شكست اصولگراها در تهران برخلاف انتخابات سال 88 هزينههاي مالي و غير مالي به همراه نداشت و حاميان جريان اصولگرا با پذيرش نتايج انتخابات به هيچ گونه شورش و آشوبي دست نزده و منطقي با نتيجه كنار آمدند. در مقابل شخصيتهاي وابسته به جريان تجديدنظرطلب اظهارات قابل توجهي را ارائه دادند. محمد خاتمي با تحقير هاشمي رفسنجاني، حسن روحاني و محمدرضا عارف موفقيتهاي اخير آنها را حاصل حمايت خود خواند و به زبان كنايه و منتگذاري از خجالت اين سه تن درآمد و تأكيد كرد كه همچنان وي به عنوان يگانه رهبر جريان تجديدنظرطلب است و افرادي نظير هاشمي و روحاني يا عارف قابليت و كاريزماي رهبريت مدعيان اصلاحطلبي را ندارند. در مقابل برخي ديگر از وابستگان به اين طيف تجديدنظرطلبان را به سه دسته تقسيم كردند و از شكلگيري مجلسي شبيه مجلس ششم ابراز نااميدي كردند. از همه اينها مهمتر برخي از عناصر تندرو اين جريان شكست تجديدنظرطلبان در شهرستانها را حاصل عدم فهم سياسي مردم دانستند.
در حالي امروز وابستگان به اين جريان بار ديگر روي ريل توهين به مردم قرار گرفتهاند كه در طول سالهاي گذشته بارها چنين رويهاي را درپيش گرفته و جامعه ايراني را به باد تهمت و توهين گرفتهاند.
توهينهاي مكرر مرعشي به مردم ايران
حسين مرعشي از اعضاي ارشد حزب كارگزاران و از نزديكان خانواده هاشميرفسنجاني روز يك شنبه و پس از قطعي شدن شكست جريان ائتلاف هاشمي، دولت، اصلاحات و لاريجاني در سراسر كشور، مردم شهرستانها را عقبمانده سياسي دانست. وي مردم تهران – كه به ليست مجلس ائتلاف هاشمي رأي دادند - را در حوزه سياسي توسعهيافته خواند! عضو خاندان هاشمي به خبرگزاري ايسنا ميگويد: اكنون ميتوان شاخص توسعه سياسي ايران در تهران را 100، در مراكز استانها 50 و در شهرستانها 30 در نظر گرفت. ظرف 10 سال آينده توسعهيافتگي سياسي به سراسر ايران سرايت ميكند و مردم ميآموزند به جاي تكيه بر شناخت خود به سمت انتخاب بستههاي سياسي پيش بروند.
اين نخستين بار نيست كه وابستگان به جريان تجديدنظرطلب به مردم كشور توهين ميكنند و سابقه آن به سالهاي قبل باز ميگردد اگر چه در طول 30ماه اخير رشد چشمگيري داشته است.
شهريور ماه بود كه همين فرد در موضعي گستاخانه اينگونه به ايرانيان توهين كرد: «اگر كسي از تكرار دولتهاي نهم و دهم، تنش نلرزد، يك ايراني باشرف نيست.»
كنار هم قرار دادن اظهارات حسين مرعشي سخنگوي حزب كارگزاران - كه يد طولايي در توهين به مردم دارد- حاوي ميزان ارادت وي به مردم كشورش است. وي در يكي ديگر از اظهارات مشابه، در سفر سال 93 خود به سيستان و بلوچستان بار ديگر زبان توهين ميگشايد و رو به مردم عنوان ميكند:... مردم رفتند و يك رأي به آقاي روحاني دادند. ما بايد منت آقاي روحاني را بكشيم، نبايد او منت ما را بكشد، يك ساعت وقت گذاشتهايم و او بايد اين بار روي زمين را جمع كند و كشور را سر و سامان دهد. مرعشي درحالي توقع دارد كه مردم بايد براي تقليل مشكلات اقتصادي و معيشتي منت آقاي روحاني را بكشند(!) كه اساساً در نگاه دين و اخلاق و در نظريههاي حول محور حاكميت اسلامي، خدمت به مردم و مرتفع كردن مشكلات آنها از جمله وظايف كارگزاران نظام بوده و اين مردم هستند كه به واسطه انتخاب و مشاركت عمومي خود فردي را به اين جايگاه رساندهاند.
تير ماه امسال بود كه «ابراهيم رضاييبابادي» استاندار وقت كرمانشاه كه در دوران دولت اصلاحات نيز معاونت سياسي و امنيتي استانداري تهران را عهدهدار بود در اظهاراتي عجيب بيان ميكند: «آخوندها وقتي ميخواهند غش بكنند ميافتند تو حوزه خانمها(!) ما هم اگر بخواهيم غش كنيم به سمت شهرداري غش ميكنيم...»
رئيسجمهور كشورمان هم از اين قافله جا نماندهاند و در يكي از اظهارات تأملبرانگيز خود به افرادي كه به وي در انتخابات 92 رأي نداده اينگونه توهين ميكند: «مردم در ۲۴ خرداد به افراط، تفريط، خشونت، خودرأيي، تكرأيي، عدم مشورت و عدم تدبير رأي ندادند و به اعتدال، تدبير و عقلانيت رأي دادند.»
اولين برداشتي كه از صحبتهاي رئيسجمهور در مجلس به ذهن متبادر ميشد، وصف 49 درصد از مردمي كه به ايشان رأي ندادهاند به افراط، خشونت، خودرأيي و... است.
اكبر تركان مشاور رئيسجمهور نيز همين اعتقاد را در مورد مردمي كه به آقاي روحاني رأي ندادهاند دارد. وي در يكي از مصاحبههاي خود ميگويد: «شما فكر نكنيد كه يك نفر در مملكت وجود دارد كه ميگويد من قانون را قبول ندارم بلكه اين يك جريان مشخص بود كه ميگفتند ما قانون را قبول نداريم. اكنون 49/5 درصد آرا را شامل ميشوند. اين 49/5 درصد آرا كساني بودند كه در مقابل جرياني كه مقابل قانون ايستاد سكوت كردند. اين 49/5 درصد سكوت كردند و نگفتند كه تو بيجهت فكر كردي كه ميتواني قانون را قبول نداشته باشي.
يكي ديگر از موارد توهين به مردم، صحبتهاي محمود سريع القلم - كسي كه رسانههاي دولتي وي را مشاور رئيسجمهور مينامند- در مورد پرسيدن نظر مردم در زمينه سياستهاي هستهاي كشور است: «خيلي طبيعي است كه من غريزي، احساسي و پوپوليستي تربيت بشوم. صدا و سيما هم كه چقدر به اين جريان كمك ميكند، ميرود از يك لبو فروش ميپرسد نظر شما درباره برنامه هستهاي چيست؟ اين خيلي اثر ميگذارد يا يك راننده تاكسي كه از 5 صبح تا 12 شب بايد در اين خيابانها بدود تا هزينه 3 بچه دانشجويش را درآورد، سر چهارراه از او ميپرسند كه نظر شما درباره برنامه هستهاي و مذاكرات ژنو چيست؟ او چه دانشي دارد كه يك واكنش منطقي به اين سؤال بدهد.
مردم ايران مثل دلفين هستند!
از جمله دهها سخنراني و مقاله و موضعگيري توهينآميز عليه مردم توسط جريان مدعي اصلاحطلبي ميتوان به يادداشت روزنامه اعتماد ملي، ارگان رسمي حزب اعتماد ملي در گرماگرم استقبال مردم از احمدينژاد در سفرهاي استاني اشاره كرد كه در واكنشي تند و بيادبانهنسبت به مردم استقبالكننده نوشت: «... اين روزها شايد همدلانهتر بتوان حكايت غريب احتياج و آواز دلفينها را به حكايت غريبتر احتياج و نياز ملتي كه اينك به گرد رئيسجمهورشان در سفرهاي استاني حلقه ميزنند تعميم داد و از پيشداوريها و متهم شدن به جنگ روانيو سياهنماييها نهراسيد. دستهايي كه در آسمان استانها ميچرخد تا موج نامهها و شكوههاي ملتي را پارو كند، تداعيگر چيست؟ جمعيتي كه مشفقانه و مشتاقانه به گرد دومين شخص كشور در سفرهاي استاني حلقه ميزنند، تداعيگر كدامين نياز و احتياج هستند؟»
توهين رجبعلي مزروعي، نماينده مجلس ششم – كه در فتنه 88 از كشور فرار كرد - را هم بايد به اين كلكسيون اضافه كرد؛ وي در پاسخ به اين پرسش منتقدان كه چرا به مشكلات اقتصادي مردم رسيدگي نميكنيد، پشت تريبون رفت و گفت: «اگر مرگ موش هم توزيع شود، مردم براي گرفتن آن صف ميبندند!» رجبعلي مزروعي، عضو شوراي مركزي جبهه مشاركت يك دهه پس از انتخابات سال 88 به بلژيك پناهنده شد و همكارياش را با مقر اتحاديه اروپا در بروكسل و آيپك (لابي صهيونيستها) آغاز كرد. رجبعلي مزروعي گاه و بيگاه نيز در رسانه رژيم سلطنتي انگلستان به عنوان تحليلگر مسائل ايران حاضر ميشود.
توزيع نامناسب سبد كالا توسط دولت يازدهم هم منجر به آن شد تا برخي از وابستگان به اين طيف زبان به توهين رئيسجمهور قانوني كشور گشوده و در اين ميان مردم را هم مورد توهين قرار دهند. علي مطهري يكي از نمايندگان متمايل به جبهه اصلاحات – طي چند سال اخير - ادبياتي را اتخاذ ميكند كه يادآور جملات مزروعي بود، وي كه به عنوان چهره حامي دولت در پي اعتراض گسترده مردم و منتقدان به توزيع تحقيرآميز سبد كالا تحت فشار قرار گرفته بود، با تأخيري چند روزه اين بار «جارو» را جايگزين «مرگ موش» مزروعي کرده و اظهار ميكند: «ما مردم خود را ميشناسيم، اگر الان بگوييم كه فلان جا جارو توزيع ميشود همه ميآيند و صف ميبندند. اين رفتار ريشههاي فرهنگي دارد بايد بررسي شود و ريشهيابي كرد.» مطهري در ادامه نوع نگاهش به مردم ايران را با مقايسهاي تحقيرآميز صراحتاً بيان ميكند: «بايد با عنايت به شناختمان از مردم ايران برنامهريزي كنيم. زماني ما براي مردم سوئيس برنامهريزي ميكنيم كه طبيعتاً آن برنامه با برنامهريزي براي مردم خودمان فرق دارد، دولت بايد تمامي اين موارد را در نظر ميگرفت.»
مردم هميشه مغضوب تجديدنظرطلبان
اگر چه مواضع توهينآميز اين جماعت نسبت به مردم به همين موارد خلاصه نميشود اما بايد دانست توهين و تحقير مردم جامعه ايراني جزئي از گفتمان گروههاي وابسته به طيف تجديدنظرطلب است و شخصيتهاي ملازم اين طيف هر از چند گاهي بايد با ادبياتي گستاخانه بدترين جملات را نثار مردم ايرانزمين كنند. در پايان بايد گفت جملات توهينآميز نسبت به مردم در حالي براي چندمين بار طي ماههاي اخير توسط وابستگان به اين جريان عنوان ميشود كه بر اساس طرح بالادستي پدرخواندههاي اين جريان «مواضع و رفتار معتدل و همسو با نظام و جامعه» براي تلطيف چهره خشن اين جماعت به عنوان يكي از اهداف مهم شش سالي است در دستور كار تمام ردههاي اين جريان قرار گرفته است، چراكه آنها براي كسب مقبوليت اجتماعي و جلب آراي عمومي بايد چهرهاي متفاوت با گذشته از خود نشان دهند تا زمينه كسب موفقيت آنها در آوردگاههاي پيش رو فراهم شود؛ هدفي كه به نظر ميرسد با چنين اظهارات توهينآميزي هيچگاه رنگ تحقق به خود نگيرد.