کد خبر: 773592
تاریخ انتشار: ۰۷ اسفند ۱۳۹۴ - ۱۲:۰۵
گفت و گو با يك دزد بدشانس
مجرمان گاهي به كاهدان مي‌زنند. آنها به جاي رسيدن به مقاصد خودشان در محاسبات اشتباه مي‌كنند و گرفتار مي‌شوند
مجرمان گاهي به كاهدان مي‌زنند. آنها به جاي رسيدن به مقاصد خودشان در محاسبات اشتباه مي‌كنند و گرفتار مي‌شوند. سيروس هم از همين دسته از مجرمان است. او با همدستي يكي از دوستانش نقشه كشيد تا با سرقت يك خودروي پرايد و فروختن آن، بدهي‌هايش را پرداخت كند، اما راننده پرايد مردي آشنا از آب درآمد و نقشه‌ او نقش بر آب شد. خبر بازداشت سيروس روز يك‌شنبه 25 بهمن در صفحه حوادث به چاپ رسيد. روز گذشته با سيروس در راهروي دادسراي امور جنايي تهران گفت و گو كرديم.

  گفت‌وگو با متهم
خودت را معرفي كن؟
سيروس هستم.
معتادي ؟
نه.
قبل از دستگيري چه كاره بودي؟
پخش مرغ و گوشت داشتم.
پس چه شد دست به آدم‌ربايي زدي؟
من فقط قصد سرقت خودرو را داشتم و نمي‌دانستم كه به آدم‌ربايي ختم مي‌شود.
نگفتي چه شد كه تصميم به اين كار گرفتي؟
پدرم وضع مالي خوبي دارد و سرمايه‌دار است. چند سال قبل شروع به كار كردم و پدرم به من كمك كرد. وضع من هم خوب بود تا اينكه مدتي قبل مشتريانم از من كلاهبرداري كردند و طلبم را پرداخت نكردند و من 100 ميليون تومان بدهكار شدم. به همين دليل تصميم گرفتم خودروي شاكي را با يكي از دوستانم سرقت كنم.
چرا از پدرت كمك نگرفتي؟
پدرم خيلي به من كمك كرد و بيشتر بدهكاري‌ام را دادم، اما به يك نفر 3 ميليون تومان بدهكار بودم و از پدرم خجالت مي‌كشيدم، دوباره كمك بگيرم. اين نقشه را طراحي كردم تا با سرقت خودرو هم بدهي‌ام را بدهم و از طرفي هم مقداري پول براي خودم باقي بماند.
در مورد نقشه توضيح بده.
وقتي اين نقشه را طراحي كردم، متوجه شدم كه به تنهايي قابل اجرا نيست به همين دليل به سراغ يكي از دوستانم كه معتاد به شيشه بود، رفتم و به او گفتم كه از مردي طلبكارم اگر با من همكاري كند تا پول را بدهد، به او پول‌ خوبي مي‌دهم كه قبول كرد.
وقتي طعمه را انتخاب كردي فكر مي‌كردي همسايه شما باشد؟
نه، اما وقتي سوار شديم و به راه افتاديم تا نگاهش كردم او را شناختم به همين دليل بلافاصله با شوكر به او ضربه زدم و بعد هم چشمانش را بستم تا شناسايي نشوم، اما متأسفانه خيلي زود شناسايي شدم.
چطوري شناسايي شدي؟
پس از سرقت خودرو من با خانه آنها تماس گرفتم و براي دادن مداركش درخواست 3 ميليون تومان پول كردم. بيش از 30 بار از يك تلفن عمومي با خانه آنها تماس گرفتم كه شاكي با كارآگاه بازي كه انجام داده بود، متوجه شد من از چه باجه‌اي تماس مي‌گيرم و آنجا با پسرانش كشيك دادند تا اينكه مرا هنگام تلفن زدن دستگير كردند و تحويل پليس دادند.
فهميدي كه چطور باجه را شناسايي كردند؟
بله. به گفته شاكي،  اين او و پسرانش چند عدد كارت عابر خريده بودند و به تمامي باجه‌هاي منطقه رفته و از آنجا با تلفن همراهشان تماس گرفته بودند تا اينكه از طريق شماره باجه كه روي تلفن ثبت مي‌شد باجه مورد نظر را شناسايي كردند.
پس با يك خانواده كارآگاه روبه‌رو بودي؟
بله. اگه مي‌دانستم شاكي همسايه ماست، اصلاً دست به اين كار نمي‌زدم.
خودرو را چند فروختي؟
وقتي سرقت كردم، متوجه شدم پرايد تصادفي است و احتياج به صافكاري دارد به همين خاطر ابتدا او را به صافكاري بردم و درست كردم و بعد هم به صورت اقساطي فروختم. قرار شد اولين قسط آن را چند روز بعد بگيرم كه دستگیر شدم.
يعني پولي گيرت نيامد؟
پولي كه گيرم نيامد هيچ، بلكه پولي هم بابت صافكاري دادم.
سابقه داري؟
فقط يك بار سابقه شرب خمر دارم.
فكر مي‌كردي دستگير شوي؟
نه. اگه مي‌دانستم كه دست به اين كار نمي‌زدم.
مي‌دانستي جرم آدم‌ربايي چقدر زنداني دارد؟
نه. اما الان فهميدم كه حدود 15 سال زنداني دارد.
حرف آخر؟
من پشيمان هستم و زندگي‌ام را تباه كردم. دوست دارم شما طوري بنويسيد كه براي ديگران درس عبرت شود، چون اين كار‌ها عاقبت ندارد و به هر حال چاه‌كن آخرش ته چاه است.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار