجاد روحيه خودباوري و اعتماد به نفس عمومي در موضعگيريها» معنا پيدا كند.