انهدام 28 باند سرقت كه منجر به دستگيري 137 سارق و زورگير در تهران شده، آخرين پرده از سريال دزد و پليس تهران در سال 94 است. بسياري از اين سارقان در عملياتهاي قبلي پليس، در نقش سارق ايفاي نقش كردهاند و احتمالاً حالا فرصتي پيدا ميكنند تا ضمن استراحت در زندان و ديد و بازديد با رفيقان در حبسشان، برنامههايشان را براي سرقتهاي جديد در سال پيش رو مرور كنند.
فراواني ارتكاب سرقت حالا به يك نگراني عمومي تبديل شده و تشكيل دادسراي ويژه و قرارگاه مبارزه با سرقت هر چند رويه اجرايي شدن پروندهها را تسهيل كرد، اما نتوانست از شدت نگراني عمومي در بروز اين عمل مجرمانه بكاهد.
يكي از موضوعات مهم در اين بين عادي شدن سرقت براي دزد و پليس است. عادي شدن يك جرم بيش از هر چيز باعث بياعتمادي عمومي به پليس خواهد شد. تجربه نشان ميدهد كه سارقان بدون پروا از حضور پليس و قوانين موجود مشغول كار خودشان هستند و حناي پليس با تهديدهاي گاه و بيگاهش هم براي آنها رنگي ندارد.
سابقهدار شدن سارقان يكي از نشانههاي تأييد اين ماجراست. پرسش عمومي اين است چرا سارقي كه دست به سلاح برده، امنيت عمومي را تهديد و بارها مرتكب سرقت شده است، مجال اين را پيدا ميكند كه هربار پس از دستگيري از شرايط عفو استفاده كند و بعد از رهايي يا مرخصي گرفتن از زندان دست به تكرار جرم بزند؟
طرح اين موضوع در بدنه جامعه از يك طرف انگيزهاي ميشود تا گرايش به ارتكاب سرقت بين افراد آسيبپذير تشديد شود، از طرف ديگر نشانگر ناكارآمدي ساختارهاي قانوني در پيشگيري از بروز جرم است. اين ماجرا روي ديگري هم دارد و آن فرسايش نيروي پليس در اين چرخه ناهمگون است. نگراني بهجاي پليس اين است كه با به خطر انداختن جان مأمورانش دزدان را بازداشت و راهي زندان ميكند، اما دزد مورد نظر خيلي زود راه نجاتي پيدا ميكند و بعد از آزادي دوباره مرتكب سرقت ميشود. در يك برايند كلي، شدت گرفتن سرقتها، ناامني عمومي را به دنبال دارد و افزايش ناامني هم منجر به بروز نارضايتي عمومي خواهد شد. ايجاد بحران هم يكي از پيامدهاي نارضايتي عمومي خواهد بود.
درباره انگيزههاي اين عمل مجرمانه همواره بحث ميشود. رسيدن به پول يك شبه، سرگرمي، تهيه پول مواد مخدر و بيكاري دلايلي هستند كه همواره طرح شدهاند، اما رفع اين موانع نيازمند زمان و صرف هزينه بسيار است كه در وضعيت موجود امكان تحقق آن وجود ندارد. تجربه نشان ميدهد كه دزدان موفقتر از پليس و دستگاههاي قانوني عمل كردهاند و زندان و اعدام هم مانعي براي ارتكاب اعمالشان نشده است بنابراين ميتوان به اين نتيجه رسيد كه هزينه ارتكاب اين جرم، ارزش خطرپذيري آن را داشته است.