کد خبر: 775199
تاریخ انتشار: ۱۶ اسفند ۱۳۹۴ - ۲۱:۱۹
درباره مجموعه تلويزيوني «شيوع» كه دغدغه داشت اما كيفيت نه
اگر به گلايه خيلي از فيلمسازان و حتي برخي از اين به اصطلاح هنرمندان گوش بدهيم، گير اصلي‌شان روي فيلمنامه است و روايت‌هاي عجيب و غريبي كه سر و ته ندارند.
محسن غلامي(قلعه سيدي)
اگر به گلايه خيلي از فيلمسازان و حتي برخي از اين به اصطلاح هنرمندان گوش بدهيم، گير اصلي‌شان روي فيلمنامه است و روايت‌هاي عجيب و غريبي كه سر و ته ندارند. البته سينما و سريال‌سازي خودمان، كم ادعا و منم منم ندارد تا بخواهي ماشاءالله، بلندگو قورت داده‌اند و داد و هوار كه ما رسماً هاليوود را مي‌تركانيم! گرچه خصيصه ويژه اكثريت، مخاطب‌زدگي است.
اين همه قصه در كتاب‌ها، اطراف و حتي در حوادث روز؛ پس مطمئن باشيد كه قحطي نيست. باز دمِ برخي گرم كه سراغ ايده‌هاي تكراري نمي‌روند و گوشه‌اي مي‌ايستند و اوضاع را خراب‌تر نمي‌كنند. اين به كنار، برويم سراغ موضوعي بدتر كه سوژه‌سوزي است به دم‌دست‌ترين شكل ممكن. حالا فكر كنيد اين خودنمايي را جلوي مخاطب ميليوني تلويزيون بكنيم. برخي موضوعات، خوراك فيلم و سريال شدن هستند، اما اگر كار به كاردان سپرده شود. پانتوميم بازي نكنيم و اسم ببريم؛ همين مجموعه شب‌هاي اخير تلويزيون به نام «شيوع» كار محمود معظمي. غرض، نقد اين سريال نيست، چراكه واقعاً چيزي در چنته نداشت كه بشود رويش بحث كرد و از كيفيتش گفت، اما جلوي ضرر را هر وقت بگيري، منفعت است.
   
هر خط‌خطي كردني، اسمش فيلمنامه نيست
«شيوع» به‌رغم نو بودن داستانش ولي در سناريونويسي، ساخت و فرم تلويزيوني‌اش از آن دست توليدات بدي است كه نمي‌شود اصلاً جدي‌اش گرفت. چندين گام بزرگ به عقب براي سيماست. مي‌توانست قصه خوبي داشته باشد كه ندارد. نمونه عيني «باري به هر جهت» ساختن است؛ تعارفي هم با كسي نداريم. داستانش كه مشخص است و نيازي به تشريح ندارد. شاخ و شونه‌كشي دشمن و جريان امراض وارداتي به كشورها و بعد تزريق دارو و سوددهي و اينها. سوژه‌اي جالب و متفاوت كه متأسفانه در «شيوع» به شكل عجيبي عقيم است، چون قصه‌شُل و وارفته‌اي دارد. اين هم لابد سبك مَن‌درآوردي ديگري از فيلمنامه‌نويسي هست. به عقب‌تر برگرديم، اينكه چه دغدغه جالبي دارد سازمان پدافند غيرعامل به‌عنوان نهاد پشتيبان اثر كه وسط ميدان آمده و مي‌خواهد عملكردش را روي دايره بريزد. دست مريزاد ولي با اين سريال‌سازي و سپردن كار به هر كارگردان و تهيه‌كننده‌اي، توقع نداشته باش كه كسي به هويت وجودي و عملكردت پي ببرد. «شيوع» در مقام قياس و بي‌كيفيتي از نمونه‌هاي بديع مجموعه‌هاي اين چندساله تلويزيوني است كه ‌اي‌كاش با اين شكل فعلي ساخته نمي‌شد؛ صرفاً نيز به‌خاطر نقصان در ايده‌پردازي و چارچوب كارگرداني‌اش، نه احياناً تم و بطن مضمونش. به نظرم ماجرا در نطفه خفه شده است و فقط حسرت خرابي چنين مضاميني را به دل خيلي از فيلمسازان كاربلد مي‌گذارد.
   
مگر معما بدون گره و تعليق مي‌شود؟
معني اين عقيده را مخاطباني مي‌فهمند كه تلويزيون‌بين هستند. چه بسا اين چند ساله نيز توليداتي حتي بهتر از سينما را روي آنتن ديده‌اند. نه اينكه سريالي در اين بين ضعيف نبوده باشد، اتفاقاً بوده حتي در ايام نوروز مثل فلان سريال خانم كارگردان. ولي نمي‌شود خرده زيادي به سيما گرفت، كارنامه‌اش نسبتاً رضايت‌بخش است. از دار و دسته منتقداني نيستيم كه نديده، نشنيده و بي‌دليل به تلويزيون بتازيم و مثل برخي هميشه هم پتك در دست و درحال كوبيدن بگيريم. ولي لااقل خودت جناب تيم توليد و آقا و خانم بازيگر، فكر كن كه آيا حاضري براي ديدن «شيوع» هر شب انتظار بكشي؟ نه! انگار دستمزد و پول براي اينها مهم‌تر از فيلمنامه و دكوپاژ باكيفيت است. همين آثار را مي‌سازند كه نهايتاً برچسب بازيگرِ تلويزيون يا بازيگرِ سينما به فلاني مي‌خورد و هركسي به راحتي سراغ سيما نمي‌آيد. وقتي كارگرداني ترجيح مي‌دهد هميشه با يك عده بازيگر و هنرور خاص و به‌طور دورهمي كار كند، مي‌شود يك سري كار شبيه به هم. حالا اين وسط تصور كنيد كه فيلمساز بلد نباشد بازي تازه‌اي از آنها بگيرد، فقط ادا و كاراكترپردازي‌هاي تكراري مي‌بينيم.
دقيقاً در «شيوع» چنين ماجرايي رخ داده به همراه دوربين‌بازي تصويربردارش كه انگار زيادي هيجان بي‌خود دارد. وقتي ادعاي معماگويي داري بايد گره انداخت، روايت تو در تو كرد، شخصيت‌پردازي درست داشت، پنهان‌كاري و غيره اضافه كرد. وگرنه بيننده با دوربين كج كردن و چرخاندن و از بالا و زير پا تصوير گرفتن كه گول نمي‌خورد. لابد حركت دوربين و لرزش آن را نيز ابزاري براي ايجاد دلهره دانسته است.
   
كار نامطلوب نتيجه‌اش مخاطب‌گريزي است
مخاطب الانِ تلويزيون را نبايد عقب‌مانده فرض كرد و مثل يك بچه به او اطلاعات داد. واقعاً بايد توقع داشت پاي هر چيزي بنشيند خصوصاً با اين وضع؟ ايراد يكي دو تا نيست، مشكل از فيلمنامه تا كارگرداني و بازي‌ها است كه  به وفور سر و كله‌اش در اين مجموعه پيداست. واي اگر رنگ شعار به خودش مي‌گرفت كه ديگر هيچ! با همه اين نقدها حرف اين است كه اتفاقاً «شيوع» از جمله توليدات سفارشي است كه بايد در بحث محتوا ساخته مي‌شد و همچنان بايد توليد كرد، ولي نه اينقدر چيپ و پيش‌افتاده. صرفاً نمايي سطحي بود براي اينكه ظاهراً بگويد «ما مي‌توانيم». ظاهر كجا و پيامي كه بايد به‌واقع اعلام كند، كجا. دغدغه صرفاً براي فيلمسازي كافي نيست اگر سناريو و تكنيك حرفه‌اي پشت سرش نباشد.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار