کد خبر: 774989
تاریخ انتشار: ۱۵ اسفند ۱۳۹۴ - ۲۱:۲۳
فقدان شرايط موفقيت در آثار كمدي
طنزپردازي مقوله‌اي است سهل و ممتنع يعني به همان اندازه كه آدم‌هايي با قريحه‌اي طنازانه قادرند به راحتي و در كمترين زمان به خلق موقعيت‌هاي طنزآلوده بپردازند اگر كسي قريحه‌اش را نداشته باشد نمي‌تواند به راحتي طنزپردازي كند
عليرضا ملوندي
طنزپردازي مقوله‌اي است سهل و ممتنع يعني به همان اندازه كه آدم‌هايي با قريحه‌اي طنازانه قادرند به راحتي و در كمترين زمان به خلق موقعيت‌هاي طنزآلوده بپردازند اگر كسي قريحه‌اش را نداشته باشد نمي‌تواند به راحتي طنزپردازي كند.  شايد به همين دليل باشد كه برخي فيلمسازان و بازيگران ايراني مي‌توانند حتي در سطحي‌ترين آثار خود نيز به طور مرتب از مخاطب خنده بگيرند و از آن طرف برخي حتي نمي‌توانند در ساعت‌ها سريال براي يك دقيقه هم كه شده مخاطب را از ته دل بخندانند.  آنچه در بررسي كارنامه سال‌هاي اخير تلويزيون پيش روي ماست اين است كه جز معدود برنامه‌هايي مانند «خندوانه» و برخي سريال‌ها مانند «پايتخت» تقريباً هيچ‌كدام از سريال‌هاي ما نتوانسته‌اند آنطور كه بايد و شايد مخاطب را بخندانند.


سريال‌هايي مانند «‌عطسه‌»‌ و «‌سيگنال موجود است‌»‌ كه اخيراً به اسم سريال طنز وارد شبكه خانگي شدند، بيشتر از آنكه وجه طنازانه آنها مورد توجه قرار گيرد اينكه در يكي از سريال‌ها به كوروش توهين شده بود و كارگردان سريالي ديگر سر از شبكه‌اي ماهواره‌اي درآورده بود در كانون توجه قرار گرفت.  اينها همه نشان‌دهنده آن است كه در طنزپردازي ساليان اخيرمان هيچ حركت رو به جلويي را نداشته‌ايم.  حتي چهره‌اي چون مهران مديري وقتي بعد از مدت‌ها دوري از تلويزيون نوروز امسال با «‌در حاشيه‌»‌ آمد نه تنها نتوانست سريالش را به عنوان يك كمدي خوب عرضه كند كه انتقاد پزشكان بهترين بهانه شد براي آنكه خيلي زود توليد فصل اول به پايان برسد و كارگردان با فاصله‌اي چند ماهه فصل دوم را روي آنتن بفرستد.  اما افسوس كه اين فصل دوم هم از همان قسمت‌هاي اول با انتقاد مخاطبان مواجه شده و البته اين بار ديگر اعتراض پزشكان هم وجود نداشته كه به واسطه آن سريال به تعطيلي كشيده شود!

   مشكل در متن است نه در كارگرداني
اگر نيك به آثار طنزي كه در سال‌هاي اخير مورد توجه مخاطبان قرار گرفته‌اند بنگريم يك نكته مهم دستگيرمان مي‌شود. همين «‌خندوانه‌»‌ يا «‌پايتخت‌»‌ چه دارند كه بعد از قسمت‌هاي متوالي پخش باز هم مخاطب را به وجد مي‌آورند؟
مسئله حضور يك مؤلف يا خالق لحظات طنازانه در پشت صحنه است. اگر «‌خندوانه‌»‌ مي‌تواند چندين ماه هر شب مخاطبان را سرگرم كند به خاطر امتحاني است كه رامبد جوان پيشتر در همين تلويزيون و سينما پس داده است. رامبد جوان سعي و خطاهايش را در سريا‌‌ل‌هايي چون «‌مسافران‌»‌ و فيلم‌هايي چون «‌ورود آقايان ممنوع‌»‌ انجام داده است و حالا كه به تلويزيون آمده از آن تجربيات به بهترين شكل در جهت خلق برنامه‌اي مفرح سود مي‌جويد.  در موردي مانند «‌پايتخت‌»‌ هم از يك طرف كارگرداني باتجربه به نام سيروس مقدم و از آن طرف نويسنده‌اي به نام محسن تنابنده حضور دارد و تيمي كه اين دو شكل داده‌اند كه باعث توليد محصولي سرگرم‌كننده شده است. مقدم با تجربياتش خيلي اصولي ايده‌هاي تنابنده را هرس مي‌كند و سعي مي‌كند آن بخش از بدعت‌هايي كه ممكن است سوءتفاهمات غيراخلاقي داشته باشد را كنار گذارد و مابقي را در اختيار گروه نويسندگان قرار مي‌دهد تا متن بنويسند.  پس تجربه در تأليف طنز يكي از اصلي‌ترين دلايل موفقيت يا عدم موفقيت آثار كمدي است.

  طنزنويسي قريحه طنز مي‌خواهد
طنزنويسي نيز بيشتر از آنكه وابسته به اصول آكادميك باشد، وجهي غريزي دارد. يك نمونه‌اش پيمان قاسم‌خاني است كه سال‌هاست مي‌نويسد و 99 درصد آثارش هم رگه‌هاي طنز دارند. او كلاً آدم طنازي است و خيلي خوب طنزپردازي غريزي را با اصول آكادميك سناريونويسي طنازانه همراه كرده و نتيجه‌اش هم آثاري شده است چون «‌سن پطرزبورگ‌»‌ يا «‌مرد هزار چهره‌»‌ كه فارغ از مديوم مخاطب را مي‌خندانند.  طنزپردازي پيمان را بگذاريد كنار برادرش مهراب كه بيشتر به واسطه رشد برادرش وارد اين حيطه شده تا همه چيز دستتان بيايد. در كارنامه پيمان حتي يك اثر هم پيدا نمي‌كنيد كه زير حد استاندارد باشد و از آن طرف وقتي مي‌خواهد به تنهايي وارد گود شود و طنز بنويسد تجربه‌هايي چون «‌شرف خانواده فاضل‌»‌ را رقم مي‌زند كه شكستي مطلق در طنزپردازي به شمار مي‌رود. چرا؟ چون پيمان مؤلف طنز است و مهراب، نيست.

   طنزپردازي با دقت فراوان
رضا عطاران ديگر مؤلف طنز است؛ او نيز چه به عنوان نويسنده چه به عنوان كارگردان و چه به عنوان بازيگر خيلي خوب توانايي خلق لحظات كمدي را آموخته است. كافي است نگاهي بيندازيم به سريالي چون «‌خانه به دوش‌»‌ كه عطاران يك دهه قبل نوشته و كارگرداني كرده بود با يكي از همين مثلاً كمدي‌هايي كه اين شب‌ها روي آنتن است.  عطاران تك تك اپيزودهاي سريالش را مانند يك فيلمنامه كامل مي‌ديد و سعي مي‌كرد حتي از نابازيگراني كه وارد كار مي‌كرد نيز در خدمت متن بهره گيرد اما اين شب‌ها سريالي روي آنتن است كه نام بزرگي را هم در تيتراژ دارد اما حتي نمي‌تواند از بازيگران سرشناس طنز بازي بگيرد.  اينها همه نشان‌دهنده فقدان مؤلف در آثار است. با تجربه كردن و تحصيل مي‌توان كارگرداني شد كه گاف تكنيكي ندارد اما براي نويسنده خوب شدن در كنار اين دو به قريحه هم نياز است.  حتي جوزاني هم براي ساخت يك كمدي خوب به سراغ يك مؤلف امتحان پس داده رفت. مسعود جعفري جوزاني نوروز امسال يك كمدي-سياسي به نام «‌ايران برگر‌»‌ را روي پرده داشت. اين كمدي در عين وامدار بودن به اصول ژانر به نوبه خود مي‌كوشيد بخشي از ويژگي‌هاي اخلاقي ايرانيان را نيز به چالش بكشد. «‌ايران برگر‌»‌ يك ويژگي ممتاز داشت و آن هم عاري بودن از شوخي‌هاي اروتيك براي خنده گرفتن از مخاطب بود. بسياري از آنها كه كارنامه جعفري جوزاني را مي‌دانستند از اينكه او توانسته بود يك كمدي با اشارات سياسي بسازد شگفت‌زده شده بودند چون او را به عنوان خالق آثاري جدي چون «‌شير سنگي»، «‌در مسير تندباد‌»‌ و اين اواخر «‌در چشم باد‌»‌ مي‌شناختند. چطور شد كه جوزاني توانست يك كمدي خوب بسازد؟
دليلش را بايد در استفاده او از يك مؤلف توانا ديد. جوزاني با هوشمندي كامل مي‌دانست اگر بخواهد خودش طنز بنويسد نخواهد توانست مانند يك مؤلف باتجربه اين كار را انجام دهد اين شد كه به سراغ محمدهادي كريمي رفت؛ چهره‌اي كه فارغ از تجربيات روزنامه‌نگاري‌اش سال‌هاست هم نويسندگي مي‌كند و هم كارگرداني و حتي جدي‌ترين آثارش نظير «‌برف روي شيرواني داغ‌»‌ هم رگه‌هايي از طنز فلسفي دارند. حضور اين مؤلف كه تجربه نگارش يك طنز فلسفي كامل به نام «‌ساكن طبقه وسط‌»‌ را هم داشت در كنار جوزاني باعث شد وي بتواند سوژه‌اي كه به نظر تكراري مي‌آيد را به بهترين شكل بارور ساخته و از درون آن فيلمنامه‌اي را بيرون بكشد كه بي‌توهين به مخاطب هم او را مي‌خنداند و هم آينه‌اي از خلق و خوي زشتش را پيش رويش قرار مي‌دهد.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار